رحلت آیت الله شیخ علی علم الهدی فومنی (20 مهر 1330 ش)

20 مهر 1330

ایشان از علمای مجاهد قرن چهاردهم، زاهد، فقیهی متبحر و ادیبی کم‌نظیر در فلسفه، رجال و کلام بودند. متولد محله «حلقه سر» فومن گیلان، تحصیلات دینی خود را از رشت آغاز کرد و در آنجا پیش از آنکه به تهران برود، کتاب‌های سطوح پایین‌تر را به طلاب تدریس می‌نمود. سپس در مدرسه صدر تهران، نزد اساتیدی چون میرزا هاشم اشکوری (شرح حال رجال ایران، ج ۶، ص ۲۹۱)، میرزا ابوالحسن جلوه (گلشن ابرار، ج ۱، ص ۳۹۳) که در محضرش حکمت و فلسفه آموخت، میرزا محمدحسن آشتیانی (گلشن ابرار، ج ۳، ص ۱۹۱) که در بحث او فقه و اصول فرا گرفت و شیخ فضل‌الله نوری به تعلیم پرداخت. وی برای نیل به مقام اجتهاد راهی نجف شد و در محضر بزرگانی چون ملا محمدکاظم خراسانی و سید محمدکاظم یزدی بهره برد و به‌ویژه با علاقه مفرط در درس شیخ‌الشریعه شرکت کرد تا سرانجام به مقام شامخ اجتهاد رسید (احسان‌بخش: ۱۳۸۰، ۳۹۵-۳۹۷).

فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی
آیت‌الله علم‌الهدی در ابتدا مشروطه‌خواه بود و با شور جوانی، پیاده راهی قم شد تا مژده پیروزی مشروطه را به علما برساند، اما بعدها دریافت که در این مسیر مورد فریب قرار گرفته است. با انحراف این جنبش از مسیر شرع و اعدام شیخ فضل‌الله نوری، از مشروطیت بیزار شد (تربت پاکان قم، ص ۱۱۴۸). وی در مسیر بازگشت از نجف به گیلان، به دلیل چهره رشید و سرخ‌گونه‌اش که شبیه اروپایی‌ها بود، توسط افندی‌های بغداد دستگیر شد و ماه‌ها در محاکمه و زندان به سر برد (جنبش مشروطیت در گیلان، ابراهیم فخرایی؛ ۶. دانشوران و دولتمردان گیل و دیلم، ص ۳۹۵).

نقش در نهضت جنگل و تدریس
او در رشت به تدریس ادبیات عرب و کتب دینی از «مطوّل» تا «اسفار» پرداخت و در مسجد صالح‌آباد اقامه جماعت می‌نمود. ایشان پدری مهربان و ناصحی مشفق برای طلاب بود و در هر درسی بر تهذیب اخلاق تأکید می‌کرد (احسان‌بخش: ۱۳۸۰، ۳۹۵-۳۹۷). وی به شدت بر ادب در کلاس حساس بود؛ چنانکه روزی به دلیل غیبت گرفتن یک طلبه از دیگری، کلاس را تعطیل کرد و فرمود: «مجلسی که در آن غیبت باشد، درس گفتن را روا نمی‌دارم» (خاطرات صادق، ص ۶۲-۶۳).

ایشان عضو «هیئت اتحاد اسلام» بود و به همراه علمای بزرگی چون سید محمود روحانی و سید عبدالوهاب صالح، این هیئت را در جنگل بنا نهاد تا با متجاوزان روس و انگلیس مبارزه کنند. او به عنوان «قاضی شرع نهضت جنگل»، نظارت بر اجرای حدود الهی و جلوگیری از تخلفات را بر عهده داشت و معتقد بود قوانین نهضت بر پایه شریعت است (دانشوران و دولتمردان گیل و دیلم، ص ۳۶۲). وی چنان به این مسیر باور داشت که در پاسخ به انتقاد از دولتیان، خروشیده و گفته بود: «زنده باد جنگل! اگر چهل نفر داشته باشم باز به جنگل پناه می‌برم» (احسان‌بخش: ۱۳۸۰، ۳۹۵-۳۹۷). او رضاخان را به «بخت النصر» و شیخ فضل‌الله نوری را به «حضرت یحیی (ع)» تشبیه می‌کرد و بی‌تفاوتی مردم در قبال شهادت شیخ را عامل تسلط رضاخان می‌دانست (خاطرات صادق، ص ۹۱).

مبارزه با استبداد پهلوی و بینش سیاسی
پس از به قدرت رسیدن رضاخان، ایشان که به دلیل استعفا از دفتر ازدواج (به دلیل مخالفت با لباس متحدالشکل و اجبار دختران به حضور بدون حجاب در دارالحکومه) مورد بازجویی و تحت نظر قرار گرفته بود، همچنان تحلیل‌های دقیق سیاسی ارائه می‌داد. در سال ۱۳۲۹ ش، در گفتگو با آیت‌الله احسان‌بخش درباره ملی شدن نفت و تحصن طلاب، پیش‌بینی کرد که آمریکا وارث سیاسی انگلستان در منطقه خواهد شد و هشدار داد که بسیاری از تحرکات سیاسی داخلی، تحت هدایت آمریکا است (خاطرات صادق، ص ۷۳؛ دانشوران و دولتمردان گیل و دیلم، ص ۳۹۷-۴۶۲).

او همواره با تلاوت آیاتی چون «قُل اللهم مالِک المُلک...» (سوره آل عمران/۲۶)، «من یتوکل علی الله...» (سوره طلاق/۳) و «ولا تحسبنّ الّذین قُتلوا...» (سوره آل عمران/۱۶۹) توکل می‌کرد.

وفات
ایشان پس از سال‌ها مجاهدت در برابر استعمار و حکومت رضاخانی، در ۲۰ مهر سال ۱۳۳۰ شمسی درگذشت. پیکر ایشان در قم و در «قبرستان نو» (قبرستان جامع شیخ) در جوار حرم حضرت معصومه (ع) به خاک سپرده شد.

تاکنون نظری برای این رویداد ثبت نگردیده است
جهت ثبت نظر پیرامون رویداد ابتدا در سایت ورود کنید
کلیه حقوق برای تقویم گیلان محفوظ است | طراحی و پیاده سازی : مهیانت شمال