حسین نظام رشتی از چهرههای برجستهی وعظ، شعر و پژوهش در اواخر دوران قاجار و آغاز دورهی پهلوی بود. او در شهر رشت زاده شد و از سالهای نخست جوانی به فراگیری علوم حوزوی در زادگاه خود پرداخت. ذهن پویا و ذوق هنری او سبب شد تا بهزودی در زمرهی خطیبان توانا و شاعران بداههپرداز جای گیرد.
مرحوم آیت الله العظمی بهجت(ره) (1295-1388) درباره نظام چنین می گوید: «آقای نظام رشتی یکی از خطبای با اخلاص و مشهور ایران بود که در تهران سکونت داشت. این مرد با اخلاص ارادت عجیبی به خاندان پیامبر داشت و نیز دارای نفود کلام بود به گونه ای که وی بر خلاف سایر خطبا در ابتدای سخن در منبرش خطبه نمی خواند بلکه با جمله «السلام علیک یا مظلوم یا اباعبدالله» منبرش را آغاز می کرد و قادر بود با گفتن همین جمله، جمعیت را منقلب سازد و شاید در تهران هنوز کسانی باشند که از روضه های سوزناک نظام چیزی در خاطره داشته باشند.» (ادهمنژاد: 1383، 144)
آیت الله العظمی بهجت(ره) در ادامه کرامتی از امام حسین (ع) درباره نظام رشتی را نقل کرده است که بسیار خواندنی است:
حسین نظام رشتی در سفر به خراسان در تربت جام گرفتار توطئه شد، اما با توسل به امام حسین علیهالسلام به شکلی معجزهآسا از زلزله نجات یافت. سپس در بیابان از شدت تشنگی در آستانه مرگ بود که سواری ناشناس او را نجات داد و به نیشابور رساند.
وی در همان شهر به منبر رفت و به مردم چنین می گوید که «ای مردم! قدر حسین (ع) را بدانید همه نعمت های خدا به خاطر وجود این نازنین است که بر ما نازل می شود و همه بلا ها به واسطه این سید جوانان اهل بهشت است که از ما دفع می شود. وی آنگاه چگونگی نجات یافتن از مهلکه مرگ را برای مردم می گوید و فی البداهه این شعر سروده و برای مردم می خواند:
من از کودکی عاشقت بوده ام قبولم نما گرچه آلوده ام
به هنگام پیری مرانم ز پیش که صرف تو کردم جوانی خویش
به پهلوی بشکسته مادرت مبادا برانی مرا از درت
آیت الله العظمی بهجت (ره) در ادامه می افزایند: «من گمان می کنم آن اسب سوار از رجال الغیب و آن نامه هم از طرف وجود مقدس حضرت ثامن الحجج(ع) بوده است.»
من خلاصه داستان را در اینجا نقل کردم و کامل این داستان را در کتاب اختران فروزان ری و طهران ببینید. (همان، 145-147) و (نک شریف رازی: 1370، 286و287)
او بیش از هر چیز به سبب بداههسراییهای پرشور و دلانگیزی که بر منابر میسرود و روضههای جانسوزی که با لحنی مؤثر و سوزناک بیان میکرد، شناخته شد. مجالسش چنان پرحرارت و تأثیرگذار بود که نامش از مرزهای رشت فراتر رفت و مردم تهران با شوق و احترام فراوان از او استقبال کردند. همین استقبال گسترده سبب شد تا در تهران اقامت گزیند و از آنجا آوازهاش در سراسر کشور بپیچد.
نفوذ کلام و محبوبیت او چنان بود که همعصرانش وی را با لقب «صدرالواعظین ایران» میستودند. دعوتهای پیاپی از شهرهای مهم مذهبی و فرهنگی، چون تهران، خراسان و قم، گواهی روشن بر جایگاه والا و نفوذ معنوی او در میان خطبا و وعاظ روزگار خویش بود.
نظام رشتی از منبری های معروف تهران بود. این شعر ها از خود اوست و او اینها را در روز عاشورا می خواند و دم می داد و مردم از مسجد جامع یک دسته بزرگ اینها را می گفتند و پیش می رفتند:
کربلا امروز میدان من است عید قربان من است
روز عاشورا است امروز کربلا غوغا است امروز (مصاحبه محمدتقی ادهمنژاد با آیت الله نصر الله شاه آبادی)
بخش مهمی از میراث ادبی و مذهبی او، اشعار پرحرارت و پرمغزی است که هنوز هم در میان مردم طنینانداز است؛ اشعاری چون:
«کربلا امروز میدان من است/ عید قربان من است» و یا
«روز عاشورا است امروز/ کربلا غوغا است امروز»
که بیانگر پیوند ناگسستنی شعر او با فرهنگ عاشورا و حماسه کربلاست.
شیخ حسین انصاریان (زاده 1323) خطیب معروف و محبوب تهرانی از حاج غلامعلی قندی نقل میکند که مجالس روضه نظام رشتی در تهران بینظیر بود و کلام بسیار گیرایی داشت. سپس از وقت احتضارش میگوید: " دیدم تو رختخواب افتاده، دخترش هم داره گریه میکنه، منم یک گوشه نشستم نگاهش میکردم، چشمش رو باز کرد به دخترش گفت: قوری رو آب کن بیار منو وضو بده بهش گفتم وقت نماز نیست گفت برا نماز نیست، محبوبم حسین (ع) میاد بالا سرم. " (ادهمنژاد: 1383، 148)
نظام رشتی پس از سال ها نوکری برای ائمه طاهرین (ع) در روز ۲۳ ماه رمضان سال ۱۳۶۳ ق مطابق ۲۱ شهریور ۱۳۲۳شمسی دار فانی را وداع گفت.
مرحوم آیت الله سیدمحمدحسن لنگرودی(ره) (1310-1384) درباره تشییع باشکوه پیکر این خادم اهل بیت(ع) چنین می گوید: «جنازه نظام رشتی را از مدرسه حاج ابوالفتح- واقع در میدان قیام تهران(شاه سابق)- مردم تهران آن هم با پای پیاده با شکوه هر چه تمام تر تا حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) تشییع و ذفن کردند و شاید تنها جنازه ای بود که بدین وسیله در آن مسیر طولانی تشییع شد و قبل از آن سابقه نداشت.» (همان)
پیکر نظام رشتی روضه خوان بیش از دو دهه هیئت های تهران را در «مقبره خانی آبادی» شهر ری در جوار حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) دفن کردند. (شریفرازی: 1370، 288)