تاج الدّين ابراهيم فرزند روشن امير. در صفوة الصفاى ابن بزّاز، كه در شرح احوال شيخ صفى الدين اردبيلى جدّ پادشاهان صفوى است، به مناسبت آنكه شيخ صفى الدّين مريد شيخ زاهد گيلانى بوده، شرح احوال شيخ زاهد نيز ضبط شده است. تاج الدّين ابراهيم ملقّب به زاهد گيلانى بوده و خود او خويش را ابراهيم گيلانى مىگفته است. امير پدر شيخ زاهد، از ده «بهر الدله» كه از ديههاى كوهستان گيلان بود، زنى گرفت و تاج الدّين ابراهيم در سياهرود از اين مادر زاده شد. روشن امير ظاهرا در سياه رود (سياهرود اسم ناحيهاى در ۲۶ ميلى شهر رشت و اسم رودى است كه به سفيدرود مىريزد) مسكن داشته زيرا كه در همانجا مرده است. (امینی: 1383، 430)
دوران تعلیم و سیر و سلوک
آغاز زهد و زندگى صوفيانۀ وى از همان اوان كودكى بوده است. اوقات او به زراعت مىگذشته و زمين برنجزارى داشته است كه آن را «عاشقه امير» مىگفتند. اقامت او در گيلان بيشتر در سياهرود بوده و گاهى نيز در ده «هيله كران»، از بلوك خانبلى، اقامت مىكرده،. (همان) و (نک ابنبزاز: 1376، 110-119)
در مورد سلسله طریقتی وی، نظرات محققان متفاوت است؛ برخی او را از طریق جمالالدین تبریزی پس از چهارده سلسله به امام رضا (ع) و برخی دیگر پس از شانزده سلسله به امام علی (ع) منتسب کردهاند (شیخ زاهد گیلانی، محمدعلی گیلک، بیتا: ص ۹۶-۹۷؛ شیخ ابراهیم زاهد گیلانی، ص ۸۲).
مریدان و نفوذ سیاسی
ظاهرا به شمال آذربايجان سفرهاى بسيار كرده زيرا كه در محاورات خود با شيخ صفى الدّين هم به زبان اردبيلى و هم به زبان گيلانى مكالمه مىكرده است و در آن كتاب اغلب او نقاط آن حدود را نام مىبرد كه بدانجا رفته است. چون شيروان و آب گرم كوه سبلان و نوشهر و شتاوند و جلگۀ موقان و نجيا و پيشكين و سراب و آلاروق و به اردبيل نيز رفته و در اطراف آن شهر در ده كلخوران كه اقامتگاه خانوادۀ شيخ صفى الدّين بوده است چندى متوقّف شده و در رجعت از گشتاسفى از راه دريا به خانبلى برگشته است. در شتاوند، با غازان خان پادشاه مغول (۶۹۴-۷۰۳ ه. ق) ملاقات كرده است. (همان، 431)
تعداد مریدان شیخ زاهد بسیار زیاد بوده است؛ چنانکه در تاریخ عالم آرای صفوی ذکر شده که وی صدهزار مرید داشته و دوازده هزار نفر در خدمت مستقیم او بودهاند و چهارصد خلیفه داشته است (تاریخ عالم آرای صفوی، تصحیح یدالله شکری، ص ۱۱).
رابطه با شیخ صفیالدین اردبیلی و اثرات آن
شیخ صفیالدین اردبیلی، مرید و داماد شیخ زاهد بود. وی از سن ۲۵ سالگی زانوی ارادت نزد او زد و به مدت بیست و پنج سال در کنار وی به سر برد و از کرامات و تقوای او بهره جست (صفوة الصفا، ابن بزاز توکلی، ص ۱۱۱). شیخ زاهد به دلیل علاقه به شیخ صفی، دخترش «بیبی فاطمه» را به ازدواج او درآورد و از این ازدواج فرزندانی زاده شد که ریشه دودمان صفویه است (امینی: ۱۳۸۳، ۴۳۱). شیخ زاهد در اواخر عمر که نابینا شده بود، برخلاف تمایل برخی مریدان که خواهان جانشینی فرزندش «جمالالدین علی» بودند، شیخ صفیالدین را به جانشینی خود برگزید. (منشی: 1314/1، 10) و (Minorsky, op.cit, 519-520).
تأثیرات شیخ زاهد بر شیخ صفی عمیق بود؛ چنانکه شیخ صفی در حضور دمشق خواجه تأکید میکند هر آنچه یافته از شیخ زاهد است (صفوة الصفا، ص ۱۴). همچنین رویکرد شیخ زاهد در ارسال خلفا به مناطق مختلف برای جذب مریدان، الگویی شد که شیخ صفی برای گسترش شبکه تبلیغاتی خود در آناتولی، سوریه شرقی و حتی هند از آن بهره جست (صوفیان شیعی، حکمی صوفی، ص ۳۳۳).
سفرهای ایشان و دیدگاههای عرفانی
شیخ زاهد سفرهای بسیاری به شمال آذربایجان داشت و به مکانهایی چون شیروان، سبلان، نوشهر، شتاوند، جلگه موقان، پیشکین و سراب سفر کرد. وی در شتاوند با غازان خان ملاقات نمود و حتی در اردبیل در ده «کلخوران» (اقامتگاه خاندان شیخ صفی) توقف کرد (امینی: ۱۳۸۳، ۴۳۱).
در باب ولایت، وی در گفتگو با مولانا کمالالدین احمد شهراوری بیان داشت که نبوت، معجزه و وحی مختص انبیاست، اما ولایت، الهام و کرامات نصیب اولیاء میشود و ولایت نتیجه نبوت است (صفوة الصفا، ص ۲۲۴).
وفات
شیخ زاهد در سن ۸۵ سالگی درگذشت (لب التواریخ، عبداللطیف قزوینی، ص ۳۸۴؛ صفوة الصفاء). در مورد تاریخ و محل دفن ایشان، روایتهای متعددی وجود دارد:
بر اساس نوشته روی ضریح، وی در ۲۴ ربیعالثانی ۷۱۴ ق وفات یافته است (رابینو: ۱۳۷۴، ۳۶۴ و ۳۶۵). اما برخی منابع سال ۷۰۰ هـ.ق را زمان درگذشت وی ذکر کردهاند.
در مورد محل دفن، سه دیدگاه اصلی مطرح است:
- دیدگاه اول (سیاهرود): قاضی نورالله شوشتری در «مجالس المؤمنین»در ص ۱۳۳ و جهانگیر سرتیپپور در کتاب «نامها و نامدارهای گیلان در ص ۲۳۸ ذکر کردهاند که وی در سیاهرود (ناحیه غربی گیلان، مجاور بوتهسر و سعده کران) به خاک سپرده شده است.
- دیدگاه دوم (شیخانور لاهیجان): طبق روایت حسن بیک روملو در «احسن التواریخ» (ج ۱۱)، سلطان حیدر صفوی زمانیکه در اردبیل بود در خواب دید که شیخ زاهد گیلانی به او میگوید مقبرهاش را آب دریا فرا گرفته است و دستور داد جسدش را به محل دیگری منتقل کنند. سلطان حیدر به اتفاق عدهای بنا و بازرگان با کشتی عازم گیلان شد، جسد را منتقل نموده و مقبره مجللی برای وی ساخت (روملو: ۱۳۸۴/۲، ۸۶۴). این مقبره که در سه کیلومتری لاهیجان واقع شده، بنای جالبی است با گنبدی باریک و بلند که با کاشی آبیرنگ پوشیده شده و در میان درختان پنهان گشته است (رابینو: ۱۳۷۴، ۳۶۴ و ۳۶۵).
- دیدگاه سوم (میان آستارا و فومن): محمدعلی گیلک معتقد است قبر ایشان در شیخانور نیست، بلکه در محلی بین آستارا و فومن در نواحی غربی گیلان قرار دارد (کتاب شیخ زاهد گیلانی، ص ۹۶؛ گیلان در گذرگاه زمان، ص ۲۵۵).
مرقدی هم در روستای شیخهکران لنکران وجود دارد که منتسب به مدفن شیخ زاهد گیلانی است.
با این حال، در کتاب «پیشینه تاریخی فرهنگی لاهیجان» (صص ۲۷۱-۲۸۱) استدلال شده است که احتمال حضور قبر ایشان در شیخانور کاملاً ممکن است و شواهد مخالفه قابل توجیه هستند.
ملاحظات تاریخی
از منظر تاریخی، حکومت صفویه را میتوان امتداد سلسله شیعی کیائیان دانست. در سایه تعلیمات شیخ زاهد و شاگردانش نظیر شمسالدین لاهیجی (اسکندرمنشی: ۱۳۱۴ق/۱، ۱۹) و کارکیامیرزاعلی (شاه کیایان) (قزوینی: ۱۳۸۶، ۲۷۱)، زمینه برای تأسیس اولین حکومت شیعی توسط شاه اسماعیل فراهم گردید (منشی: ۱۳۱۴ق/۱، ۲۶).