واژۀ كيا بهمعناى بزرگ، سرور، حاكم، والى، امير، فرمانروا و پادشاه به كار رفته است. اين واژه پيشازاين به علما نيز گفته مىشد؛ مثل كيا هراسى كه در عصر غزالى مىزيسته است. به همين سبب، برخى از سادات حاكم گيلان، كيا و كار كيا خوانده شدهاند. كيا در واقع همان لفظ كى قديم است كه قباد را نيز به اين نام خواندهاند. (خضری: 1386/2، 140)
همزمان با آغاز فرمانروايى امير تيمور، دولتى از سادات علوى در شرق گيلان تأسيس شد. پيشازاين تاريخ، دولت سادات در مازندران تأسيس شده بود.
در اين هنگام، نهضت همانندى در گيلان شكل گرفت. مردم گيلان كه با مالكان بزرگ و امراى محلى در حال مبارزه بودند، به يارى و راهنمايى سادات درويش گيلان قيام كردند. سادات مازندران و درويشان آن بخش نيز به شورشيان گيلان يارى رساندند.
از جمله رهبران اين قيام ، سيد على كيا بود. وى در سال ۷۷۲ هجرى كه نهضت مردم به نتيجۀ مطلوب رسيد در رأس دولت سادات قرار گرفت و در اندك مدتى چنان قدرت يافت كه بر تمامى شرق گيلان چيره شد. (شریعتیفوکلایی: 1388، 85)
آل كيا، سلسلهاى شيعى مذهباند كه حكومتى در گيلان پديد آوردند. حدود گیلان در آن زمان (اوایل قرن هشتم) با ولایات مازندران در عراق و عراق عجم و آذربایجات و بحر خزر پیوسته است. بزرگترین شهرهای گیلان لاهیجان و فومن بوددند و دیگر قسمت های گیلان تابع این دو شهر بودند. دیگر شهرهای گیلان : اصفهبد، تولم، تمیجان، رشت، شفت، گسکر، کوچصفهان، کوتم، کرجیان، و نیسر. ( مستوفی: بیتا، 202-204)
سيد على كيا پس از فراگرفتن آموزههاى مذهبى – سياسى با كمك سيد قوام الدين مرعشی (موسس سلسله مرعشیان مازندران) و با اجازۀ او براى تصرف گيلان و تأسيس دولت شيعى آل كيا بهسوى آن منطقه حركت كرد.
با وفات سید امیر کیا، فرزندش سید علی به اتفاق برادران و جمعی از اهالی "بیهپیش"، راهی آمل شد تا به شاگردی و ملازمتِ سید قوامالدین مرعشی، بنیانگذار نظام مرعشیان، درآید. (مرعشی: 1365، 16) وی پس از مدتی همراهی با مرعشیان در نبردهای گوناگون و کسب تجارب نظامی، در سال ۷۶۷ هجری با حمایت ساداتِ مازندران، بر منطقه شرق گیلان مسلط شد. بدین ترتیب، او با تأسیس سلسله آلکیا در لاهیجان، قلمرو نفوذ خود را به تدریج تا مناطق دیلمان، لشتنشا، کوچصفهان و پیشروی به سوی طارم و قزوین گسترش داد. (جعفریان: 1387، 278) امیرهفلکالدین رشتی تجاسپی فرمانروای رشت برای تصرف کوچسفهان که در دست سید کیا از سادات کیایی لاهیجان بود به آنجا حمله کرد. اما در خمام از آنها شکست خورد و با سیدعلی کیا پیمان دوستی بست. کهُدُم (سنگر) تسلیم کیاییان شد و سیدعلی کیا به فرمانروایی تمامی شرق گیلان (بیهپیش) رسید. (فاخته: 1383، 67)
پيش از قيام سيد على كيا در لاهيجان، خاندانهاى مؤيد بالله در تنكابن، قبيلۀ ناصروند در رانكوه و لاهيجان، خاندان كوشيج در اشكور، خاندان انوزوند در كهدم، خاندان اسماعيلوند در كوچصفهان و خاندان اسحاقى در فومن اشماعیلیان در الموت قزوین، صاحب قدرت بودند. در رشت، شفت و كسگر نيز حاكمان ديگرى حكومت مىكردند. (آژند:1363، 325) برای خواندن شرح مبارزات سیّد علی کیا با این قبیله ها و از میان برداشتنشان (رک شریعتیفوکلایی: 1388، 70-84) (رک مرعشی: 1364، 29و30و35و37و41و43و45و47و55و58و72)
حکومت صفویه را به نوعی باید امتداد سلسله شیعی کیائیان دانست. تاج الدین ابراهیم معروف به شیخ زاهد گیلانی متولد 615ه.ق مرشد و استادطریقت شیخ صفی الدین اردبیلی، بزرگ دودمان صفویان بود. (منشی: 1314ق/1، 26) در سایهی تعلیم و حضانت سلسله شاگردان شیخ زاهد از جمله شمس الدین لاهیجی (اسکندرمنشی : 1314ق/1، 19) و کارکیامیرزاعلی (شاه کیایان) (قزوینی: 1386، 271)، شاه اسماعیل اولین حکومت شیعی به نام صفویه را تاسیس کرد. بارگاه شیخ زاهد در شهرلاهیجان قرار دارد. (منشی: 1314/1، 26)
در زمان فرمانروایی سید علی کیا در گیلان، خدمات شایستهای برای مردم انجام شد. او سدی را در سفیدرود احداث کرد و به کشاورزان لاهیجان یاری رساند. (مرعشی: 1364، 73)
از گفتۀ مورخان چنين برمىآيد كه تيمور (736-807ق) بر گيلان تسلطى نداشته است. نور الله شوشترى (956-1019ق) نيز نقل مىكند: هنگامى كه تيمور از سيد على كيا حاكم گيلان درخواست پيروى كرد، او به آيات قرآن (استناد به 21 آیه) و احاديث نبوى استناد جسته، قصد تيمور را از آزار و اذيت شيعيان ناشايست خواند و گفت: بايد در احترام و عزت اولاد حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله كه احفاد بتولاند كوشيدى. (شوشتری: 1377/2، 373)