شیخ بهاءالدین املشی معروف به «میزان»، به سال ۱۲۹۹ق (۱۲۶۰) در ییلاق رانکوه به نام خوشخوانی به دنیا آمد. او پس از تحصیلات مقدماتی در گیلان، به نجف اشرف عزیمت کرد و در آنجا از محضر اساتیدی چون آخوند ملاخراسانی و شریعت اصفهانی کسب فیض نمود و از ایشان درجه اجتهاد گرفت (سرتیپپور: ۱۳۷۱، ۶۹ و ۷۰؛ سایبان: س ۹، ش ۱۹۴). وی در شعر با تخلص «میزان» سروده بود (سرتیپپور: ۱۳۷۰، ۶۹).
در جریان مبارزات مشروطه با مخاطراتی روبهرو میشد که هر بار معجزهآسا نجات مییافت. همزمان با حوادث جنگ بینالملل اوّل، او به نهضت جنگل پیوست و در این نهضت، مأمور تأسیس سازمانهای قضایی شد و تنظیم امور قضایی در حوزه فرمانروایی جنگل را بر عهده گرفت (سرتیپپور: ۱۳۷۱، ۶۹ و ۷۰). او همچنین عضو کمیته اتحاد اسلام بود (سرتیپپور: ۱۳۷۰، ۶۹).
پس از نهضت، وی به نوشتن خاطراتش تحت عنوان «آنچه به خاطر دارم» همت گمارد. در سالهای ۱۳۰۴ و ۱۳۲۸ به نمایندگی مجلس مؤسسان انتخاب گردید (دوران تغییر حکومت قاجار به پهلوی) و در جریان جنگ جهانی دوم به نهضت مقاومت منفی در گیلان پیوست. او در رشت و تهران فعالیتهای سیاسی داشت و در مرزهای گیلان و آذربایجان به فعالیتهای پارتیزانی پرداخت (سرتیپپور: ۱۳۷۱، ۶۹ و ۷۰؛ سایبان: س ۹، ش ۱۹۴).
او دو دوره عضو شورای فرهنگ استان گیلان شد و در دوران ریاستش بر هیئت امنای کتابخانه نشر فرهنگ «ملی» رشت، موجبات خرید و تهیه کتابهای نفیس خطی را فراهم کرد (سرتیپپور: ۱۳۷۱، ۶۹ و ۷۰). شایان ذکر است که وی در سال ۱۳۳۸ به همراه حاج غلامرضا طاعتی، این مرکز را به عضویت کتابخانه ملی درآورد (سرتیپپور: ۱۳۷۰، ۶۹). علاوه بر این فعالیتها، او روزنامهنگار و صاحب دفترخانهی اسناد رسمی بود (سایبان: س ۹، ش ۱۹۴؛ سرتیپپور: ۱۳۷۰، ۶۹).
از آثار ایشان میتوان به کتابی درباره گیلان به نام «گوشههایی از تاریخ گیلان» اشاره کرد (سرتیپپور: ۱۳۷۱، ۶۹ و ۷۰؛ سایبان: س ۹، ش ۱۹۴). شیخ بهاءالدین میزان املشی در ۲۱ مهر سال 1339 بر اثر سکته مغزی درگذشت و در اتاقی در ضلع شمال غربی (بخش شرقی) تازهآباد رشت به خاک سپرده شد (جکتاجی و یوسفدهی: ۱۳۹۴، ۱۲۱؛ سرتیپپور: ۱۳۷۰، ۶۹).