مورّخان به اتفاق آلبویه را از نژاد دیلمیان و از طایفهای موسوم به شیر زیلاوند و موطن اصلی ایشان را سرزمین دیلم و به صیغه جمه دیلمیان ذکر کردهاند. (الصابی: بیتا، 32)
در قرن چهارم، در اوج قدرت آلبویه تمام گیلان و ولایات کوهستانی که در مشرق گیلان و در امتداد سواحل دریای خزر قرار داشت، یعنی طبرستان، جرجان و قومس جزء ایالت دیلم قرار گرفت و به این اسم نامبردار گشت. (مقدّسی: 1361، 520)
پیدایش آلبویه را هیچکس پیشبینی نمیکرد و حتی تصور عظمت آن را نیز نمینمود. (ابنطقطقی: 1384، 378و379)
ابوشجاع بويه پسر فناخسرو دیلمی است که از میان یکی از طوایف دیلمی به نام سیر ذیل آوند برخاسته است. فرزندان بویه ماهیگیر به مانند سایر رعایای فقیر دیار دیلم در گمنامی مطلق و تنگدستی زندگی خود را آغاز نمودند. روایتهای مربوط به نسب شاهانه ایشان همگی برساخته دوره پس از قدرت یابی ایشان است از تاریخ ولادت ایشان اطلاع دقیقی در دست نیست. ابن اثیر در گزارش مرگ رکن الدوله فرزند میانی بویه او را ۷۰ ساله دانسته است بنابرین میتوان تولد او را در سال ۲۹۶ق و دو برادر دیگر را بین سالهای ۲۹۰ تا ۳۰۰ ق دانست. زرکوب شیرازی از منابع متأخر از تولد عمادالدوله در گیلان خبر داده است. از قرار معلوم او به جز سه پسر به نامهای ،علی حسن و ،احمد فرزندان دیگری هم داشته است آنان در همان ایام کودکی از مهر مادری محروم شدند و خانواده همواره با بینوایی و نیازمندی دست و پنجه نرم میکرد. ابو شجاع بویه شغل ماهی گیری داشت و فرزندانش بنا به قول خودشان هیزم میچیدند و با حمل و فروش آن به کار تامین معاش خانواده یاری میرساندند. (حجتی: 1393، 71و72)
ترقی و پیشرفت فرزندان ابو شجاع بویه از زمانی آغاز شد که در زمره سپاهیان درآمدند و به خدمت سرداران دیلم پرداختند.
آل بويه مانند ديگر سران و امراى ديلمى و گيلانى طرفدار علويان بودند و از مداخلۀ خلفاى عباسى در امور نفرت داشتند.
علی و حسن پسران بویه از جمله سرداران سپاه ماکان بن کاکی (فرمانده سپاه سامانی ) بودند. ( چلونگر و شاهمرادی: 1395، 101) با پیروزی مرداویچ (بنیانگذار دودمان زیاریان) بر ماکان، علی و حسن به مرداویچ پیوستند. و مرداویچ فرمانروایی شهر کرج را به علی تفویض کرد. (ابنمسکویه: 1424ق/5، 373) علی پس از تثبیت حکومت خود در کرج و کنار زدن وشمگیر (برادر مرداویچ) عازم اصفهان شد. با دریافت نامهای از ابوطالب زید بن علی مبنی بر تشویق تصرف شیراز،رهسپار فارس شد. (همان، 377) در این هنگام، یاقوت والی خلیفه در شیراز با وشمگیر و مرداویچ برای مبارزه با علی، همدست شدند. علی به سوی کرمان رفت و در سال 322 ق بین علی و یاقوت جنگ در گرفت. در ضمن جنگ یاقوت فرار کرد.. پس از آن علی رهسپار شیراز شد و حکومت آنجا را در دست گرفت. (همان، 380)
على بن بويه (ملقّب به عمادالدوله) به كمك دو تن از برادران مستعد و لايق خودش حوزۀ حكمرانى خويش را با قدم سريعى تا حدود غربى استان فارس توسعه داد و بالاخره فارس را اشغال كرد. اين خاندان از يكى از طوائف ايرانى ساكن ديلم برخاسته و مدعى بودند كه از نسل بهرام گور ميباشند و مخصوصا شيعه مذهب و پيرو اصول و عقائد اماميه بودند.(سایکس: 1380/2، 32)
چون علی بویهی به کرج رسید به ترتیب امور پرداخت و به مردم آن سامان نیکی ها کرد و سیاستی پسندیده در پیش گرفت. چنان که بیشتر مورخان عمده دلیل ترقی احوال وی را گشادهدستی و خوی و منش نیکوی او دانستهاند. (ابنمسکویه: 1376/5، 373) و (ابنخلدون: 1408ق/3، 491)
برادران بويه قدرت را در باختر ايران به دست گرفتند. برادر بزرگتر، على نخست اصفهان و سپس فارس را گرفت؛ حسن، جبال را (لرستان، بختیاری، شمال خوزستان، کهگیلویه، همدان، کرمانشاه (باختران) و دیگر سرزمینهای کوهستانی زاگرس در غرب و جنوب غربی ایران) به تصرف درآورد. و احمد خوزستان و كرمان را اشغال كرد. اينگونه در غرب ايران عملا حكومت خليفه از ميان رفت و دولت بويه جاى او را گرفت (۹۳۵-۱۰۵۵). دودمان زيار فقط به گرگان و قسمتى از طبرستان حكومت مىكرد. (گرانتوفسکی: 1359، 198)
اينگونه ايران در سدۀ دهم ميان دو دولت تقسيم شد - دودمان بويه در غرب و دودمان سامانى در شرق. اما حكومت بويه كاملا يكپارچه نبود و قلمرو آن دودمان به تيولهاى سه امير كه برادر بودند تقسيم گرديد (بنيانگذاران حكومت و نوادههايشان). دودمان بويه از شيعيان پشتيبانى مىكردند و به انجام سنتهاى ايرانى گرايش داشتند. (همان)
پ.ن1 . آلبویه اوّلین دودمان شیعی در ایران، سلسلهای ایرانی که از گیلان برخاستند. سرسلسله آل بویه علی فرزند بویه دیلمی اهل کیاکلیش دیلمان که در تاریخ با لقب عمادالدوله شناخته میشود. دو برادرش حسن (رکنالدوله) و احمد (معزالدوله) هستند که هر کدام در قسمت هایی از ایران فرماندهی داشتند. همچنین اوّلین سلسلهای هستند که به بغداد در دوره عباسیان دست یافتند و به اقتدار خلافت پایان دادند. "المستکفی" بیست و دومین خلیفه عباسی به وسیله مجاهدان دیلمی به زیر کشیده شد. همچنین اولین سلسلهای بودند که در راستای اعتلای مذهب شیعه کوشیدند. از پادشاهان این سلسله آثار عمران و آبادی و رفاه اجتماعی به تعداد زیاد به یادگار مانده بود که ازجمله سدها ،قناتها ،چاهها مهانسراها کاروانسراها ،بیمارستان، کتابخانه و مدارس را میتوان نام برد.
پ.ن2. گروهی نسب آنان را به بهرام گور ساسانی ( بیرونی: 1913م، 38) و برخی هم به یزدگرد میرسانند. (قلقشندی: 1383ق/4، 417)
پ.ن3 "المستکفی" بیست و دومین خلیفه عباسی به وسیله مجاهدان دیلمی به زیر کشیده شد و پس از مدت کوتاهی بغداد را نیز تصرّف کردند.
پ.ن4 حکومت مرکزی عباسیان (132-656ق) آنقدر ضعیف شده بود که در موازات حکومتشان حکومت های دیگری تشکیل شده بود که هر کدام در قسمتی از ایران بزرگ آن زمان، حکومت میکردند. از جمله: طاهریان (205 – 259ق)، صفاریان (247 – 394ق)، سامانیان (261 – 389ق)، علویان (250-316ق) ، زیاریان (315-434ق)، آلبویه (320-440ق) ، غزنویان (351-581ق) ، سلجوقیان (428-590ق) ، غوریان (542-611ق)، خوارزمشاهیان (470-628ق) که سرانجام حکومت عباسیان توسط هولاکو خان، ایلخان مغول به شکل کامل برچیده شد.