ابوالحسین احمد که بعدها به معزالدوله ملقب شد؛ سومین پسر ماهیگیر تنگدستی به نام ابوشجاع بویه بود. ابوشجاع به همراه فرزندانش علی، حسن و احمد در سرزمین دیلم سکونت داشت.
احمد بن بویه ملقب به معزالدوله دیلمی برادر علی و حسن بن بویه بود که در سال ۳۳۴ق بغداد را فتح کرد. (ابنمسکویه: 1424ق/5، 275)
در دسامبر ۹۴۵ برادر كوچك دودمان بويه به نام احمد با ارتشش وارد بغداد گرديد و تمام سرزمين عراق عرب را به تصرف درآورد. او خليفه را مجبور كرد كه مقام امير الامرا و لقب افتخارى را به او بدهد ضمنا براى دو برادر ديگرش على و حسن همچنين لقبهائى را گرفت. پس از آن احمد، خليفه مستكفى را بركنار و او را كور كرد، مقام خلافت را به يكى ديگر از افراد خاندان عباسى به نام موتى واگذاشت. از اينپس خلفاى عباسى در مدت ۲۰۰ سال (۹۴۵-۱۱۳۲) از داشتن قدرت سياسى محروم بودند، فقط قدرت موهوم روحانى را در اختيار داشتند. اينگونه خلافت عباسى عملا از حكومت كنار رفت. در جهان پندار چنين انگاشته مىشد كه دستگاه خلافت مانند پيش وجود دارد، و دودمانهاى بويه، سامانى، زيارى و ديگران به عنوان عاملان خليفه در مناطق خود فرمانروائى مىكنند. (گرانتوفسکی: 1359، 198)
معزالدوله پس از استیلا بر اهواز، عزم تسخیر بغداد، دارالخلافه عباسی، نمود. وی با بسیج قوای نظامی خود، به سوی بغداد لشکر کشید و سرانجام در یازدهم جمادیالثانی سال ۳۳۴ هجری قمری، این شهر را به تصرف درآورد و اقتدار آل بویه را بر پایتخت خلافت عباسی مستقر ساخت. (ابنمسکویه: 1424ق/1، 36)
در قرن چهارم از زمان پادشاهى «معزّالدولۀ ديلمى»، تعزيهدارى عاشورا علنى شد بهاينترتيب كه در عاشوراى سال ۳۵۲ ق به دستور «معز الدّوله» در بغداد تمام دكانها حتّى نانوايىها و هريسه فروشها را بستند و جلو دكانها به رسم آن روز پلاس آويزان كردند، در اين روز مردم در كوچه و بازار مىگشتند و به سر و سينۀ خود مىزدند و بر حسين عليه السّلام شيون و نوحهگرى مىكردند.. (ابن خلدون: 1408ق/3، 527)
مردم گيل و ديلم در ميان خاك و خون غلطان و آب حسرت از ديده ريزان و دست بر سينه كوبان، نمدهاى سيه در گردن و خار و خاشاك در سر و تن مىگرديدند.. (مرعشی: 1364، 223)
در سال ۳۵۲ ق به دستور معزالدوله دیلمی مراسم مربوط به عیدغدیر و برپا داشتن جشن و سرور و آذین بندی آغاز شد و سالهای بعد هم ادامه یافت.(قزوینی: 1386، 119)
معز الدوله در ۱۳ ربیع الآخر ۳۵۶ در پی بیماری شدیدی در بغداد چشم از جهان بربست. شک نیست که بسیاری از پیروزیهای سلسله بویهی حاصل تلاشهای معز الدوله بود. هرچند او جوانترین فرزند بویهیان بود و در ابتدای کار در حمله به کرمان دچار شکست تلخی.شد اما تحرکات نظامی بعدی و هوشیاری فوق العاده اش در استفاده از فرصتها چنان بود که به فاصله اندکی توانست تا قلب خلافت عباسی نفوذ و کنترل بغداد را به دست گیرد ویژگی ستودنی معزالدوله در دیگرگون کردن پیکارها به نفع خویش بود. او در بدترین شرایط جنگی میتوانست با بسیج نیروها و ترفندهای نظامی بر دشمن فائق آید قدرت فوق العاده ای در تشجیع سپاهیان و افراد زیردست خود داشت و برای این کار از کلام نافذ خود استفاده می.کرد و همیشه اشک در آستین داشت. (حجتی: 1393، 109)