اسماعیل دهقان حاجی اسماعیل دهقان فرزند میرزا ابراهیم در ماه رجب سال ۱۳۰۴ق (فروردین ۱۲۶۶ خورشیدی) در شهر رشت متولد شد. او نیز همچون میرزاکوچک خان و میرزا محمدی انشایی از دانش آموختگان مدرسۀ طلاب حاج حسن بود که ریاست آن را سیّد عبدالرحیم خلخالی برعهده داشت. یکی از همشاگردیهای نامدار او، ابراهیم پورداوود بود. او پس از گذراندن تحصیلات مقدماتی به همراه پدر عازم عتبات میشود و قریب پنج سال را در بغداد اقامت کند و در آنجا زبان انگلیسی را فرا می گیرد. پس از ماجرای قتل اتابک اعظم رجب ۱۳۲۵ / ۷ شهريور 1286 به همکاری با آزادی خواهان می پردازد. وی چندی به امور ملکداری مشغول بود، سپس ابتدا در شهرداری و پس از آن در دارایی مشاغلی را برعهده گرفت. در پی آغاز جنبش جنگل وی به شمار مجاهدین آن پیوست. حاج احمد کسمایی او را در شمار نخستین کسانی میشمارد که با یاران نهضت جنگل هم قسم شدند اما حاضر به شرکت در حرکت مسلحانه نشدند (هدایتی خوشکلام:1383، ۷۰-۷۱)
روایت سرتیپ پور از دهقان حکایت از روحیه خاص او دارد:
"هنگامی که بین مجاهدان جنگل و قوای سرخ تصادمات خونین پیش آمد دهقان به نفع جنگل داوطلب شرکت در پیکار شد و در پیکارهای شهری که بیش از هفده روز طول کشید و هر روزه قسمتی از کوی های شهر دست به دست می شد، شرکت کرد و پس از پایان هر دوره درگیری اسلحه را به اسلحه خانۀ جنگل تحویل می داد. او گاهی
با اشعار میهنی و سروده های خویش مردم را به خدمت و جانبازی تشویق می کرد. "(سرتیپ پور:1371، ۴۳).
نام وی در دورۀ سوم انتشار روزنامۀ جنگل با عنوان مدیر بر پیشانی نشریه دیده می شود. با توجه به شواهد موجود، اسماعیل دهقان هرگز گرایشات کمونیستی همسو با کمیته انقلاب سرخ نداشت اما اینکه چگونه حاضر شد نامش به عنوان مدیر بر پیشانی روزنامه ای درج شود که عنوان انقلاب "سرخ جنگل" را یدک می کشید، مبهم است. از مطالب موجود دوره جدید هم پیداست که وی به عنوان تحریریه، نقش چندانی در انتشار روزنامه نداشت و گویا تنها از عنوان فرهنگی وی برای انتشار نشریه استفاده شده است. در یادداشتی کوتاه که در دیوان اسماعیل دهقان آمده است و به قلم یکی از دوستان او، اما با امضای ناشناس به چاپ رسیده، آمده است:
"حزب دموکرات رشت نیز کم کم تشکیلات خود را بسط می داد مرحوم دهقان از اعضای فعال این حزب بود و برای پیشرفت مرام آن کوششی بسزا می نمود و کوششهای وی البته مخفیانه انجام می یافت... دهقان وقتی شاگرد مرحوم میرزا کوچک خان و بعداً با او رفیق بود. ا فیق بود. اگر چه سعی می کرد به همه نشان دهد که به هیچ وجه با جنگل روابطی ندارد ولی مرحوم کوچک خان در ورود از تهران به رشت اولین کسی را که مخفیانه برای ملاقات خواست، حاج اسمعیل آقا بود و با او مذاکره بسیار نمود و چطور شد با آن همه سوابق دوستی و صمیمیت، به جنگل نرفت، چیزی در دسترس بنده نیست آیا قوای بدنی به او اجازه نمیداد یا تعهد کرده بود در رشت مانده و برای آنها کار کند یا این که صلاح خود را چنین دانسته بود... تا این که انقلاب روسیه پیش آمد و آن محدودیتها از بین رفت و اندکی آزادی عمل فراهم شد. در این موقع دموکرات ها توانسته بودند تشکیلات خود را علنی نمایند و دهقان برای آنها کار می کرد، می دوید، افراد جمع می کرد، حرف میزد، روزنامۀ آنان را اداره می نمود و هم در این موقع به انشاد ابیات و تصنیف و حماسه های وطنی می پرداخت... نفوذ جنگل و همکاری دموکراتهای رشت با هیئت اتحاد اسلام خواهی نخواهی دهقان را برای بار دوم به طرف جنگلی ها برد. این دفعه صحبت از جنگ و کار از حرف گذشته به مرحله عمل رسیده بود... در جنگ رشت دهقان را دیدم که تفنگ به دوش گرفته مسلحانه مجاهدین را راهنمایی می کرد جنگل شکست خورد جنگلی ها رشت را تخلیه و عقب نشینی کردند ولی دهقان در رشت ماند و شاید به کار همیشگی خود مشغول شد و برای بار سوم مدیریت روزنامۀ جنگل را به عهده گرفت و این وقتی بود که بالشویکها به ایران آمده به کمک میرزا کوچک خان و همکاران وی اعلان حکومت انقلابی داده و رسما از تهران مجزا و شروع به مهاجمه نموده بودند. اداره کردن روزنامه ارگان حکومت، آن هم در آن موقع، کار آسانی نبود. فقط علاقه و احساسات مرحوم دهقان می توانست آن را انجام دهد. این پرده نیز به پایان رسید، کار جنگل خاتمه پذیرفت. دهقان بعد از خاتمه کار جنگل از سیاست کناره گرفت و مثل این که منزوی شده بود.(دهقان:1330، مقدمه)
اسماعیل دهقان شاعری خوش قریحه و نکته دان ،بود چندان که میتوان او را به عنوان یکی از چهره های شاخص شعرِ عصر خویش نام برد. او در سالهای آخر عمر به اهل طریقت پیوست و راه درویشی در پیش گرفت. دهقان در هشتم تیر ماه ۱۳۲۵ در تهران درگذشت و او را در محوطه امامزاده قاسم تجریش به خاک سال پس از مرگش دیوان او توسط پسرش فریدون دهقان در ۲۷۲ صفحه در چاپخانه زربافی رشت به چاپ رسید. (میرزانژاد: 1396، 32و33)