افسینکوف در تلاش برای تضعیف چهرهی جنبش جنگلی، تصمیم میگیرد با ایجاد یک جریان جعلی، اخبار رسیده از جنگل را آلوده کند. او در این راستا مینویسد: «بالاخره تصمیم به آلوده کردن خبرهای رسیده از جنگلیها گرفتم. مامورانم را فرستادم و یکی به نام غلامحسین را یافتم. او هم در جریان حملهی مشروطهخواهان به تهران با آنها بود و پس از بازگشتن از تهران در رویای پهلوانیهایش دست به هر کاری میزد. لاتی شده بود و هیاهوگر. فرستادم و با او صحبت کردم و قول حمایت دادم و از او خواستم عدهای را جمع کند و غوغایی چون میرزا کوچک به راه اندازد. دیروز به راه افتاد و بر خود نام مَنگَلی نهاد. از دیروز تا حالا چند خبر از غارت و آشوب و در منطقهی پسیخان نزدیک رشت رسیده است. سر و صدای او سبب شده که امروز حشمتالدوله حاکم گیلان مرا خواست و وقتی پیش او رفتم بی تعارف گفت دست از این کارها بردارید و برپا کردن هیاهو را عادی نکنید. این به ضرر شما خواهد شد. حرفهایی برای اثبات حرفش زد که دانستم در میان ماموران من کسی را دارد.» (افسینکوف: 1395، 180).
این تلاش برای ایجاد آشوب، در ابتدا با موفقیت ظاهری همراه شد، چرا که اخبار رسیده از پسیخان، همگی دلالت بر تاخت و تاز نیروهای غلامحسین داشت (افسینکوف: 1395، 181). اما این ترفند، نتیجهی معکوسی داشت؛ زیرا اولین درگیری جنگلیها با این دزدان مسلحی که خود را «مَنگلی» مینامیدند و توسط منتفذان محلی و عوامل حکومتی برای بدنام کردن جنبش در اطراف تولم و پسیخان تجهیز شده بودند، به نفع مجاهدان شد. در این عملیات، چند نفر از مجاهدان به رهبری میرزا شبانه به محل تمرکز آنها حمله کرده و نیروهای مَنگلی را پراکنده کردند (مهرداد: 1382، 14). در نهایت، غلامحسین (مَنگَلی) از نیروهای میرزاکوچک شکست خورد و به دست آنها دستگیر شد (افسینکوف: 1395، 182).
با وجود شکست این نقشه، اخبار مربوط به جنگل با مبالغه بسیار در رشت منتشر میشد و همین موضوع باعث شد تا افسینکوف و مفاخر مصمم شوند که به کمک یکدیگر، صدای جنگلیها را برای همیشه خاموش کنند. در همین فضای پرتنش، حشمتالدوله والاتبار حاکم گیلان در پاسخ به کنسول روسیه دربارهی اعزام سربازان روس به بندر انزلی، با تأکید بر بیطرفی ایران در جنگ جهانی، اظهار داشت: «فعلاً که [عثمانی] وارد نشده و اگر وارد شد ما خودمان ارتش داریم و کاری میکنیم. مگر نشنیدهاید که دولت ما بیطرف است؟» (افسینکوف: 1395، 181).