24 اردیبهشت ماه، یادآور یکی از مهمترین جنبشهای مردمی و مذهبی در تاریخ معاصر ایران، یعنی لغو امتیاز تنباکو است. این پیروزی تاریخی که با هوشمندی مرجعیت شیعه و ایستادگی مردم رقم خورد، نه تنها ضربهای مهلک بر پیکره استعمار بریتانیا بود، بلکه روحیه خودباوری را در میان ایرانیان بیدار کرد. در این نوشتار، ابتدا به بررسی ابعاد این قرارداد و فتوا پرداخته و سپس از منظر رسالت «تقویم گیلان»، به پیوند عمیق عالمان گیلانی با مکتب میرزای شیرازی خواهیم پرداخت.
قرارداد رژی؛ حراج ثروت ملی
امتیاز تنباکو (قرارداد رژی) که به امضای «سرهنری ولف» (وزیر مختار انگلستان) نیز رسیده بود، قراردادی ننگین بود که به موجب آن، دولت ایران در برابر دریافت سالانه ۱۵ هزار لیره و یکچهارم سود سالانه، امتیاز کلیه معاملات داخلی و خارجی توتون و تنباکو را به مدت ۵۰ سال به «تالبوت» و شرکایش واگذار کرد.
(منابع: تحریم تنباکو، محمدرضا زنجانی، صص ۳۱-۳۳؛ تاریخ بیداری ایرانیان، ناظمالاسلام کرمانی، ج۱، ص۳۸؛ سه سال در دربار ایران، ژان باتیست فووریه، ص۲۲۱)
پس از این قرارداد، انگلیسیها با روحیه فاتحان جنگی وارد ایران شدند؛ در تمام بلاد مأمور گماشتند، سواران خود را مسلح کرده و در کمال سختی با رعایا رفتار میکردند، بدون آنکه کمترین اعتنایی به وزرا و حکومت محلی داشته باشند.
(منبع: تحریم تنباکو، ابراهیم تیموری، ص۴۳؛ برای شرح جامع نفوذ بیگانگان نگاه کنید به: تحریم تنباکو، شیخ محمدرضا زنجانی)
پیشگامان مبارزه در بلاد ایران
علمای بزرگی در شهرهای مختلف، رهبری جریان مبارزه با این امتیاز را بر عهده داشتند که از آن جمله میتوان به شخصیتهای زیر اشاره کرد:
- تهران: میرزا حسن آشتیانی (قرارداد رژی، حسن کربلایی، ص۳۲)
-ری: سید جمالالدین اسدآبادی (شرح حال عباس میرزا، ص۱۱۳)
-شیراز: سید علیاکبر فالاسیری (تاریخ دخانیه، حسن اصفهانی، صص۷۱-۷۵)
-تبریز: میرزا جواد مجتهد (روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه، ص۸۷۵)
-اصفهان: شیخ محمدتقی رازی (آقانجفی) (تحریم تنباکو در ایران، نیکی کدی، ص۱۱۹)
-مشهد: میرزا حبیب مجتهد شهیدی (شورش بر امتیازنامه رژی، فریدون آدمیت، صص۶۰-۶۵)
میرزای شیرازی و فتوای تاریخی
میرزای شیرازی که از طریق نامههای سید جمالالدین اسدآبادی و گزارشهای علمای تبعیدی (همچون فالاسیری) از جزئیات قرارداد آگاه شده بود، دو بار طی نامههایی به ناصرالدینشاه خواستار لغو قرارداد شد. شاه نه تنها نپذیرفت، بلکه سعی کرد از طریق کارپرداز خود در بغداد (میرزا محمودخان)، میرزا را توجیه کند. سرانجام میرزای شیرازی در هشداری صریح نوشت: «اگر دولت از عهده برنمیآید، من به خواست خدا آن را بر هم میزنم.»
(منابع: اعیانالشیعه، سید محسن امین، ج۱۶، ص۳۷۶؛ قرارداد رژی، حسن کربلایی، ص۳۶)
با بیتوجهی دولت، فتوای تاریخی صادر شد: *«الیوم استعمال توتون و تنباکو بأی نحو کان، در حکم محاربه با امام زمان (عجلالله تعالی فرجه) است.»
(منابع: تحریم تنباکو، محمدرضا زنجانی، ص۱۰۰؛ تحریم تنباکو، ابراهیم تیموری، صص ۹۰-۹۸)
زلزله در ارکان قدرت و جامعه
تنها در نصف روز اول، حدود ۱۰۰ هزار نسخه از حکم نوشته و منتشر شد. این فتوا حتی افرادی که در پایبندی مذهبی سست بودند را به حرکت واداشت؛ تا جایی که میگفتند: «شراب را علانیه میخوریم و باکی نداریم، ولی به چپق تا آقای میرزا حلال نکند، رو نخواهیم آورد.» دکتر فوریه (طبیب فرانسوی) مینویسد: «امروز اختیار به کلی در قبضه آخوندهاست؛ حتی نوکرهای شاه هم لب به دخانیات نمیزنند.»
(منبع: تحریم تنباکو، ابراهیم تیموری، صص ۱۰۴-۱۰۶)
در دربار نیز قیام بر پا بود؛ غلامان و خواجهها قلیانها را شکستند و «انیسالدوله» (سوگلی شاه) در پاسخ به ناصرالدینشاه گفت: «همان که من را به تو حلال کرده، قلیان را حرام کرده است.» حتی یهودیان و مسیحیان نیز به احترام این حکم، در ظاهر از مصرف دخانیات خودداری کردند.
(منابع: تحریم تنباکو، محمدرضا زنجانی، صص ۱۰۱-۱۰۳؛ شرح حال عباس میرزا ملکآرا، ص۱۱۶؛ تحریم تنباکو، ابراهیم تیموری، صص ۱۰۴-۱۰۸؛ روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه، ص۸۹۳)
سرانجام در ۲۵ اردیبهشت، شاه مجبور به لغو امتیاز شد و با استفسار شیخ فضلالله نوری از میرزای شیرازی، حکم تحریم برداشته و حلیت دخانیات اعلام گردید.
(منابع: تحریم تنباکو در ایران، نیکی کدی، صص ۱۴۰-۱۴۱؛ روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه، ص۹۰۵؛ تاریخ دخانیه، ص۱۸۸)
گیلان و پیوند با میرزای شیرازی
در تاریخ مرجعیت میرزای شیرازی، نام عالمان برجسته گیلانی به درخشش میخورد که نشاندهنده عمق نفوذ این مکتب در گیلان است:
- آیتالله شیخ یوسف نجفی جیلانی (فانی): وی فرزند شیخ محمد نجفی فومنی بود که در سال ۱۲۴۵ ش در نجف متولد شد. او شاگرد مبرز میرزای شیرازی و میرزا حبیبالله رشتی بود و آثار ارزشمندی چون «تذکرةالعالمین» را تالیف کرد. (منابع: عبداللهی، ۱۳۹۶، ج۱، ص۳۵۱؛ شمسگیلانی، ۱۳۲۷، ص۱۱۰)
- میرزا حبیبالله رشتی (املشی): متولد ۱۱۹۷ ش در املش، شاگرد طراز اول شیخ انصاری بود. تبحر علمی او چنان بود که برخی وی را در فقه بر میرزای شیرازی ترجیح میدادند. مشهور است که شیخ انصاری سه ویژگی ممتاز داشت: «علم، سیاست و زهد». علم خود را به میرزا حبیبالله رشتی و سیاستش را به میرزای شیرازی سپرد. با این حال، میرزا حبیبالله همواره از مرجعیت پرهیز داشت و با تواضع، مردم و شاگردان را به میرزای شیرازی ارجاع میداد.
(منابع: بهاءالدین املشی، ۱۳۵۲، ص۱۴۹؛ مجله نور علم، ش۴۲، ۱۳۷۰، ص۶۵؛ امین، اعیانالشیعه، ج۴، ص۵۵۹؛ حسینی، مردان علم در میدان عمل، ص۱۹۳؛ مدرسی، تاریخ روابط ایران و عراق، ص۲۰۸)