حیدر خان عمو اغلى کم کم چهره واقعی خود را نمایان می ساخت. کم کم شروع به گله گذاری از میرزا کرد . سپس تغییر کرد و به اعتراض پرداخت و بعد به تمهیداتی پنهانی متوسل گردید و تا سرحد به دست گرفتن زمام قدرت پیش رفته
بدبینی اعضاء کمیته انقلاب روز به روز نسبت به یکدیگر تشدید می شد تا جایی که ملیون ایران در تهران از وجود این اختلاف و توطئه آگاه شدند و پیامی به جنگل فرستادند و طرفین را به اتخاذ روش عاقلانه نصیحت کردند و گفتند اطاعت از کمیته بر همه لازم است و چنانچه حیدر خان نظری غیر از این دارد بایستی خود را از معرکه کنار بکشد و راه بازگشت را در پیش گیرد و حتی تصمیم داشتند که شخصا به گیلان مسافرت نموده و همین مساله را حضورا ابلاغ و تفهیم کنند .
در یکی از جلسات خصوصی سران جنگل عنوان می شود که طیف روسها به رهبری عمواغلى و کردها | به رهبری خالو قربان با کمک هم در سدد توطئه ای هستند تا میزا را بکشند و رهبری نهضت جنگل را به دست بگیرند. تصمیم بر آن می شود که توطئه گران خیانت پیشه دستگیر و محاکمه شوند.
در این روز خالو قربان ، عمو اغلى و سرخوش در ملا سرا در حال مقدمه چینی برای عملی کردن توطئه خود بودند که با حمله ناگهانی نیرو های جنگل غافلگیر شدند. در این میان سرخوش کشته شد ، عمواغلى دستگیر و خالو قربان گریخت.
واقعه ملاسرا شروع یک جنگ هفت روزه بین جنگلیها از یک سو و کردها و روسها از سوی دیگر بود. (فخرایی: 1348، 366و367)