آخرین نامه میرزا به دوستش «میر آقا عربانی» بود. او در این نامه گله داشت از ناپایداری بعضی از دوستان : «با رویه ای که دشمنانمان در پیش گرفته اند، شاید بتوانند به طور موقت یا دائم توفیق حاصل کنند ولی اتكاء من و همراهانم به خداوند دادگری است که در خیلی از این ممالک حفظم نموده است.
افسوس می خورم که مردم ایران مرده پرستند و هنوز قدر این جمعیت را نشناخته اند ، البته بعد از محو ما خواهند فهمید ، که بوده ایم و چه می خواسته ایم . اکنون منتظرند روزگاری را ببینند که از جمعیت ما اثری در میان نباشد اما وقتی از افکار و انتظاراتشان نتایج تلخ مشاهده کردند آن وقت است که ندامت حاصل خواهند نمود و قدر و منزلت ما را خواهند دریافت .
امروز دشمنانمان ما را دزد وغارتگر خطاب می کنند و حال آنکه هیچ قدمی جز در راه آسایش و حفاظت مال و ناموس مردم بر نداشته ایم و ما این اتهامات را می شنویم و حکمیت را به خداوند قادر و حاكم على الاطلاق واگذار می کنیم.. (فخرایی: 1348، 383)