غلامرضا رحمدل (۱۳۳۰ - ۱۳۸۸)، متولد 25 بهمن، شرفشاده لاهیجان، شخصیتی چندبعدی داشت که پیش از تثبیت جایگاه علمی، به عنوان یک «خطیب انقلابی» در لنگرود شناخته میشد. او از بنیانگذاران و اعضای شورای سپاه پاسداران لنگرود بود و در سالهای حساس دفاع مقدس، ریاست آموزش و پرورش لنگرود و انزلی را بر عهده داشت (زریان: ۱۳۹۶، ۹ و ۱۲). او از سال ۱۳۶۶ رسماً به دانشگاه گیلان منتقل شد و به عنوان نخستین «استاد تمام» دانشکده ادبیات این دانشگاه، نقشی تاریخی در ارتقای سطح علمی منطقه ایفا کرد.
جایگاه در ادبیات پایداری کشور
رحمدل در تراز اول شعر انقلاب ایران قرار داشت. او در کنار بزرگانی چون قیصر امینپور، سید حسن حسینی، سلمان هراتی و نصرالله مردانی، یکی از ۵ استوانهی اصلی شعر دفاع مقدس شناخته میشد. (زریان: ۱۳۹۶، ۱۲). غزل مشهور او با مطلع: «باز از جبهه حق نعش شهید آوردند / ورقی پاره ز قرآن مجید آوردند»، شناسنامه ادبی او و همچنین غزل مانیفستگونهی او با عنوان «ما ایستادهایم» که با الهام از کلام امام خمینی (ره) سروده شد، شناسنامه ادبی او در میان تودههای مردم و جبهههای جنگ است (همان، ۱۶).
اشعار عاشورایی (مصحف خون)
دکتر رحمدل در اشعار آیینی خود، با زبانی عاطفی و حماسی به مرثیهسرایی برای شهدای کربلا میپردازد:
در رثای سیدالشهدا (ع):
خاک تو شفاست یا ابا عبدالله
داروی بلاست یا ابا عبدالله
بر ساحل دجله عاشقان حجله زدند
عباس کجاست؟ یا ابا عبدالله
- در رثای حضرت عباس (ع) با عنوان «مصحف خون»:
آغشته به خون سپیدهدم شد ای وای
یک لاله ز باغ عشق کم شد ای وای
بر مصحف خون رسول تاریخ نوشت
اسطوره والقلم، قلم شد ای وای
اشعار بومی-حماسی
توانایی فوقالعادهای در سرایش اشعار بومی داشت که اوج آن منظومه بلند گیلکی «بیجاکار» (برنجکار) است. این منظومه چنان با روح مردم گیلان عجین شده که به گفته متن: «همه مردم گیلان با این مثنوی بارها خندیدهاند و گریستهاند». (زریان: 1396، 14)
او میرزا را نماد ایستادگی در برابر استعمار شرق و غرب میدانست.
- چهارپارهای در ستایش میرزا:
گیلهمردی ز تبار جنگل
بذر خون کرد نثار جنگل
نفس سبز مسیحایی او
جاودان ساخت بهار جنگل
بود دلداده و مشتاق تفنگ
دست میبرد به چخماق تفنگ
ساحل سینهی دریایی او
بوسه میداد به قنداق تفنگ
یکی از مشهورترین سرودههای رحمدل، رباعی است که در سوگ دوست و همرزمش، شهید ابوالحسن کریمی (فرماندار لاهیجان)، سروده است. این رباعی چنان استوار و اثرگذار بود که بر سنگ مزار این شهید نقش بست:
گفتا غم عشق کن برون، گفتی نه
بگشای جریدهی فسون، گفتی نه
آنگه که به پای مسلخت آوردند
جان دادی و با زبان خون گفتی نه
این رباعی و چند اثر دیگر را به دست مرحوم قیصر امینپور رسانده و او نیز با استقبال زیاد، آنها را در مجله سروش (به مناسبت چهلم شهید کریمی) به چاپ رسانده است. این نشاندهنده تایید سطح کیفی اشعار رحمدل توسط سرآمدان شعر معاصر ایران است. (زریان: 1396، 10)
معمار شعر انقلاب در گیلان
دکتر رحمدل را «نخستین شاعری» است که در لنگرود و گیلان، پرچم شعر انقلاب را برافراشت. او با دعوت از بزرگان شعر ایران به دانشگاه گیلان، محیطی پویا برای رشد شاعران جوان فراهم کرد. اساتیدی که با دعوت او به گیلان آمدند عبارتند از: حمید سبزواری، مشفق کاشانی، نصرالله مردانی، حسین اسرافیلی و مرتضی نوربخش. (زریان: 1396، 12)
«ما ایستادهایم»
این غزل با الهام از سخن تاریخی امام خمینی (ره) که فرموده بود: «اگر این جنگ بیست سال هم طول بکشد، ما ایستادهایم»، سروده شده است. این شعر نمونه اعلای «شعر متعهد» است که در آن شاعر، سرنوشت خود را با آرمانهای معنوی و ملی پیوند میزند:
ما متصل به نام خدا ایستادهایم
چون سرو سرافراز و رها ایستادهایم
ما با صفیر چلچله بیعت نمودهایم
آتش شود زمین و هوا ایستادهایم
قربانیانِ مسلحِ عشقیم و منتظر
در وعدهگاه سرخ منا ایستادهایم
ما از شرنگ آتش میثاق سرخوشیم
در وادی الست و بلی ایستادهایم
در شعر پایداری زندان پایدار
این است رمز حادثه، ما ایستادهایم
(زریان: 1396، 16)
کارنامه علمی و پژوهشی
رحمدل فراتر از یک شاعر، یک منتقد ساختگرا و جامعهشناس سیاسی بود. بررسی ۴۶ عنوان مقاله او در دانشگاههای معتبر (تهران، مشهد، شیراز، اصفهان و...) نشاندهنده چند رویکرد نوین است:
- نقد مدرن و جسارت علمی: او با استفاده از متدولوژیهای «پدیدارشناسی»، «ساختشکنی» و «نشانهشناسی»، متون کلاسیک را بازخوانی میکرد. نقد جسورانه او بر کتاب «در سایه آفتاب» دکتر پورنامداریان، نشاندهنده تراز بالای آکادمیک اوست (زریان: ۱۳۹۶، ۲۷).
- تخصص میانرشتهای: وی نظریات جامعهشناسانی چون تدا اسکاچپل و ساموئل هانتینگتون را با انقلاب ایران تطبیق میداد (همان، ۲۷).
- قرآنپژوهی و عرفان: پژوهشهای او درباره «تأویل نشانهشناختی باران در قرآن» و «ساختار اجتماعی اندیشه مولوی»، عمق نگاه او را به پیوند دین و جامعه نشان میدهد.
۱۷ جلد کتاب ایشان (۱۳۷۱ تا ۱۳۸۸) طیف وسیعی از عرفان، ادبیات عاشورایی و نقد را شامل میشود؛ آثاری چون «تذکره شهدای کربلا»، «حاکم حکیم (سعدیشناسی)»، «حماسه آب» و «رنگ و درنگ (تفسیر موضوعی قرآن)» (زریان: ۱۳۹۶، ۲۵)
نهادینهسازی گیلانپژوهی
یکی از درخشانترین فصول زندگی دکتر رحمدل، پایان دادن به انزوای پژوهشی گیلان و فرزانگان گمنام آن همچون شهودی، تجلی، امینا و... (رحمدل: ۱۳۷۲، ۱۰). و جلوگیری از مسخ هویت در برابر تهاجم فرهنگی بود (رحمدل: ۱۳۷۲، ۲۴)
الف) سمینار تاریخی اول دوم شهریور ۱۳۷۲
او با هوشمندی، سمینار دو روزه «بررسی فرهنگ و ادبیات گیلان» را در ۱ و ۲ شهریور ۱۳۷۲ در «تالار استاد معین» برگزار کرد (رحمدل: ۱۳۷۲، ۷). این رویداد با حضور نخبگانی چون دکتر فائق، جلیل ضیاءپور، آیتالله احسانبخش، مهندس طاهایی (استاندار) و دکتر صادق آیینهوند به نقطهی عطفی برای تثبیت مطالعات بومی تبدیل شد.
از میان مقالات ارسالی برای این سمینار، ۶۰ پژوهشگر، ۳۸ مقاله برگزیده با محورهایی چون واژهشناسی گیلکی، تاریخ تحولات سیاسی و مشاهیر مذهبی ارائه گردید (همان، ۱۵)
بنیانگذاری اولیه (۱۳۷۲)
رحمدل موفق شد با برگزاری سمینار بزرگ فرهنگ و ادبیات گیلان، موافقت اصولی اولین پژوهشکده استانشناسی در دانشگاههای سراسر کشور را در دانشگاه گیلان اخذ کند که شامل سه گروه «مردمشناسی»، «تمدن اسلام» و «ادبیات گیل و دیلم» بود (رحمدل: ۱۳۷۲، ۸).
تثبیت و اخذ مجوز رسمی (۱۳۹۳-۱۳۹۵)
هرچند بذر این نهاد توسط رحمدل کاشته شد، اما فرآیند ارتقای فضا و تبدیل آن به کانون محور فعالیتهای فرهنگی از سال ۱۳۹۳ شدت گرفت. در نهایت، با پیگیریهای دانشگاه گیلان و تعامل با اهالی فرهنگ، مجوز قطعی پژوهشکده از سوی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در بهمن ماه ۱۳۹۵ صادر شد تا آرزوی دیرینهی رحمدل برای ایجاد یک کانون پژوهشی پایدار محقق گردد.
غنای منابع علمی
با تلاشهای او، کتابخانههای ارزشمندی به این مرکز اهدا شد؛ از جمله:
- بیش از ۷ هزار جلد کتاب اهدایی خانواده مرحوم دکتر معین.
- کتابخانه شخصی استاد ملکآرا (هنرمند و نقاش) (رحمدل: ۱۳۷۲، ۳۵).
جهانبینی دینی و هویت بومی
او معتقد بود گیلانشناسی تجلی آیه ۲۲ سوره روم (تنوع زبانها و رنگها) است. از منظر او، مطالعات قومی نباید به «دگماتیسم» منجر شود، بلکه باید ذیل سایه «اینترناسیونالیسم اسلامی» معنا یابد. (رحمدل: ۱۳۷۲، ۹).
یادنامه دکتر غلامرضا رحمدل شرفشاهی ؛ خنیاگر خزر
کتاب "یادنامه دکتر غلامرضا رحمدل شرفشاهی؛ خنیاگر خزر" دانشنامهای است که با همکاری بیش از ۲۰ شخصیت برجسته ملی (از جمله حسین اسرافیلی، ابوالقاسم حسینجانی، دکتر محمدرضا سنگری، موسوی گرمارودی و علیرضا قزوه) تدوین شده تا از پراکندگی آراء و اشعار این «استاد مجاهد» جلوگیری کند (زریان: ۱۳۹۶، ۱۸). این اثر گواهی است بر جایگاه مردی که سلاحش شعر بود و تمام زندگیاش را وقف پیوند میان هویت بومی و آرمانهای جهانی اسلام کرد.
درگذشت
تقدیر چنین بود که وی تا آخرین لحظه در سنگر تعلیم بماند؛ دکتر رحمدل در ۲۳ آذر ۱۳۸۷ در حین تدریس در کلاس درس دانشگاه گیلان دچار حمله تنفسی شد و پس از ماهها کما، در ۲۵ فروردین ۱۳۸۸ دار فانی را وداع گفت. (زریان: ۱۳۹۶، ۲۴)