ورود یحیی بن عبدالله به گیلان ( 175 ق)

0 0

استان گیلان، پناهگاه اعراب و ایرانیان، به ویژه علویانی بود که از جور و ستم بی حدّ و اندازه‌ی خلفا و عمّال و کارگزاران آن‌ها به تنگ آمده و فرار کرده بودند... گیلان و دیلمان که به صورت دژی تسخیر ناپذیر همچنان استوار و سربلند در برابر خلافت عباسیان  خودنمایی می‌کرد بیش از پیش توجه پناهجویان گریزنده دستگاه خلافت عباسی را به خود جلب کرده بود در این میان علویان که خلافت را حق خود می‌دانستند و یکی پس از دیگری در عراق و عربستان بر ضدّ عباسیان به پا می‌خواستند.

ابن‌طبابا تاریخ ورود اولین علوی حسنی را به گیلان سال 172ق می‌داند. ظهیرالدین مرعشی سال 176 و ابن‌خلدون سال ورد یحیی بن عبدالله را سال 175ق بود. که با توجه به سال شهادتش که در آن اتفاقی نیست، سال 175ق منطقی‌تر به نظر می‌رسد.

ابن‌طبابا، هنگام ذکر واردین فرزندان امام حسن (ع) به سرزمین دیلم، بعد از ذکر نام "یحیی بن عبدالله بن محمد بن حسن بن حسن" که محل شهادتش را نیز گیلان می‌داند، نام " یحیی بن عبدالله بن الحسن بن الحسن بن علی بن ابی‌طالب" را ذکر می‌کند که در سال 172ق به سوی ناحیه دیلم آمد و در زندان هارون‌الرشید کشته شد. (ابن‌طبا‌طبا: 1372، 217)
"یحیی بن عبدالله بن الحسن بن الحسن بن علی بن ابی‌طالب" در سال 176 ق از نوادگان امام حسن مجتبی(ع) نخستین علوی بود که به گیلان پناهنده شد (نک طبری: 1387ق/8، 242) و مردم هم ایشان را پذیرفتند و اجابت کردند. نفوذ خود را تا ساحل دریای خزر توسعه داد. (مرعشی: 1361، 127) و (قربانی: 1396، 94) مردم سرزمین دیلم او را حفظ کرده و به او لقب "صاحب‌الدیلم" دادند. (برقی: 1430، 131)
در سال ۱۷۵ق، يحيى بن عبد اللّه الحسن، برادر محمد المهدى در ديلم خروج كرد و شوكتى عظيم حاصل نمود و جماعتى بر او گرد آمدند و مردم از شهرها به ديدار او شتافتند.  هارون‌الرشيد ، فضل بن يحيى را با پنجاه هزار سپاهى به سوى او فرستاد و او را امارت جرجان و طبرستان و رى و متعلقات آنها را داد، و با او اموال بسيار روان فرمود. فضل در طالقان فرود آمد و از آنجا نامه‌هايى به يحيى و فرمانرواى ديلم مى‌نوشت و يحيى را از آنچه در سر داشت بر حذر مى‌داشت، و فرمانرواى ديلم را برمى‌انگيخت كه يحيى را به صلح وادارد. فضل وعده داد كه هزار هزار درهم به يحيى دهد و برايش از هارون‌الرشيد هم خط امان بگيرد. يحيى بپذيرفت و رشيد امان‌نامه بنوشت و فقها و قضاه و بزرگان بنى هاشم و مشايخشان، چون عبد الصمد بن على و ديگران بر آن شهادت نوشتند. رشيد اين امان‌نامه با هدايا و تحف بفرستاد. يحيى با فضل بيامد، رشيد نيز به نحوى پسنديده با او ديدار كرد، و بر او باران عطا باريد. يحيى نزد رشيد منزلتى عظيم يافت. اما پس از چندى او را به زندان افكند، و او در حبس، مسموم شد و مرد. (ابن‌خلدون: 1363/2، 341) و (فضل‌الله: 1392/3، 188)
یحیی را قبل از مسموم شدن در حوضی انداختند که در آن حیوانات وحشی گرسنه شده بودند، اما از خوردن او خودداری کردند و به گوشه ای پناه بردند و ترسیدند به او نزدیک شوند. (مسعودی: 1409ق/3، 342)
مردم بغداد به تهنيت بازداشت یحیی، نزد خلیفه رفتند. در همین زمان  يكى از سادات نزد منتصر خليفه رفت و گفت: تهنيت مى‌كنم تو را به قتل كسى كه اگر رسول زنده بودى او را بدان تعزيت مى‌دادند، و در عرب جهت يحيى عليه السّلام مرثيت‌هاى بسيار گفته‌اند. (همان‌طور که عرب‌ها برای یحیی علیه‌السلام مرثیه‌های بسیاری سروده‌اند. ) (مرعشی: 1361، 128)
مقصود در آن ورطه، ساداتى كه خلاص يافتند نيز روى به كوهستان عراق نهادند و به كوهستان طبرستان و ديلمان درآمدند. و آنجا به زحمتى تمام به سر مى‌بردند. چه بنو عبّاس و بنو اميّه مدّت دويست سال بلافصل حاكم بودند، و در قلع و قمع سادات ساعى و مجدّ، و چند نفرى از ايشان – مثل منصور دوانقى و حجاج ثقفى و متوكل عباسى عليهم اللعنة – عهد كرده بودند كه هرجا سيدى را بيابند بلا محابا به قتل آرند، تا نسل سادات منقطع گردد. امّا خدا نسل محمد بن عبد اللّه را بركتى و كثرتى به فضل و فيض بى‌دريغ خود پديد آورده و اولاد دشمنان ايشان را منقطع گردانيده، با وجود استيلاى آل عباس و بنى اميّه امروز در تمام عالم چند صد تن از ايشان معروف و مشهور نيستند. و بنى فاطمه عليهما السّلام را با وجود آنكه دويست و چهل سال هركجا مى‌ديدند مى‌كشتند امروز در هيچ جاى عالم نيست كه آنها مقدّم و پيشواى خلايق نباشند. (همان)



پ.ن اینکه ابومسلم خراسانی و... در مقابل بنی‌امیه یا مرداویچ، بابک خرمدین، یعقوب لیث صفاری و ... در مقابل عباسیان ایستادند، نمی‌توان ضد اسلام بودنشان را اثبات کرد. چون علویان مسلمان ، آل‌بویه مسلمان نیز در مقابل عباسیان ایستادند و حکومت مجزّایی در موازات عباسیان تشکیل دادند. حکومت های ایرانی دیگری مثل طاهریان، صفاریان، سامانیان، زیاریان و... نیز که حکومت های مستقلی در مقابل عباسیان تشکیل دادند ، مسلمان ماندند و با توجه به استقلالی که داشتند ، دینشان را تغییر ندادند. لازم به ذکر است نهضت شعوبیگری ایرانی نیز در مقابل تبعیض نژادی بنی‌امیه و احیای فرهنگ ایرانی تشکیل شد نه مبارزه با اسلام و نامشان را از این آیه قرآن گرفتند: " يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا  إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ  إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ "حجرات / ۱۳ اینکه افرادی در این جنبش ها مبارزه با اسلام را هدف اصلی‌شان قرار داده بودند، دلیل دیگری می‌خواهد غیر از این دلیلی که در بالا ذکر شد.
پ.ن به نشانه احترام به اولین مهاجران سادات حسنی به گیلان، روز ولادت حضرت عبدالعظیم حسنی (۴ ربیع‌الثانی) را فرصتی برای یادآوری ورود یحیی بن عبدالله به این منطقه قرار دادیم؛ کسی که برای اولین بار پای سادات را به دژ استوار دیلمان باز کرد.
 

منابع :

- ابن‌طباطبا علوی اصفهانی (م 479ق)، ابراهیم بن ناصر، مهاجران آل ابوطالب، گردآوری: شهاب‌الدین مرعشی، مترجم: محمدرضا عطایی، مشهد، آستان قدس رضوی، 1372.
- مرعشی (815-893ق)، ظهیرالدین بن نصیرالدین، تاریخ طبرستان و رویان و مازندران، تحقیق محمدحسین تسبیحی، تهران، 1361ش.
- طبری (224-310ق) ، محمد بن جریر، تاریخُ الرُسُلِ و الاُمَمِ و المُلوک (جلد8)، تحقیق: محمّد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، روائع التراث العربی ، بیروت، 1387ق.
- قربانی (زاده 1342ش)، محمّدعلی، پیشینه تاریخی فرهنگی لاهیجان و بزرگان آن، رشت، سپیدرود، 1396.
- ابن‌خلدون (732-808ق)، عبدالرحمن بن محمد، العبر (جلد2)، ترجمه: عبدالمحمد آیتی، موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، 1363.
- فضل‌الله، رشیدالدین، جامع التواریخ (تاریخ ایران و اسلام) ج3، مصحح: محمد روشن، تهران، مرکز پژوهشی میراث مکتوب، 1392.
- مسعودی (280-346ق)، علی بن حسین، مروج‌الذهب (جلد 3)، قم، موسسه دارالهجرة، 1409ق.
- برقی (200-280ق)، احمد بن محمد، رجال البرقی، قم، مؤسسة الإمام الصادق علیه السلام، 1430ق.
تاکنون نظری برای این رویداد ثبت نگردیده است
جهت ثبت نظر پیرامون رویداد ابتدا در سایت ورود کنید
کلیه حقوق برای تقویم گیلان محفوظ است | طراحی و پیاده سازی : مهیانت شمال