مهیار بن مرزویه، ابوالحسن یا ابوالحسین دیلمی (م428ق) در منطقهی کوهستانی جنوب دریای خزر متولد شد. وی در آغاز پیرو مذهب زرتشتی بود و به دست سیدرضی و با برادرش سیّدمرتضی به دین اسلام گروید. مهیار دیلمی، قرآن را نزد سیدمرتضی آموخت و در محضر سیدرضی، به تحصیل علم و ادب پرداخت، سپس به عنوان مترجم زبان فارسی به عربی، در دربار آلبویه به شغل نویسندگی مشغول گردید. او صاحب دیوان شعر است. (مهیاردیلمی: 1369ق/1، 7) و (زرکلی: 1992م/7، 317)
مهیاربن مرزوبه ابوالحسین کاتب فارسی، او را دیلمی مینامند، که بعد از مذهب مجوسی (زرتشتی)، رافضی (شیعه) میشود. از بزرگان شعر و ادب شیعه به حساب میآید که صحابه را در اشعارش لعن میکرد. (ابنکثیر: 1407/12، 41)
مهیار با شش سلطان همروزگار بود. نخستینِ آنان عضدالدوله (324-372ق) است که در همان سالِ تولد مهیار، یعنی سال ۳۶۷ هجری، به قدرت رسید و تا زمان وفاتش در سال ۳۷۲ هجری حکومت کرد. پس از او پسرش شرفالدوله (م 379ق) به حکومت رسید و تا سال ۳۷۹ هجری بر سر کار بود. پس از درگذشت شرفالدوله، برادرش بهاءالدوله (م 403ق) زمام امور را به دست گرفت و از سال ۳۷۹ تا ۴۰۳ هجری حکومت کرد.ب عد از مرگ بهاءالدوله، پسرانش سلطانالدوله (۴۰۳–۴۱۱)، مشرفالدوله (۴۱۱–۴۱۶)، و سپس جلالالدوله (۴۱۸–۴۳۵) به قدرت رسیدند. جلالالدوله تنها پادشاه بویی است که مهیار در مدح او شعر سروده است، و در زمان حکومت او بود که مهیار در سال ۴۲۸ هجری درگذشت. (امین: 1403ق/10، 170)
مهیار در عصری میزیست که قدرت خلفا تضعیف شده بود تا جایی که آنان در عمل زیر نفوذ و در اختیار پادشاهان بویی قرار داشتند.
مهيار بر ادبيات درخشان عرب منّتى دارد كه همواره او را با سپاس فراوان ياد مىكنند و آوازهاى بلند دارد. ديوانش چهار جلد دارد كه فنون مختلفه شعر و ادب و شاخههاى بارور آن را دربر گرفته است. سرودههايش در زمينه مذهب يكسره احتجاج و برهان است و در اشعارش جز حجّت كوبنده، ستايش صادقانه و سوگ دردناك نخواهيم يافت.
مهيار در شب يكشنبه پنجم جمادى الآخر سال ۴۲۸ هجرى درگذشت. (خطیب بغدادی: 1417ق/13، 276)
مهیار بن مرزویه، ابوالحسن یا ابوالحسین دیلمی، شاعری بزرگ بود که در معانی اشعارش نوآوری و در سبک شعریاش قدرت و استحکام دیده میشود. «حرّ عاملی» دربارهاش گفته است: مهیار، فصاحت عرب را با معانی عجم (ایرانی) در هم آمیخته بود. «زبیدی» نیز او را شاعر زمانهاش دانسته و گفته که اصالتاً ایرانی و اهل بغداد بود.
خانهاش در بغداد در محلۀ «دَرب رباح» در منطقۀ کرخ قرار داشت و در همانجا نیز از دنیا رفت. مترجمان او لقب «کاتب» (نویسنده دیوان) به او دادهاند و احتمالاً از نویسندگان دیوان اداری بوده است. «هُوار» (Huart) بر این باور است که مهیار در «دیلم» در جنوب گیلان، در کنار دریای خزر زاده شده و در بغداد به عنوان مترجم زبان فارسی مشغول به کار بوده است. (سماوی: 1422ق/2، 368)
او در آغاز زرتشتی بود و گفته میشود در سال ۳۹۴ هجری قمری به دست «شریف رضی» مسلمان شد. شریف رضی استاد او بود و مهیار نزد او در شعر و ادب پرورش یافت. «قمی» نوشته است که او از غلامان شریف رضی بوده و پس از مسلمان شدن، تشیع را پذیرفت و در این مذهب غلو کرد، بهگونهای که برخی از صحابه را در اشعارش ناسزا گفته است. تا آنجا که «ابوالقاسم ابن برهان» به او گفته بود: «ای مهیار، تو از گوشهای در آتش (کفر) به گوشهای دیگر در همان آتش رفتهای؛ زرتشتی بودی و مسلمان شدی، اما اکنون صحابه را دشنام میدهی!» (ابناثیر: 1385ق/9، 456)
مهیار دیوان شعری در چهار جلد داشته و در دوران زرتشتی بودنش، در مسجد منصور بغداد، اشعارش در روزهای جمعه خوانده میشد. «سید علی فلال» نیز کتابی با عنوان مهیار دیلمی و شعر او درباره او نوشته است. (زرکلی: 1992م/7، 317)
و إن كنت من «فارس» فالشري ف معتلق ودّه بالشريف (مهیاردیلمی: 1369ق/2، 262و263)
گرچه نژادم پارسى است، اما مرد شريف و آزاد، تعلّق خاطرش وقف آزادگان شريف است.