قتل رابرت ایمبری در جمعه ۲۷ تیر ۱۳۰۳، یکی از حوادث کلیدی دوران رضاخان سردار سپه و از پیشدرآمدهای مهم انحلال سلسله قاجار و تأسیس پهلوی است. ریشه این حادثه در تلاشهای دیپلماتیک ایران برای کاهش سلطه انحصاری انگلیسیها بر نفت باز میگردد؛ چرا که پس از قرارداد ۱۹۲۱ شوروی با ایران، احمد قوام به دنبال واگذاری استخراج نفت شمال به کمپانیهای مستقل بود. در این راستا، مذاکاتی با شرکتهای آمریکایی صورت گرفت و کمپانی «سینکلر» با پذیرش امتیاز پنجاهساله و پرداخت وام ۱۰ میلیون دلاری وارد میدان شد. اما در فضای داخلی، شایعهای درباره معجزهگری سقاخانه «آشیخ هادی» در تهران گسترده بود. در ۱۸ ژوئیه ۱۹۲۴، رابرت ایمبری (دلال کمپانی سینکلر و کنسول آمریکا) به همراه ملین سیمور برای عکاسی از این سقاخانه به آنجا رفتند. در پی شایعه مسموم کردن آب سقاخانه توسط ایمبری و انتساب او به بهائیان، جمعیتی خشمگین به آنها حمله کردند. ایمبری پس از ضرب و شتم شدید در بیمارستان به قتل رسید. سرگرد شرمن مایلز، محقق آمریکایی، این قتل را عمدی و برنامهریزی شده دانست و معتقد بود رضاخان از این شورش برای اعلام حکومت نظامی و ضربه زدن به قدرت علما استفاده کرد. در نهایت، پس از فشار آمریکا، سه جوان (مرتضی، علی رشتی و سید حسین) تیرباران شدند.
در پی قتل ایمبری ویس، کنسول آمریکا در تهران، شرایط امنیتی کشور به گونهای تغییر کرد که منجر به برپایی حکومت نظامی گردید. در همین راستا، وزارت جنگ دستوری صریح به محمدحسین آیرم، رئیس تیپ شمال، ابلاغ کرد تا در صورت دشوار بودنِ کنترل تحرکات ناشی از هیجانات مردمی در شهر رشت، فوراً حکومت نظامی را مستقر نماید (بهبودی: ۱۳۹۰، ج ۴، ۲۰۹).
با اجرای این دستور، محمدحسین آیرم حکومت نظامی را در رشت اعلام کرد و در اقدامی سختگیرانه، مانع از سخنرانی علما در منابر و ابراز مواضع ضد دولتی آنان شد؛ لازم به ذکر است که منظور آیرم از «مواضع ضد دولتی»، در واقع دیدگاههای علما دربارهی فرقهی بهائیت بود (همان: ۲۱۴). در حالی که در فضای عمومی، اتهاماتی مبنی بر اینکه مرتکبین قتل ایمبری، نظامیها و آژانها بودهاند مطرح میشد (همان)، رضاخان نیز فشارها را بر رسانهها افزایش داد. وی جراید گیلان را تهدید کرده هرگونه انتساب قتل ایمبری به انگلیس، منجر به توقیف آنها خواهد شد و همزمان بر تعطیلی مجالس روضهخوانی تأکید و تأیید کرد (بهبودی: ۱۳۹۰، ج ۴، ۲۱۵).
این فضای متشنج و سرکوبگونه، منجر به واکنشهای مردمی شد؛ بهگونهای که شبنامههای ضد دولتی در رشت منتشر گشت و در جریان اعتراضات، شیشههای قرائتخانهای که متصل به یک مهمانخانهی اروپایی بود شکسته شد و حمله به این مهمانخانه صورت گرفت (همان: ۲۱۷).