به سال 176 ق بعد از زندانی شدن یحیی بن عبدالله (به سبب قیام علویان از جمله در گیلان بر علیه عباسیان) در یک ماه پس از زندانی شدنش در زندان هارون الرشید درگذشت. (نک طبری: 1387ق/8، 247)
پ.ن در سال ۱۷۵ق، يحيى بن عبد اللّه الحسن، برادر محمد المهدى در ديلم خروج كرد و شوكتى عظيم حاصل نمود و جماعتى بر او گرد آمدند و مردم از شهرها به ديدار او شتافتند. هارونالرشيد فضل بن يحيى را با پنجاه هزار سپاهى به سوى او فرستاد و او را امارت جرجان و طبرستان و رى و متعلقات آنها را داد، و با او اموال بسيار روان فرمود. فضل در طالقان فرود آمد و از آنجا نامههايى به يحيى و فرمانرواى ديلم مىنوشت و يحيى را از آنچه در سر داشت بر حذر مىداشت، و فرمانرواى ديلم را برمىانگيخت كه يحيى را به صلح وادارد. فضل وعده داد كه هزار هزار درهم به يحيى دهد و برايش از هارونالرشيد هم خط امان بگيرد. يحيى بپذيرفت و رشيد اماننامه بنوشت و فقها و قضاه و بزرگان بنى هاشم و مشايخشان، چون عبد الصمد بن على و ديگران بر آن شهادت نوشتند. رشيد اين اماننامه با هدايا و تحف بفرستاد. يحيى با فضل بيامد، رشيد نيز به نحوى پسنديده با او ديدار كرد، و بر او باران عطا باريد. يحيى نزد رشيد منزلتى عظيم يافت. اما پس از چندى او را به زندان افكند، و او در حبس، مسموم شد و مرد. (ابنخلدون: 1363/2، 341) و (فضلالله: 1392/3، 188)