قتل هدایت‌الله خان فومنی (ربیع‌الاول 1201ق)

25 مرداد 1201

سیر تحولات سیاسی گیلان در اواخر دوران زندیه و آغاز عصر قاجار، با نوسانات شدید در قدرت و تغییرات مکرر حاکمان گیلان همراه بود. در این میان، نام هدایت‌الله‌خان پسر حاج‌جمال فومنی به‌عنوان یکی از چهره‌های اثرگذار و پرفراز و نشیب این منطقه برجسته است. انتصاب او به حکومت گیلان در سال ۱۱۷۰ق توسط محمدحسن‌خان قاجار صورت گرفت؛ در حالی که او در آن زمان کودکی بیش نبود و حاجی‌نقی نایب‌کسما به وکالت و وزارت او منصوب شد (رابینو: ۱۳۹۱، ۵۴۵ و ۷۰). اما این آغاز آرام، دیری نپایید؛ چرا که در سال ۱۱۷۱ق، با شکست محمدحسن‌خان قاجار از شیخ‌علی‌خان زند، قدرت در ایران از خاندان قاجار به زندیه منتقل گشت (پرتو: ۱۳۸۸، ۵۲۰) و به‌تبع آن، شکست محمدحسن‌خان از شیرعلی‌کرد، از یاران سابقش که به سپاه زند پیوسته بود، تثبیت شد (همان).

در این فضای متلاطم، هدایت‌الله‌خان در سال ۱۱۷۳ق به دلیل استقلال‌طلبی و نافرمانی از کریم‌خان زند، دستگیر و به ارومیه تبعید شد (فاخته: ۱۳۸۳، ۱۸۵). با این حال، سرنوشت دوباره او را به گیلان بازگرداند. در سال ۱۱۷۵ق، پس از آنکه نظرعلی‌خان زند به دلیل بدگمانی کریم‌خان و نارضایتی اهالی برکنار شد، هدایت‌الله‌خان مجدداً به حکومت گیلان منصوب گردید (پرتو: ۱۳۸۸، ۵۲۱). برای تحکیم این پیوند سیاسی، ابوالفتح‌خان پسر کریم‌خان زند با خواهر هدایت‌الله‌خان ازدواج کرد؛ هرچند کریم‌خان برای مهار قدرت حاکم گیلان و حفظ منافع زندیه، افرادی را به عنوان «نواب» در نواحی مختلف گیلان گماشت تا نظارتی مستمر بر او داشته باشند (همان).

در سال‌های بعد، هدایت‌الله‌خان تلاش کرد تا روابط خارجی و زیرساخت‌های داخلی رشت را توسعه دهد. در سال ۱۱۷۶ق، او در دیداری با گاوریلو سمنوویچ بوگولوبوف، فرستاده روسیه، درباره گسترش بازرگانی و معافیت گمرکی بازرگانان روسی به توافق رسید (فاخته: ۱۳۸۳، ۱۸۶). همچنین در همین دوران، برای نخستین بار به دستور او، کانال آب‌رسانی و فاضلابی در دارالاماره رشت ایجاد شد که در منطقه‌ای بین پست‌خانه‌ی میدان شهرداری و اداره دخانیات فعلی در خیابان سعدی قرار داشت (فاخته: ۱۳۸۳، ۱۸۶).


اما روابط داخلی او با نمایندگان مرکز همواره پرتنش بود. در سال ۱۱۷۸ق، هدایت‌الله‌خان آقامعصوم صاحب‌اختیار (نایب کریم‌خان و حاکم لاهیجان) را به دلیل شنیدن شایعاتی مبنی بر جدایی شرق گیلان به رشت احضار و به‌طور مشکوکی به قتل رساند؛ اتفاقی که حتی با وجود پیوند خانوادگی (همسر هدایت‌الله‌خان خواهر آقامعصوم بود) باعث رنجش شدید کریم‌خان زند گشت. در نتیجه، ۵۰۰ من ابریشم به مالیات گیلان افزوده شد و حاج‌صادق به حکومت لاهیجان منصوب گردید (پرتو: ۱۳۸۸، ۵۲۱). با این حال، هدایت‌الله‌خان در محیطی به دور از این تنش‌های سیاسی، میزبان گملین، پزشک و گیاه‌شناس آلمانی بود و با او به پذیرایی و بزم پرداخت (همان: ۱۷۵ و ۱۷۶).

پس از درگذشت کریم‌خان زند در صفر ۱۱۹۳ق، هدایت‌الله‌خان از فرصت به‌دست آمده برای افزایش استقلال خود بهره برد و قلمرو فرمانروایی‌اش را از شرق تا کجور و نور مازندران و از مغرب تا رود کورا در قفقاز گسترش داد (فاخته: ۱۳۸۳، ۱۸۷). اما این استقلال‌طلبی، تیرگی روابط او را با علی‌مرادخان زند به همراه داشت. در همین سال (۱۱۹۳ق)، وقوع آتش‌سوزی در رشت (رابینو: ۱۳۹۱، ۷۰) و شورش اهالی گسکر و تالش علیه او، شرایط را دشوار کرد. علی‌مرادخان زند، نظرعلی‌خان را برای جنگ با هدایت‌الله‌خان به رشت اعزام کرد (سرتیپ‌پور: ۶۰۶). در پی این تحولات، در ذی‌الحجه ۱۱۹۳ق، شورشیان گسکر و تالش، نظرعلی‌خان شاهسون را از زندان بندرانزلی رهانده و او را به رهبری خود برگزیدند. همچنین قره‌خان نیز به خیزشیان تالش پیوست تا با هدایت‌الله‌خان بجنگد (پرتو: ۱۳۸۸، ۵۲۴).

در ادامه این نبردهای مداوم، هدایت‌الله‌خان در رمضان ۱۱۹۴ق توانست سپاهیان نظرعلی‌خان شاهسون را در آج‌بیشه و لیله‌کوه شکست داده و برای بار سوم بر رشت تسلط یابد (فاخته: ۱۳۸۳، ۱۸۸). اما این پیروزی کوتاه‌مدت بود؛ زیرا در ذی‌الحجه همان سال، ذوالفقارخان افشار حاکم زنجان و قزوین حمله کرد و هدایت‌الله‌خان را دستگیر و به زنجان تبعید نمود (همان). با کشته شدن ذوالفقارخان در جنگی در زنجان (حدود سال ۱۱۹۵ق)، هدایت‌الله‌خان با پذیرش سرسپردگی به دربار زند و سازش با علی‌مرادخان، مجدداً به قدرت بازگشت (فاخته: ۱۳۸۶/۱، ۹۳). در سال ۱۱۹۵ق، علی‌مرادخان با اعزام نمایندگان به رشت، حکومت او را به رسمیت شناخت و برای تحکیم این صلح با دختر هدایت‌الله‌خان ازدواج کرد (فاخته: ۱۳۸۳، ۱۸۹). اما این پیوند نیز دوام نیافت و علی‌مرادخان چند روز پس از رسیدن عروس به شیراز، در مورچه خوردِ اصفهان درگذشت (فاخته: ۱۳۸۶/۱، ۹۵).


در این مرحله، هدایت‌الله‌خان برای بار چهارم به فرمان ابوالفتح‌خان زند به قدرت رسید و توانست امیرگونه‌خان افشار را که برای تصرف گیلان تا نزدیکی رشت پیشروی کرده بود، در سراوان دستگیر و زندانی کند (فاخته: ۱۳۸۶/۱، ۹۳). با این حال، ظهور قدرت قاجاریان، چالشی جدید بود. در سال ۱۱۹۶ق، مرتضی‌قلی‌خان قاجار (برادر آغامحمدخان) به گیلان حمله کرد و پس از جنگی ۴۵ روزه در رودسر، هدایت‌الله‌خان مجبور به پرداخت خراج و مالیات به آغامحمدخان قاجار شد (فاخته: ۱۳۸۶/۱، ۹۳). در سال ۱۱۹۷ق، وینوویچ از فرماندهان ارتش روسیه نیز از سواحل گیلان بازدید کرد (فاخته: ۱۳۸۳، ۱۸۹).

سپس در شعبان ۱۱۹۷ق، هدایت‌الله‌خان با همراهی لزگی‌ها به رشت حمله کرد و پنجمین دوره‌ی فرمانروایی خود را آغاز نمود. اما در رجب ۱۲۰۰ق، آغامحمدخان قاجار به همراه برادرانش (جعفرقلی‌خان و مصطفی‌قلی‌خان) حمله‌ای گسترده را آغاز کردند که منجر به شکست هدایت‌الله‌خان و فرار او به شیروان شد. در پی این پیروزی، آغامحمدخان وارد رشت شد، مالیات‌ها را وصول کرد و مرتضی‌قلی‌خان را حاکم گیلان گماشت (فاخته: ۱۳۸۳، ۱۹۰).

پایان این چرخه از قدرت، با بازگشت ششم و تراژیک هدایت‌الله‌خان گره خورد. او در ذی‌الحجه ۱۲۰۰ق با سپاهی از ارمنی‌ها، گرجی‌ها و لزگی‌ها و به یاری مصطفی‌خان تالش (که با روس‌ها در ارتباط بود) از شیروان به رشت حمله کرده و شهر را تصرف نمود (همان). اما در ربیع‌الاول ۱۲۰۱ق، مصطفی‌خان دولوی قاجار به دستور آغامحمدخان حمله کرد. هدایت‌الله‌خان در حالی که به پیربازار گریخته بود، هنگام سوار شدن بر کشتی در ساحل انزلی، به ضربه‌ی شمشیر و تیر تفنگ الله‌وردی‌بیگ تالش کشته شد (همان). در همین ایام (سال ۱۲۰۱ق)، مرتضی‌قلی‌خان قاجار نیز از ترس خشم برادرش به دلیل پناه دادن به هدایت‌الله‌خان، از گیلان به روسیه گریخت (پرتو: ۱۳۸۸، ۵۳۲).

در توصیفی از شخصیت او، گملین در گزارشات خود، هدایت‌الله‌خان را مردی خوش‌گذران، والامنش و محبوب مردم می‌داند که معتقد بود ثروتمند شدن رعایا، در نهایت منجر به ثروتمند شدن خود او خواهد شد («سفر به شمال ایران»، ترجمه غلامحسین صدری افشار، گملین: ۱۵۰-۱۵۱).


در حاشیه این وقایع، نام میرزا آقابابا رشتی (میرزا محمدحسین گیلانی) از نیاکان طایفه سمیعی‌ها به چشم می‌خورد. او که فرزند حاج سمیع تاجر رشتی و مادری از ضرابان قزوین بود، ابتدا از تفنگداران هدایت‌الله‌خان بود اما تحت تعلیمات حاجی‌نقی نایب‌کسما به تحصیلات ادبی و شعر روی آورد. او بعدها در دوره‌ی سلیمان اعتضادالدوله به مقام وزارت و سپس حکمرانی رسید و آثاری چون خاندان سمیعی، مدرسه‌ی مستوفی و کاروان‌سرای میرزابابا از یادگارهای اوست (یوسفدهی: ۱۳۸۲، ۱۱۰-۱۱۳).

تاکنون نظری برای این رویداد ثبت نگردیده است
جهت ثبت نظر پیرامون رویداد ابتدا در سایت ورود کنید
کلیه حقوق برای تقویم گیلان محفوظ است | طراحی و پیاده سازی : مهیانت شمال