بمبارانهای روسها بر شهر رشت تداوم یافت (پندی: ۱۳۸۷، ۱۱۱).
پس از رسیدن خبر ترک مقاومت به ارتش گیلان، بر اساس اظهارات سرتیپ قدر (فرمانده تیپ گیلان)، تلاش شد تا در روزهای آتی اطلاعرسانیهای لازم صورت گیرد؛ تا جایی که در شب جمعه، چراغهای رشت روشن بود و مردم در شادی به سر میبردند (نیکویه: ۱۳۸۷/۱، ۳۶۴). با این حال، صبح جمعه ۷ شهریور، حملات در تمامی جبههها علیه سربازانی که دستور عدم مقاومت داشتند، آغاز شد و شهر رشت مکرراً بمباران گشته و خسارات زیادی دید (همان). آمار تلفات در این تاریخ تکاندهنده بود؛ بهطوریکه تنها در ۷ شهریور، ۲۰۳ نفر در رشت، ۲۹ نفر در لاهیجان و ۷ نفر در بندر پهلوی کشته شدند (یوسفدهی: ۱۳۹۳/۱، ۲۲).
در همین بازه زمانی، سرهنگ فرّخ از سوی محمدعلی فطنالسلطنه (فرماندار رشت) به بندر پهلوی اعزام شد تا علت بمبارانها را با وجود اعلام بیطرفی از ارتش شوروی جویا شود، اما وی نیز دستگیر شد و طرف شوروی اظهار بیاطلاعی از موضوع متارکهی جنگ نمود (پندی: ۱۳۸۷، ۱۱۱). علاوه بر این، در اثر بمبارانهای هواپیمای روسی، تعدادی از افسران نیروی دریایی شمال زخمی یا شهید شدند که در این میان، محمود اعتمادزاده (م.ا. بهآذین) نیز یک دست خود را از دست داد (علیدوست: ۱۳۷۹، ۶۵).
پس از استقرار کامل ارتش سرخ در رشت، بر اساس نوشتههای محمدعلی مجد (فطنالسلطنه)، روسها خواستارهای مشخصی را مطرح کردند که شامل: تحویل اسلحهی شهربانی، بازرسی بانک ملی، سانسور تلگراف و تلفن، خلع سلاح امنیه (ژاندارم)، تداوم حفاظت شهر توسط شهربانی و امنیه، دایر بودن ادارات و برقراری زندگی عادی بود و مسئولیت اجرای این موارد بر عهده فرماندار گذاشته شد (نیکویه: ۱۳۸۷/۱، ۳۴۶). در ادامه، حکومت نظامی برقرار شد و زندان رشت تخلیه و در اختیار روسها قرار گرفت تا بعدها به زندانی برای طرفداران نازیها تبدیل شود. گزارش فرماندار گیلان حاکی از آن است که تمامی این تقاضهها اجرا شد، تا جایی که او به دلیل خلع سلاح کامل شهربانی، در گزارش بعدی خود خواستار تأمین اسلحه برای پاسبانان شد (همان).
در نهایت، این وضعیت منجر به هرجومرج در شهر شد؛ گروهی از مردم رشت به قزوین و تهران فرار کرده و عدهای به روستاها پناه بردند. در این میان، خانهها، مغازهها و حتی پادگان نظامی توسط ولگردان و چپاولگران غارت شد (همان: ۳۶۵). گیلان به طور کامل در اختیار روسها قرار گرفت و نمایش فیلمهای تبلیغاتی شوروی در شهرها و روستاها رایج شد؛ همچنین بسیاری از خانههای بزرگ، تأسیسات اداری و کتابخانهی ملی رشت به تصرف روسها درآمد (همان). شایان ذکر است که بنا به گزارش محمدعلی مجد فطنالسلطنه، فرماندهان ارتش و رؤسای ادارات رشت پیش از رسیدن قوای سرخ از گیلان گریخته بودند (همان: ۳۶۴). در همین حال، فرماندار گیلان در گزارش خود خواستار تأمین ۸۰ عدد هفتتیر برای پاسبانان و ۲۰ عدد نیز برای ژاندارمها [از دولت ایران] شده بود! (همان: 365)