روتشتاین، وزیر مختار شوروی در ایران، در مناسبت تاجگذاری احمدشاه، در نطقی خطاب به او، نیات خیانتبار دولت متبوعهاش را نسبت به انقلاب جنگل چنین آشکار ساخت: «با اجازه اعليحضرت علاوه مینماید که دولت متبوعه اینجانب ذات اقدس همایونی را مظهر تمامیت استقلال ایران میداند... خاطر همایونی را مطمئن میسازد که دولت متبوعه دوستدار، نظر به تعهداتی که در موقع انعقاد قرارداد نموده است، با نهایت صمیمیت اقدامات لازم را در تسریع تصفیه مسئله گیلان اتخاذ خواهد نمود.»
همین دیپلمات، در ادامه برای تکمیل این مسیر، در نامهای خطاب به میرزا کوچک خان، ضمن ابراز همدردیهای ظاهری، ماهیت حقیقی دولت شوروی را در برابر انقلاب جنگل برملا کرد: «از آنجایی که ما، یعنی دولت شوروی، در این موقع نه تنها عملیات انقلابی را بیفایده، بلکه مضر میدانیم، این است که فرم سیاستمان را تغییر و طریق دیگری اتخاذ کردهایم.» روتشتاین در این نامه با اشاره به قرارداد منعقد شده مینویسد: «این نظریات، مرا وادار کرد در رابطه شما با دولت مداخله نمایم. شما ملتفت هستید که از روی مواد قرارداد، ما مجبور هستیم دولت را از وجود انقلابیون و عملیات آنها راحت کنیم.» او در نهایت، در نقشی شبیه به دایهای که از مادر مهربانتر است، پیشنهاد سازش و خلع سلاح را به میرزا کوچک خان داد: «.. من همان کردم که پس از خروج قوای بیگانه و صدور تأمیننامه برای شما به وسیله من، شما یا خلع سلاح شوید و یا به نقطهای خودتان را کنار بکشید.»
مأموریت سفیر جدید شوروی از این جهت حائز اهمیت بود که نقش بزرگی در این نمایش بر عهده داشت؛ او باید انقلاب گیلان را به گونهای خاموش میکرد که به حیثیت «آزادیخواهانه» شوروی لطمهای وارد نشود (نک فخرایی: ۱۳۴۸، ۳۵۶).
میرزا کوچک خان که در ابتدا با حسننیت با انقلاب شوروی برخورد کرده و جز صداقت و صمیمیت انقلابی انتظاری نداشت، با گذشت زمان متوجه توطئههای شوروی شد و در پاسخ به روتشتاین نوشت: «من و یارانم در مشقتهای فوقالعاده چندین ساله هیچ مقصودی نداشته و نداریم جز حفظ ایران از تعرضات خارجی و فساد خائنین داخلی، تأمین آزادی رنجبران ستمدیده مملکت... من انقلاب را یگانه راه علاج و نجات قطعی ملت از مشکلات موجود میدانم.» ( حسین خزایی، «سرخها و نهضت جنگل» زمانه، ش 72،1387، ص 38.) وی در ادامه، پیشنهادهایی نظیر «اقدام حکومت مرکزی ایران به اصلاحات اساسی، فسخ قراردادهای استعماری و تعهد به حفظ استقلال، سپردن امنیت گیلان به جنگلیها و آزاد بودن احزاب» را ارائه کرد و قول داد که در صورت پذیرش این شرایط، سیاست صبر، انتظار و آرامش پیش بگیرد. با این حال، روتشتاین این پیشنهادها را «غیرمنصفانه» ارزیابی کرد. (عبداللهی: 1388، 91)