مقام معظم رهبری، آیتالله سید علی خامنهای در تاریخ ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۰، در سفری تاریخی به استان گیلان، با مردم این دیار دیدار کردند.این سفر ۶ روز به طول انجامید و دیدارهای متعدد رهبر فرزانه انقلاب با اقشار مختلف مردم گیلان را در پی داشت. این دیدار یکی از طولانی ترین سفر رهبری به حساب می آید.
نخستین برنامه این سفر، حضور در جمع پرشور مردم در ورزشگاه شهید عضدی رشت بود که در آن به تبیین ویژگیهای ممتاز این منطقه و ضرورتهای مدیریتی آن پرداختند.
بخشی از بیانات مقام معظم رهبری در این دیدار:
موقعیت ممتاز گیلان از نظر تاریخی و انسانی
گیلان موقعیتی ممتاز نه فقط از لحاظ اقلیمی و جغرافیایی، بلکه از لحاظ تاریخی و انسانی دارد. هر چه در مد نگاه خود به این سرزمین دقت میکنیم، نشانههای عظمت بیشتری را در آن میبینیم.
گیلان سرزمینی نابغهپرور است. علمای بزرگ، فقیهان، فیلسوفان، شاعران و ادیبان، صنعتگران و دانشمندان، مردان و زنان از خود گذشته شجاع در تجربههای گوناگون این کشور، سرتاسر تاریخ این خطه عزیز و پربرکت را انباشتهاند.
هویت دینی و ورود آگاهانه به اسلام علوی
از لحاظ اعتقادات مذهبی، این منطقه پربرکت و پرطراوت، یکی از نخستین مناطق کشور ماست که دروازههای ناگشودنی خود را بر روی خاندان پیغمبر و آل علی گشود. سالهای متمادی بنیامیه و بنیعباس سعی کردند از دیواره عظیم البرز عبور کنند و لشکریان خود را به این منطقه بیاورند؛ اما موفق نشدند. این معبر، با شمشیر و زور باز نشد؛ با عشق و ایمان باز شد.
روزی که فرزندان مظلوم علی و فاطمه از جور بنیامیه و بنیعباس، در این کوههای سر به فلک کشیده به دنبال دلهای مهربان و دستهای کارآمد میگشتند، به مردم گیلان و خطه شمال کشور دست یافتند. این جا بود که دروازه البرز باز و اسلام علوی وارد شد. این مردم از روز اول که مسلمان شدند، آل علی را قبله اسلامی و معلم خود انتخاب کردند.
از همین منطقه چند هزار مرد شجاع و دلاور، برای یاری فرزندان زیدبنعلی به یمن رفتند. حکومت علوی یمن، با بازوی دلاور مردان این خطّه بر سر کار آمد. زیدی ها در یمن هیچ نیروی نداشتند؛ گیلانی ها به آنجا رفتند و حکومت و فرزندان زید بن علی شهید را سر پا کردند. این آغاز تاریخ اسلامی این منطقه است.
در طول تاریخ رنگ های گوناگون بر سیاست این کشور پهناور سایه افکند، اما رنگ ثابت این مردم، ایمان بود.
پیشگامی در مبارزات سیاسی و انقلابی
در دوران مشروطیت، در دوران استبداد صغیر، در دوران دخالتهای انگلیسیها و دیگر بیگانگان متجاوز به ایران - در همه این تجربهها - گیلانیها نشان دادند که پیشرواند.
الا وقتی مرحوم میرزاکوچک جنگلی، یک نمونه و یک مسطوره است؛ احساسات شجاعانه اسلامی بیدار شد، آن روز نغمه اتحاد اسلام در سرتاسر گیلان و در بین خواص این مرز و بوم پیچیده بود. گیلانیها پیشرو مبارزات سیاسی و فعالیتهای مطبوعاتی بودند از جمله قدیمیترین روزنامههای کشور و قدیمیترین فعالیتهای سیاسی، در این منطقه بوده است.
ایستادگی در برابر توطئههای فرهنگی و سیاسی
در دوران رژیم ستمشاهی چون اینجا خطه سرسبز و با برکتی بود و آن را برای خودشان میخواستند - نه برای مردم - انواع و اقسام جاذبههایی را که برای آنها جاذبه محسوب میشد، در این استان ایجاد کردند؛ شاید بتوانند دین را از این مردم جدا کنند. من در آن سالها به گیلان آمدم و رشت و مناطق مختلف این استان را از نزدیک مشاهده کردم. دیدم دستهای استعماری و مغرض، با فکر و دل و جان این مردم چه میکنند؛ شاید بتوانند اینها را از دین و دینداری جدا کنند. اما بعد از آن که شعله انقلاب برخاست و انقلاب پیروز شد، همه دیدند یکی از نقاطی که آن چنان پای مردانگی و استقامت فشرد که همه را متوجه خود کرد و هویت و شخصیت خود را نشان داد، منطقه شمال کشور، از جمله منطقه گیلان بود؛ چه در انقلاب، چه در جنگ، چه در روزهای قبل از جنگ در آغاز انقلاب وقتی که هر کدام از گروهکهای گوناگون میخواستند یارگیری و سربازگیری کنند و از فضایی که با خون مردم مسلمان و با همت جوانان مؤمن و تحت رهبری امام بزرگوار پدید آمده بود، سوء استفاده کنند. من همان روزها وارد رشت شدم، برای این که در محافل دانشگاهی و میان جوانان سخنرانی کنم. فراموش نمیکنم، در میدان بزرگ شهر آن قدر پلاکارد و اعلامیههای بزرگ و پردههای عظیم از طرف گروهکها زده شده بود که انسان متحیر میماند! با مرحوم شهید دکتر عضدی به قبرستان شهر رفتیم تا بر مزار میرزا کوچک فاتحهای بخوانیم. آن جا هم عناصر گروهکها خودشان را رساندند برای این که ما را تهدید کنند؛ برای این که میرزا کوچکخان را تحقیر کنند؛ برای این که حرکت عظیم اسلامی مردم ایران را یک حرکت مادی و جدای از انگیزههای معنوی بنمایانند، که البته موفق نشدند. در آن شرایط، انسان گمان نمیکرد که پنجه متجاوز آن بیگانه پرستها از این شهر و از این استان کنده شود؛ اما دین و ایمان و عشق و معنویت و جوهر ذاتی مردم این منطقه، دستها و انگشتان بیگانه را قطع کرد و اسلام و انگیزههای ایمانی و خواست برخاسته از دل و جان مردم مؤمن این استان را بر هوسهای فاسد و مفسد بیگانگان غلبه داد. گیلان نشان داد که از اعماق جان به اسلام و قرآن و مکتب اهل بیت علیهم السلام معتقد است.
حماسهآفرینی در دوران دفاع مقدس
بعد هم دوران جنگ تحمیلی شد. در این دوران، لشکر گیلان یکی از لشکرهای خطشکن بود. سرداران و شهیدان و جانبازان گیلانی، ستارگان درخشانی شدند که از یادها هرگز نخواهند رفت. این یک تصویر بسیار کوچک و بسیار کمرنگ از مناقب مردم گیلان است. اینجا یک خطه بسیار پربرکت است.
چالشها و ضرورتهای مدیریتی استان
استان گیلان دارای مواهب الهی و طبیعی فراوانی از جمله دریا، جنگل، بنادر و محصولات کشاورزی استراتژیک (برنج، چای، ابریشم) است. با وجود چهره زیبا و شاداب استان، مشکلات و محرومیتهای پنهانی در لایههای زیرین آن وجود دارد.
عمده مشکلات استان ناشی از کمکاری و بیتوجهی است. مشکلاتی نظیر تخریب جنگلها، چالشهای مربوط به کشاورزی، وضعیت بنادر، فاضلابهای شهری و کیفیت آب شرب از مسائل اساسی هستند که با وجود دشواری، همگی قابل حل هستند.
بالا بودن نرخ بیکاری در استانی با این حجم از استعدادهای انسانی (نیروهای جوان) و منابع طبیعی، غیرقابل قبول است. راهکار اصلی، پیوند دادن این استعدادها با امکانات طبیعی استان است.