انتخاب گیلان به عنوان استان یکم (19 دی 1316ش)

19 دی 1316

 سرزمین گیلان از مناطق تاریخی و دیرپای شمال ایران به شمار می‌رود که در ساحل جنوبی دریای خزر قرار گرفته است. در منابع تاریخی، این ناحیه با نام‌هایی چون گیلان، جیلان، و کِلان یاد شده است. گیلان به‌واسطه موقعیت جغرافیایی، ترکیب قومی متنوع و ویژگی‌های فرهنگی خاص، همواره در نوشته‌های جغرافی‌دانان و مورخان اسلامی جایگاهی برجسته داشته است.
گیلان کنونی جزو منطقه دیلم بوده است . منطقه دیلم جغرافیای وسیع را شامل می‌شده است.
منطقه دیلم ، سرزمین ابریشم و پشم است؛ جایی که صنعتگران ماهری در آن زندگی می‌کنند. (مقدسی: بی‌تا، 352)
میوه‌هایش به نقاط مختلف جهان صادر می‌شود و پارچه‌هایش در مصر و عراق شهرت دارد. باران در اینجا فراوان می‌بارد و قیمت‌ها هم متعادل است. سرزمینی زیبا و دل‌نشین است که مردم آن هنرهای ظریف دارند، بزرگان و شریفان را گرامی می‌دارند و نسبت به ضعیفان مهربان‌اند. (همان)
در این منطقه، عالمان بزرگ فقه و حدیث زندگی می‌کنند، مردانی که هم در میدان جنگ دلیرند و هم در پاک‌دامنی زبانزد. آداب و سنت‌های مردم نیکوست و پوشاکی تمیز دارند. منطقه‌ای است نزدیک دریا، با شهرهای پراکنده در کنارش. ماهی‌های کمیاب، روستاهای آباد، میوه‌های خوش‌طعم و پدیده‌های گوناگون و متفاوت در آن یافت می‌شود. محصولات فراوانی چون انجیر، زیتون، ترنج، خرنوب، عناب و انگورهای مرغوب دارد. روستاهایش وسیع و شهرهایش خوش‌آب‌وهوا هستند. پارچه‌هایی شگفت‌انگیز، آبی فراوان، درآمدی بالا و منسوجاتی ارزشمند دارد. (همان)
ما این منطقه را به دیلم نسبت دادیم، چون سرزمین دیلمیان است و حکومت‌شان در آنجا شکل گرفته. دیلمیان امروز چنان قدرت گرفته‌اند که بر سرزمین‌های اطراف تسلط دارند و حتی پیشوایان دینی اسلام نیز زیر فرمان آن‌هایند؛ هم خواص و هم عوام از آنان اطاعت می‌کنند. (همان)
منطقه دیلم به پنج بخش اصلی تقسیم می‌شود: قومس (سمنان) ، جرجان (گرگان)، طبرستان (مازندران)، جیلان (گیلان)، و سرانجام خزر. دریاچه (دریای خزر) در میان این بخش‌ها قرار دارد. (همان)
حدود جغرافیایی سرزمین دیلم همانند سایر مناطق، تغییرات زیادی را شاهد بوده است. جغرافی‌نویسان قرون اولیه اسلامی در توصیف خود از کرانه های جنوب غربی دریای مازندران، سرزمین ها و اراضی ساحلی را به طور خاص "گیلان" و کوهپایه های مشرف بر آن اراضی ساحلی را به نام ساکنان آن، "دیلم" نامیده‌اند. (ابن‌حوقل:1938م/2، 375) و(اصطخری: 2004م، 121)
حدود دیلم از شمال به دریای خزر، از جنوب به ایالت ری، از شرق به کوهستانهای طبرستان، و از غرب به آران آذربایجان منتهی می‌شود. (ابن‌حوقل:1938م/2، 375) و(اصطخری: 2004م، 121) (ابوالفداء: 1427ق، 488) قزوین با قلعه‌ای بسیار استوار که مانند پادگانی نظامی، همچون نقطه‌ای در میان نیم‌دایره‌ای واقع است، از پیش از اسلام، مرز میان نقاط مرکزی کشور و دیلم که همواره با حکومت مرکزی کشمکش داشتند، بوده است. (مسعودی: 1409ق، 280)
رى، البرز، زنجان، طالقان، قزوين، رويان (غرب مازندران امروزی) از توابع ديلم است. (زیدان: 1372/2، 256)
بعد از انقلاب مشروطه، در قانون تشکیل ایالت و ولایت در سال 1325ق (1286ش) "گیلان" جزو دوارزه ولایت ایران قرار گرفت. (حافظ‌نیا: 1381، 30) نخستین قانون مدون تقسیمات کشور در آبان ماه سال ش1316، بر پایه این قانون، ایران به استان های شمال، غرب، جنوب، شمال غرب، شمال شرق و مکران تقسیم شد. (اصلاح‌عربانی: 1374/1، 38) این  تقسیمات، چند ماهی دوام نیاورد و در 19 دی ماه 1316، کشور به 10 استان و 49 شهرستان تقسیم شد. (طالش انساندوست:1383، 22 به نقل از حافظ‌نیا، جغرافیای سیاسی) استان یکم به مرکزیت استان گیلان و شهر رشت، شامل: زنجان (در 6مرداد1348ش از استان گیلان جدا شد) و (تصویب‌نامه شماره 1897/4 مورخ6/5/1348)، قزوین (در23مهر1326ش به تهران ضمیمه شد) و (تصویب‌نامه شماره 14539 مورخ 23/7/1326) ، سلطان آباد (اراک) (در7بهمن 1340ش به تهران ضمیمه شد) و (تصویب‌نامه شماره 31518 مورخ 7/11/1340) ، ساوه (در23مهر1326ش به تهران ضمیمه شد) و (تصویب‌نامه شماره 14539 مورخ 23/7/1326) ، شهسوار شامل رامسر و تنکابن (در سال ش1323 به ساری ضمیمه شد)  و (تصویب‌نامه شماره 6578 مورخ 1323) نیز
می‌شده است."آستارا" نیز در 22 خرداد سال 1339ش از اردبیل جدا و به استان گیلان، ضمیمه شد. (تصویب‌نامه شماره 7774 مورخ 22/3/1339) (نک طالش انساندوست:1399، 26-29)

مهمترین ویژگی مردمان دیلمی را روحیه جنگی، مهارت در فنون رزم و به تبع آن خودسری و آزادی از قید حکمرانان و پادشاهان مرکزی دانسته‌اند... حکمرانان ایران تسلّطی بر سرزمین آنان نداشته و ناگزیر دژهایی ساخته و لشکرهایی برای مقابله در برابر این طایفه نشانده بودند. (کسروی: 1307/1، 21)

"فخرالدین اسعد  " در منظومه ویس و رامین ضمن شرح گریختن رامین با ویس به کوهستان دیلم، به تسخیرناپذیری و دست‌نایافتنی بودن این سرزمین، به همراه دلیری ها و توتنمندی های مردمان این دیار اشاره دارد: (گرگانی: 1349، 514)

زمین دیلمان جاییست محکم

بدو در، لشکری از گیل و دیلم

چو دیوانند گاه کوشش ایشان

جهان از دست ایشان شد پریشان

سپر دارند پهناور گه جنگ

چو دیواری نگاریده به صد رنگ

هنوز آن مرز دوشیزه بمانده‌ست

برو یک شاه کام دل نرانده‌ست

تاکنون نظری برای این رویداد ثبت نگردیده است
جهت ثبت نظر پیرامون رویداد ابتدا در سایت ورود کنید
کلیه حقوق برای تقویم گیلان محفوظ است | طراحی و پیاده سازی : مهیانت شمال