آل بويه مانند ديگر سران و امراى ديلمى و گيلانى طرفدار علويان بودند و از مداخلۀ خلفاى عباسى در امور نفرت داشتند.
علی و حسن پسران بویه از جمله سرداران سپاه ماکان بن کاکی (فرمانده سپاه سامانی ) بودند. ( چلونگر و شاهمرادی: 1395، 101) با پیروزی مرداویچ (بنیانگذار دودمان زیاریان) بر ماکان، علی و حسن به مرداویچ پیوستند. و مرداویچ فرمانروایی شهر کرج را به علی تفویض کرد. (ابنمسکویه: 1424ق/5، 373) علی پس از تثبیت حکومت خود در کرج و کنار زدن وشمگیر (برادر مرداویچ) عازم اصفهان شد. با دریافت نامهای از ابوطالب زید بن علی مبنی بر تشویق تصرف شیراز،رهسپار فارس شد. (همان، 377) در این هنگام، یاقوت والی خلیفه در شیراز با وشمگیر و مرداویچ برای مبارزه با علی، همدست شدند. علی به سوی کرمان رفت و در سال 322 ق بین علی و یاقوت جنگ در گرفت. در ضمن جنگ یاقوت فرار کرد.. پس از آن علی رهسپار شیراز شد و حکومت آنجا را در دست گرفت. (همان، 380)
على بن بويه (ملقّب به عمادالدوله) به كمك دو تن از برادران مستعد و لايق خودش حوزۀ حكمرانى خويش را با قدم سريعى تا حدود غربى استان فارس توسعه داد و بالاخره فارس را اشغال كرد. اين خاندان از يكى از طوائف ايرانى ساكن ديلم برخاسته و مدعى بودند كه از نسل بهرام گور ميباشند و مخصوصا شيعه مذهب و پيرو اصول و عقائد اماميه بودند.(سایکس: 1380/2، 32)
چون علی بویهی به کرج رسید به ترتیب امور پرداخت و به مردم آن سامان نیکی ها کرد و سیاستی پسندیده در پیش گرفت. چنان که بیشتر مورخان عمده دلیل ترقی احوال وی را گشادهدستی و خوی و منش نیکوی او دانستهاند. (ابنمسکویه: 1376/5، 373) و (ابنخلدون: 1408ق/3، 491)
برادران بويه قدرت را در باختر ايران به دست گرفتند. برادر بزرگتر، على نخست اصفهان و سپس فارس را گرفت؛ حسن، جبال را (لرستان، بختیاری، شمال خوزستان، کهگیلویه، همدان، کرمانشاه (باختران) و دیگر سرزمینهای کوهستانی زاگرس در غرب و جنوب غربی ایران) به تصرف درآورد. و احمد خوزستان و كرمان را اشغال كرد. اينگونه در غرب ايران عملا حكومت خليفه از ميان رفت و دولت بويه جاى او را گرفت (۹۳۵-۱۰۵۵). دودمان زيار فقط به گرگان و قسمتى از طبرستان حكومت مىكرد. (گرانتوفسکی: 1359، 198)
عمادالدوله در جمادیالثاني سال ۳۳۸ هجری قمری در شهر شیراز دارفانی را وداع گفت. (ابناثیر: 1385ق/8، 482) علت وفات وی بیماری مزمنی بود که به صورت قرحهای در کلیهها بروز کرده و بهتدریج موجب ضعف و تحلیل قوای جسمانیاش شده بود. در زمان درگذشت، وی حدود ۵۹ سال داشت. پس از وفات عمادالدوله، خلیفه عباسی، المطيع لله، برادر او، حسن بن بویه ـ که بعدها به رکنالدوله شهرت یافت ـ را به جانشینی وی منصوب کرد. عمادالدوله به سبب شخصیت استوار و نفوذ معنوی بالایی که در میان برادران خود داشت، حتی در دوران حیات نیز مورد احترام و اطاعت کامل ایشان قرار میگرفت. (ابنتغری: 1392ق/3، 299)
اينگونه ايران در سدۀ دهم ميان دو دولت تقسيم شد - دودمان بويه در غرب و دودمان سامانى در شرق. اما حكومت بويه كاملا يكپارچه نبود و قلمرو آن دودمان به تيولهاى سه امير كه برادر بودند تقسيم گرديد (بنيانگذاران حكومت و نوادههايشان). دودمان بويه از شيعيان پشتيبانى مىكردند و به انجام سنتهاى ايرانى گرايش داشتند. (همان)
پ.ن آل بویه نه تنها با زبان عربی مخالفت نکردند بلکه در فراگرفتن آن نیز اهتمام ورزیدند اما خود و وزیران و رجال دربارشان همچنین شاعران و نویسندگان کوشش کردند افکار ایرانی را در زبان و ادب عرب بگنجانند و مضامینی که در اشعار فارسی بکار میرود در شعر عربی وارد کنند که یکی از آنها اعیاد ایرانی بود قبل از آل بویه نام عيدهای ایرانی در اشعار عربی دیده میشود اما در عصر آنان این موضوع رایج شد به طوری که در کتب ادب آن زمان از جمله يتيمه الدهر ثعالبى صدها شعر در وصف نوروز و مهرگان و سده و مراسمی که معمول بوده ذکر شده است. (فقیهی: 1373، 287) همچنین وصف بهار و گل و بلبل به جای بیابان و خارمغیلان و...، وصف شهرهای ایران، وصف میوه و خوردنیهای گوناگون و پرندگان زیبای ایرانی، شیوع تشیع در ادب عرب و ...