میرزا در شانزدهم آبان به نامه آنان (کودتاگران) پاسخ داد و در آن اشتباهات، ندانم کاری ها و سوء سیاست آنها را در رابطه با مردم و سازش آنها با «فرصت طلبها و
کودکان نابالغ سیاسی» را برشمرد و بار دیگر بر مواضع استقلال طلبانه جنگل تاکید کرد و در پایان نامه اش یادآور شد: «... بدون اطلاع کمیته و شورای انقلاب، قشون از روسیه وارد شد . تبلیغات کمونیستی آغاز و متعاقبش دخالتها و اذیتها و پس از کودتای شب چهارم ذیقعده ۱۳۳۹ق و گرفتن زمام امور در دست و تصرف اموال مردم و تعرض به ... مرا خائن ، بد عهد ، بی وفا و دزد خواندید و راضی نشدید در بیغوله ها و زوایای جنگل آسوده و بی طرف بمانم ، به تعقیبمان آمدید... گیلان وسیع و پر نعمت به صورتی در آمده که از تهیه معاشش عاجز است و شما نیز از یک شهر گدا، مخارج بلدیه را به زحمت تهیه می کنید... شما را دوستانی می بینم سهو کرده، که در نتیجه سهو شما آزادی ایران خفه شده است. انقلاب شکست خورده و ایران به آغوش اجنبی انداخته شده است....... من هیچ گاه نظر خصومت و عداوتی با شما نداشته و ندارم... بلکه مایلم سهو خود را ملتفت شده و آن را جبران کنید تا بعد از تحمل آن همه زحمات ، منفور عامه نشوید.». (فخرایی: 1349، 319-321)