بزرگداشت عضدالدوله دیلمی (6 فروردین 362 ق)

6 فروردین 362

عضدالدوله دیلمی در ۸ شوال ۳۷۲ قمری (برابر با ۶ فروردین ۳۶۲ شمسی و ۲۶ مارس ۹۸۳ میلادی) وفات یافت. به همین مناسبت، ۶ فروردین‌ماه به‌عنوان روز بزرگداشت وی برگزیده شده است تا مجالی برای تمرکز بر پژوهش‌های علمی و جلوه‌های هنری مرتبط با شخصیت ایشان باشد. در ادامه، به معرفی و بررسی ابعاد شخصیتی این پادشاه مقتدر پرداخته‌ایم.

برادران بویه – یعنی عمادالدوله، معزالدوله و رکن‌الدوله – از کسانی هستند که با تسخیر فارس، کرمان، همدان و بغداد، زمینه را برای سلطنت «دُرَّةُ العِقْدِ» بویه، یعنی عضدالدوله پسر رکن‌الدوله، آماده کردند.
عضدالدوله در سال ۳۵۷ ق کرمان را فتح کرد و گنجینه‌ها، اموال و دارایی‌های بسیاری به دست آورد و از همان سال فرمان خلیفه بغداد برای فرمانروایی عضدالدوله صادر گردید (ابن‌مسکویه، ۱۳۷۶: ۶/ ۳۰۹). در سال ۳۶۰ ق یکی از سرداران لشکر عضدالدوله، به نام عابد بن علی، به جیرفت رفت و پس از تصرف آن به هرمز رفت و آن شهر را زیر سلطه خویش و دولت آل‌بویه درآورد و پس از آن عمان نیز در همان زمان به تصرف عضدالدوله درآمد (همان، ۳۶۰).
پس از تسلّط عضدالدوله بر بغداد، متن خطبه نخستین به نام عضدالدوله در روز جمعه ۲۰ رجب در بغداد ایراد شد (ابن‌جوزی، ۱۳۵۸: ۷/ ۹۲).
با تصرف بغداد به‌دست عضدالدوله دیلمی و در پی درگیری‌های مکرر میان او و عزالدوله، این شهر دچار ویرانی‌های گسترده‌ای شد. در سال ۳۶۹ هجری قمری، عضدالدوله برای سامان‌بخشی به اوضاع، فرمان بازسازی مناطق آسیب‌دیده را صادر کرد. وی ضمن مرمت مسجد جامع بغداد، تمهیداتی اندیشید تا شهر به رونق پیشین بازگردد؛ از جمله اینکه برای ساکنانی که از توان مالی لازم برای بازسازی خانه‌هایشان برخوردار نبودند، وام‌هایی در نظر گرفت تا امکان نوسازی برای همگان فراهم شود (ابن‌مسکویه، ۱۳۷۶: ۶/ ۴۷۷).
وی تمام شهرها و نواحی مختلف را از وجود مفسدان و راه‌ها را از وجود دزدان و راهزنان پاک کرد؛ اهل فساد چه در شهرها و چه در بیابان‌ها از او در وحشت بودند (فقیهی، ۱۳۷۳: ۷۶).
عضدالدوله و دیگر سلاطین آل‌بویه به لباس مخصوص مردم دیلم علاقه داشتند و خود آن را می‌پوشیدند و به‌عنوان خلعت، لباس مخصوص دیلمیان را به دیگران عطا می‌نمودند (فقیهی، ۱۳۴۷: ۲۳۹).

عضدالدوله در شهر کازرونِ فارس بازاری ویژه برای کتان‌بافان ایجاد کرد که درآمد روزانه آن به بیست هزار درهم می‌رسید. افزون بر این، در نزدیکی مسجد جامع رامهرمز، بازارچه‌هایی بنا نمود که از نظر زیبایی، نظم و پاکیزگی چشم‌گیر بودند و سقف‌هایی مزین به نقوش هنرمندانه و کاشی‌کاری داشتند. این بازارچه‌ها در شب، به‌منظور حفظ امنیت، با دروازه‌هایی بسته و قفل‌شده محافظت می‌شدند (متز، ۱۳۶۴: ۲/ ۵۱۶).
عضدالدوله با تعمیر بقاع متبرکه به‌خصوص در نجف، کندن نهرها، ساختن مساجد خاص شیعه و تعمیر قبر سلمان پاک، مذهب تشیع را سخت تقویت کرد (فقیهی، ۱۳۴۷: ۱۴۰).
در سال ۳۷۱ قمری، عضدالدوله اقدام به احداث آرامگاهی با شکوه و عظمت بر فراز مرقد حضرت علی(ع) نمود. وی برای پیگیری مستقیم مراحل ساخت و سامان‌دهی حرم، همراه با نیروهای نظامی خود به نجف رفت و یک سال تمام در آن‌جا سکونت اختیار کرد تا از نزدیک بر اجرای دقیق طرح نظارت داشته باشد (مظفر، ۱۳۶۸: ۲۹۸).
پایتخت اول عضدالدوله شیراز بود (ابن‌مسکویه، ۱۳۷۶: ۶/ ۴۱۲). سد امیر که توسط عضدالدوله در فارس احداث شد، سدّی بی‌نظیر بود. قبل از احداث این سد، اطراف منطقه کربال در استان فارس، بیابانی خشک و بی‌آب و علف بود. با احداث این سد، منطقه آباد شد و حدود سیصد روستا از نعمت آب بهره‌مند گردید (مقدّسی، ۱۳۶۱: ۱۶۶؛ خواندمیر، ۱۳۷۲: ۱۱۷). پایتخت دومش بغداد بود و تنها یک اقدام او، یعنی ساختن بند امیر بر رود کر، هر ساله هفتصد هزار خروار بر عایدات او افزود (فقیهی، ۱۳۴۷: ۱۴۰).
در روزگاری که عضدالدوله وارد بغداد شد، شهر با بحران جدی کم‌آبی مواجه بود. نهرهایی که پیش‌تر آب آشامیدنی مردم و آب مورد نیاز باغ‌ها و کشتزارها را تأمین می‌کردند، به‌مرور خشک شده بودند. در نتیجه، شهروندان یا از آب ناسالم چاه‌ها استفاده می‌کردند یا ناچار بودند مسافت زیادی را تا کناره دجله طی کنند تا آب بیاورند. عضدالدوله پس از آگاهی از این وضعیت، فرمان داد تا جوی‌ها و مجاری قدیمی را پاک‌سازی کنند و جریان آب را در آن‌ها برقرار سازند. همچنین، در راستای بهبود زیرساخت‌های شهری، دستور بازسازی و گسترش پل‌های تخریب‌شده را صادر کرد. به‌ویژه پل بزرگ بغداد را به‌اندازه عرض یک خیابان عریض کرد و با نصب نرده‌هایی در دو سوی آن، ایمنی عبور و مرور را افزایش داد (ابن‌مسکویه، ۱۳۷۶: ۶/ ۴۲۶).
بیمارستان عضدی بغداد از بزرگترین بیمارستان‌هایی بود که بغداد به خود دیده بود (غنیمه، ۱۳۶۴: ۳۶۱) و بر اساس الگوی بیمارستان جندی‌شاپور اهواز ساخته شده بود (فرای، ۱۳۶۳: ۳۶۱).
این بیمارستان طی مدت سه سال احداث گردید (الگود، ۱۳۵۶: ۱۸۸). بیمارستان عضدی در سال ۳۷۱ ق در غرب بغداد گشایش یافت. در استحکام آن توجه بسیاری شده بود؛ چنان‌که خواجه نظام‌الملک در زمان احداث مدرسه نظامیه بغداد گفته بود: «می‌خواهم ساختمان مدرسه محکم باشد، مانند بیمارستان عضدالدوله. شنیدم که به دستور ایشان برای هر آجر یک زنبیل گچ می‌ریختند» (صاحبی نخجوانی، ۱۳۵۷: ۲۷۰ و ۲۷۱). عضدالدوله هزینه‌های بیمارستان را از موقوفات تأمین می‌کرد (کبیر، ۱۳۶۲: ۲۸۸). همچنین در شهر زبابیه (کنار نهر عیسی) چندین آسیاب تأسیس کرد که درآمد حاصله از آن‌ها را به مخارج بیمارستان اختصاص داد (ابن‌جوزی، ۱۳۵۸: ۷/ ۱۱۴). به دستور عضدالدوله، در کنار بیمارستان پارچه‌فروشی بزرگی دایر شد که لباس‌ها و ملافه‌های بیمارستان را آماده می‌ساخت (کبیر، ۱۳۶۲: ۲۸۸). در اطراف بیمارستان عضدی، بازاری ساختند که به «بازار بیمارستان» معروف بود؛ این بازار شامل یکصد مغازه بود که تمام ملزومات بیماران از قبیل نوشیدنی، دارو و گیاهان دارویی را به مشتریان می‌فروخت. قایق‌هایی به نوبت در مقابل بیمارستان کشیک می‌دادند؛ این قایق‌ها ضعفا، فقرا و اطبا را جابه‌جا می‌کردند. در اطراف بیمارستان، پس از مدتی کم‌کم محله‌ای شکل گرفت که از محله باب‌البصره در جنوب تا محله شارع گسترش یافت و به «محله بیمارستان» معروف گردید (موسوی، ۱۳۸۱: ۲۳۷).

از جالب‌ترین کارهای عضدالدوله (در بیمارستان عضدی)، ساختن دارالشفای دیوانگان در بغداد است (فقیهی، ۱۳۴۷: ۱۵۱). چون دارالشفای مذکور به اتمام رسید، روزی عضدالدوله به تماشای آن عمارت رفت. دیوانه‌ای با وی گفت: «ای امیر! اگر امور عالم واژگون نیست، به چه سبب بند بر من برنهاده‌اند؟ دیوانه توئی.» عضدالدوله گفت: «در من آثار جنون چه دیده‌ای؟» مجنون گفت: «اول آن‌که مال از عاقلان می‌ستانی و به دیوانگان صرف می‌کنی. دیگر آن‌که شافیِ امراض، حکیم علی‌الاطلاق است و تو دارالشفا ساخته خود را وسیله شفا می‌پنداری؛ بیشتر از این دیوانگی چه باشد؟»
عضد گفت زه ای سراینده زه
نگفت هیچ عاقل سخن از تو به (خواندمیر، ۱۳۷۲: ۱۱۷)
از اقدامات شاخص عضدالدوله، یاری‌رسانی به اقشار ناتوان جامعه بود. او برای شیعیانی که در کنار بارگاه‌های اهل‌بیت(ع) در شهرهای نجف، کربلا و کاظمین زندگی می‌کردند و با مشکلات معیشتی روبه‌رو بودند، کمک‌هزینه ماهیانه‌ای اختصاص داد. همچنین به یکی از کارگزاران مسیحی خود مأموریت داد که افزون بر رسیدگی به امور کلیسایی، به نیازمندان مسیحی نیز مساعدت کند (ابن‌مسکویه، ۱۳۷۶: ۶/ ۴۸۱).

در زمان عضدالدوله دیلمی، تسامح دینی و تقریب مذاهب بسیار دیده می‌شد؛ به‌طوری‌که یکی از نویسندگان و افراد مورد اعتماد مهلبی (وزیر معروف آل‌بویه)، مردی نصرانی به نام ابوالعلا عیسی بن ابزونا بود که مهلبی او را بر تمام اسرار خود واقف کرده بود. این مرد نصرانی پس از درگذشت مهلبی حاضر شد کشته شود اما اسرار و محل دفائن مهلبی را که برای فرزندش اندوخته بود، فاش نسازد و همین وفاداری باعث رهایی او شد. همچنین یکی از نویسندگان عزالدوله، ابن‌رزق نصرانی بود (فقیهی، ۱۳۷۳: ۱۱۳).

همچنین یکی از وزیران عضدالدوله به نام نصر بن هارون مسیحی بود؛ پادشاه به وی اجازه داد تا مسیحیان کلیساهای خود را تعمیر کنند؛ همچنین دستور داد صدقات او شامل فقیران اهل ذمه هم بشود. یکی دیگر از معتمدان عضدالدوله، مردی زرتشتی به نام ابونصر خوشاذه بود؛ مسیحی دیگری را نیز به نام سهل بن بشر به حکومت اهواز فرستاد. در میان غیرمسلمانانی که در دربار عضدالدوله بودند، ابواسحاق صابی از همه معروف‌تر است (همان).
در سال ۳۶۸ قمری، به فرمان عضدالدوله دیلمی، بنایی با شکوه در محل حرم [سامرا] احداث شد و ضریحی مجلل از چوب ساج بر فراز مرقد دو امام نصب گردید. همچنین در همان سال، عضدالدوله اقدام به گسترش صحن و بنای حرم کرد و دیواری مستحکم به‌عنوان حصار، پیرامون شهر سامرا ایجاد نمود (محلاتی، ۱۳۲۸: ۲۶۴).
عضدالدوله هر سال مبالغی قابل‌توجه، حدود ده‌هزار درهم، برای یاری‌رسانی به بیوه‌زنان و نیازمندان اختصاص می‌داد. همچنین سه‌هزار درهم به کفاشانی که در مسیر همدان تا بغداد فعالیت می‌کردند، پرداخت می‌نمود تا کفش‌های زائران بیت‌الله الحرام را ترمیم کنند. افزون بر این، کمک‌های مالی به علما، فقیهان، قاریان قرآن، بازماندگان خاندان‌های اصیل و نیازمندان شهرهای مقدس چون مکه، مدینه، کوفه و بغداد ارسال می‌کرد (متز، ۱۳۶۴: ۱/ ۴۲).

عضدالدوله نسبت به دانشمندان و اهل علم اهتمام فراوانی داشت و با بخشش‌ها و هدایا، آنان را مورد حمایت قرار می‌داد. محفل او همواره آراسته به حضور علما و محل گفت‌وگوها و مناظرات علمی بود. در این بستر، ابوعلی فارسی اثر «الإیضاح و التکملة» را در علم نحو و ابواسحاق صابی کتاب تاریخی «التاجی» را درباره خاندان آل‌بویه نگاشتند. همچنین متنبی، شاعر برجسته عرب، در فارس به دیدار او شتافت و از بخشایش‌های او بهره‌مند شد، اما در مسیر بازگشت به بغداد، هدف حمله راهزنان بیابانی قرار گرفت (کرمر، ۱۳۷۵: ۹۷).

اگر حکمرانان آل‌بویه خود مروج دانش و فرهنگ نبودند، امکان بروز دوران «رنسانس اسلامی» در زمان آنان فراهم نمی‌شد. سرانجام در این روز (۸ شوال) سال ۳۷۲ ق، عضدالدوله دیلمی که نام وی «فناخسرو» و از شیعیان بااخلاص امیرالمؤمنین(ع) بود، در بغداد درگذشت. پسرش، صمصام‌الدوله (ابوکالیجار مرزبان بن عضدالدوله)، به جای او نشست و پیکر عضدالدوله را به نجف منتقل کرده و در جوار روضه مبارکه امیرالمؤمنین(ع) به خاک سپردند (ابن‌اثیر، ۱۳۸۵ ق: ۹/ ۱۸). بر لوح مزارش چنین نوشتند:

«هذا قَبرُ عضدالدولة وَتاجُ المِلّة أبى‌شجاع ابن رکن‌الدولة أحبّ مجاورة هذا الإمام المعصوم لِطَمَعِهِ في الخلاص "يَوْمَ تَأْتِي كُلُّ نَفْسٍ تُجادِلُ عَنْ نَفْسِها" وَصَلواته على محمّد وَعِترته الطاهرة.»

استیلای عضدالدوله بر ممالک و ملوک، از تمامی پادشاهان بنی‌بویه بیشتر بود. او را «شاهنشاه» می‌گفتند و بر منابر بغداد، پس از نام خلیفه، نام او را ذکر می‌کردند. بیمارستان عضدی بغداد و مشهد امیرالمؤمنین(ع) را او بنا کرد و موقوفات و هزینه‌های بسیاری را صرف تعمیر بقعه منوره آن حضرت و مزار امام حسین(ع) نمود. عضدالدوله در فضل و کمال، یگانه عصر خود بود و آثار نایاب و ماندگار او بسیار است (قمی، بی‌تا: ۱۱۹ و ۱۲۰).
همچنین وی دستور داده بود این آیه را بر روی سنگ قبرش حک کنند (نک: محلاتی، ۱۳۲۸: ۳۳۷): «وَ كَلْبُهُمْ باسِطٌ ذِراعَيْهِ بِالْوَصيدِ» (سوره کهف، آیه ۱۸).

تاکنون نظری برای این رویداد ثبت نگردیده است
جهت ثبت نظر پیرامون رویداد ابتدا در سایت ورود کنید
کلیه حقوق برای تقویم گیلان محفوظ است | طراحی و پیاده سازی : مهیانت شمال