نخستین جنگ دیلمیان با تازیان (22ق)

1 بهمن 22

سردار سپاه آذربايگان اسفنديار برادر رستم سپهسالار معروف ايران بود كه چندى پيش در جنگ قادسيه به دست تازيان كشته شده بود و سردار رى فرخان زيبندى (زيبنده‌؟) يكى از بزرگان آن شهر بود. ليكن سپهسالارى همه اين لشكر و فرماندهى جنگ به عهدۀ موتا پيشواى ديلمان بود.

نعيم بن مقرن امير تازيان در همدان چون آمادگى ديلمان و گرد آمدن اين لشكرها را شنيد سخت بترسيد و خبر به مدينه براى خليفه عمر فرستاد. و چون موتا با آن لشكر انبوه آهنگ جانب تازيان كرد نعيم نيز از همدان بيرون تاخت و در «واجرود» كه جايى بوده ميانه آن شهر و قزوين دو لشكر بهم رسيدند و رزم سختى روى داد. طبرى مى‌گويد اين جنگ در سختى از جنگ معروف نهاوند و ديگر جنگ‌هاى بزرگ كمتر نبود و از ايرانيان چندان كشته شد كه بيرون از شمار و اندازه بود.

يكى از كشتگان خود موتا و گويا پس از كشته شدن وى بود كه سپاه ايران تاب ايستادگى نياورده به يك بار پراكنده شدند و هردسته راه ولايت خود پيش گرفت. (کسروی: 1307 ، 25و26)

آخرين جنگ ايران و عرب كه در 643 م. در واجرود در ميان قزوين و همدان روى داد. سردار سپاه ايران اميرى ديلمى به نام موتا بود كه دو سردار ديگر به نام اسفنديار، برادر رستم فرخزاد، و فرخان زيبندى افتاد و لشكر منظم ايران پراكنده گشت. اعراب پس از اين فتح بود كه به شهرهاى ايران سرازير شده و شهرها را پس از ديگرى مى‌گشودند. (قدیانی: 1387 / 1، 292)

اما تازيان مژده اين فيروزى را به مدينه براى خليفه فرستاده از دنبال ايرانيان آهنگ قزوين و رى كردند و اثناى راه به لشكرى از ديلمان و رازيان كه دوباره گرد آمده بودند برخورده جنگ كردند. و سپاه خود را دو دسته كرده دسته‌اى را به آذربايگان و اران و ارمنستان فرستاده بدان نواحى تا دربند دست يافتند. دستۀ ديگر آهنگ خراسان كرده در اندك زمانى تا آخرين سرحد ايران بگشادند و باقر خان اسپهبد طبرستان پيمان زينهار و آشتى بسته آن ولايت را به حال خود بازگذاشتند.

اما ديلمان هرگز گرد آشتى و طلب زينهار نگرديده جز روى دشمنى به تازيان ننمودند و رشتۀ كينه‌جويى را از دست نداده هنگام فرصت از تاخت و هجوم بر تازيان و كشتار و تاراج دريغ نمى‌كردند. تازيان ناچار قزوين را به رسم دوره ساسانيان ساخلوگاه ساخته سپاه در آنجا بنشاندند و پيوسته بساط جنگ و دشمنى گسترده و برپا بود. و چون در اواسط قرن دوم (سال ۱۴۴-۱۴۱) عمر پسر علاى رازى به فرمان منصور خليفه دشت و هامون طبرستان را از اسپهبد خورشيد بگرفت و اسلام در آن ولايت رواج يافت از آن سوى نيز در رويان (نواحى كجور) دو شهر چالوس و

كلار و ديهى را به نام (مزن) ساخلوگاه ساختند و تا اواسط قرن سيم كه طبرستان به دست عاملان خليفه بود. (کسروی: 1307، 25-27)

پ.ن  پس از گشوده شدن مرزهای ایران به دست تازیان، دیلمیان تا مدّت ها پس از پایان فتوحات عرب در برابر نیروهای نظامی گسیل شده از سوی خلفا مقاومت کردند. این مقاومت ها بدان حد بود که دیلمیان تا قرون سه و چهار هجری بزرگترین و سهمناک‌ترین دشمنان اسلام شمرده شده و نام دیلم، با کفار و مرزهای آن سرزمین با دارالحرب و الجهاد مترادف بود.

البته درهمان ابتدای زمان ورود اسلام به ایران، پس از شکست ایران در قادسیه، چهار هزار سرباز دیلمی (نزدیک بحر خزر) با طیب خاطر و اراده خودشان پس از مشاوره تصمیم گرفتند به میل خود اسلام آورند و به قوم عرب ملحق شوند. این عده در تسخیر جلولا به تازیان کمک کردند و سپس با مسلمین در کوفه سکونت اختیار کردند. (براون: 1335/1، 300)


 

 

منابع :

- براون، ادوارد، تاریخ ادبی ایران (ج1)، ترجمه و تحشیه و تعلیق: علی پاشا صالح، تهران، کتابخانه ابن سینا، 1335.
- کسروی (1269-1324ش)، احمد، شهرياران گمنام؛ ديلمان (جستانيان_کنکريان_ سالايان) جلد1، تهران، مطبعه مدرن. 1307.
- قدیانی، عباس ، فرهنگ جامع تاریخ ایران (جلد1)، تهران، آرون، 1387.
تاکنون نظری برای این رویداد ثبت نگردیده است
جهت ثبت نظر پیرامون رویداد ابتدا در سایت ورود کنید
کلیه حقوق برای تقویم گیلان محفوظ است | طراحی و پیاده سازی : مهیانت شمال