دکتر ابراهیم حشمت (1264-1398) فرزند عباسقلی طبیب ملقب به حشمتالاطبا است. او طبیب امینالدوله در لشتنشا بود. که در نبرد شاهسونها علیه محمدعلی شاه (1251-1304) با میرزا کوچک (1259-1300) آشنا شد و به نهضت جنگل پیوست. هنگامی که حوزه حکومت جنگلی ها تا مناطق شرق سفیدرود، لاهیجان و دیلمان منبسط شد. دکتر حشمت به فرماندهی قوای کشوری و لشکری جنگل در گیلان منصوب شد و درحقیقت شخصیت دوّم جنگل شد.(سرتیپپور: 1371، 162 و 163) از سران نهضت جنگل، احداث کنندهی نهر حشمترود لاهیجان که محصول برنج شرق گیلان را کمبود آب نجات داد. (فخرایی: 1354، 179) در اطراف لاهیجان چند جاده به همت دکتر حشمت، ساخته شده است. (آلیانی:1376، 81)
وی پس از حملهی قزاق به جنگلی ها با کمک نیروی انگلیسی و تامینی که پشت قرآن مجید به او داده شده بود، با ۲۷۰ نفر از همراهانش که در میان آنان شیخ عبدالسلام عرب نیز دیده میشد، تسلیم دولت گردید و در ۱۱ شعبان ۱۳۳۷ق (۴ اردیبهشت ۱۲۹۸) به دستور سردار معظم خراسانی (تیمورتاش) (1260-1312) حاکم مستبد گیلان، در قرق کارگزاری رشت حلقآویز شد. (فخرایی: 1354، 177 و 180)
پ.ن فخرایی (1278-1366) تاریخ محاکمه و اعدام دکتر حشمت را ۱۱ شعبان ۱۳۳۷ق برابر ۴ اردیبهشت میداند. (فخرایی: 1354، 180) اما کاپیتان ویکهم در گزارش خود این اعدام را برابر ۱۲ مه ۱۹۱۹ آورده که طبق محاسبات روبرت واهانیان برابر ۲۱ اردیبهشت میباشد. (واهانیان: گیلهوا، ش 57، ص 35) در سنگ قبر دکتر حشمت (قبر ایشان در محله چله خانه رشت جنب مسجد محمّد رسول الله قرار دارد) ۲۱ اردیبهشت ثبت گردیده است.
تقریر دکتر "مجید رحمانی" از شهادت دکتر حمشت (براساس مستندات پژوهشکده گیلانشناسی)
_ تنها شهید نهضت که میرزا کوچکخان شخصاً برای او یادواره و مراسم گرفت، دکتر حشمت بود.
_ میرزا بر مزار او آیه «وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا» را قرائت کرد و در سخنرانی خود بر انتقام خون او تأکید ورزید.
_ پس از اعلام حکومت جمهوری، میرزا یارانش را مرخص کرد و از رشت به «چلهخانه» (سر مزار دکتر حشمت) رفت تا در آنجا رسماً بر ادامه مسیر جمهوری تأکید کند.
در جریان نبردها، به دکتر حشمت پیشنهاد اماننامه دادند، اما او نپذیرفت و به سمت «کسما» و سپس مازندران عقبنشینی کرد. نهایتاً نیروهای او توسط چندین هزار نفر محاصره شدند. طرح میرزا این بود که یاران در گروههای کوچک چندنفره به دل کوه بزنند و متفرق شوند، اما دکتر حشمت با نگاهی به وضعیت نیروهای پیرامونش، به شوخی (یا تلخکامی) گفت: «تسلیم میشویم و بعد دوباره مبارزه را ادامه میدهیم.» سرانجام قزاقها دستهای او را بستند و به رشت منتقل کردند.
در دادگاه رشت، فشار زیادی بر او وارد کردند تا تسلیمنامهای بنویسد که در روزنامهها چاپ شود، با این وعده که این کار موجب نجات میرزا خواهد شد. اما او در پادگان پایداری کرد. حتی کاغذی به او دادند تا از میرزا اعلام برائت نموده و اتهاماتی را متوجه او کند؛ دکتر حشمت نه تنها نپذیرفت، بلکه در برابر توهینها و ضربوشتمها ایستاد و گفت: «ما علیه انگلیس قیام کردیم و با حکومت مرکزی سر جنگ نداریم.» او تا آخرین لحظه قاطعانه از میرزا دفاع کرد.
پس از سه روز شکنجه در رشت، حوالی ظهر او را به پادگان بردند و در نهایت ساعت ۱۷ (غروب) در منطقه «قرق کارگزاری» حکم اعدام اجرا شد. در مستندات مربوط به حکم آمده است:
«به دلیل کشف چهار هزار فشنگ پنجتیر و تفنگ، هیچ قصوری در اثبات جرم وجود ندارد؛ جرم او انکارناپذیر است.»
دکتر حشمت تنها یار میرزا است که اعدام شد. او در لحظهی آخر، با شجاعت از عامل اعدام خواست که اجازه دهد خودش طناب دار را به گردنش بیندازد و دستانش هم موقع اعدام باز باشد. (این نوشتار از دستنوشته دکتر "مجید رحمانی" برداشته شده است)