احسانالله خان در تمامی فجایع کمونیستی در رأس امور قرار داشت و کاملاً گوشبهفرمان «بلشویکها» بود؛ چرا که آنها برای اجراء منویات خود، به جای دخالت مستقیم، از احسانالله خان بهعنوان ابزاری برای پیشبرد اهدافشان استفاده میکردند. در مقابل، میرزا کوچک در اعتراض به اقدامات تفرقهانگیز حزب کمونیست، پیش از ترک رشت، نامهای را در این زمینه برای لنین تنظیم کرد و آن را توسط دو نمایندهی خود، میرصالح مظفرزاده و گائوک آلمانی، به مسکو فرستاد (یوسفدهی: ۱۳۹۳/۳، ۶۲). وی در این نامه صراحتاً متذکر شد که: «... در موقع خود به نمایندگان روسیه اظهار کردم که ملت ایران حاضر نیست پروگرام بلشویکها را قبول کند...».
میرزا کوچک همچنین در شرح جنایات کمونیستهای ایرانی در گیلان و بازگویی جزئیات کودتای آنها، چنین مینویسد: «... مع الأسف تصوراتمان به عکس نتیجه داد. هنوز اطراف گیلان را قشون شاهپرست و عناصر مستبد احاطه دارند و هنوز قشون انگلیس از حدود گیلان خارج نشده و مسائل حیاتی بین ما و شما حل نگردیده است و با این احوال شما در رشت و انزلی به اختلاف، حتی به منازعه شروع نموده اید... اگر این اقدامات شما دوام پیدا کند ناچاریم به هر وسیله باشد به تمام احرار و سوسیالیستهای دنیا حالی کنیم که وعدههای شما همهاش پوچ و عاری از صحت و صداقتاند. به نام سوسیالیزم اعمالی را مرتکب شدهاید که لایق قشون مستبد "نیکلا" و قشون سرمایهداری انگلیس است...». گفتنی است که نمایندگان ارسالی میرزا موفق به دیدار با لنین نشدند، اما در ملاقات با معاون وزیرخارجه شوروی، وی تأکید کرد که به هیچ وجه نمیتوان از تبلیغ مرام کمونیسم جلوگیری نمود (نک فخرایی: ۱۳۵۴، ۲۷۹)