ناصر مسعودی به سال ۱۳۱۴ در رشت محله ی صیقلان متولد شد. سه ساله بود که پدرش را از دست داد و بار مخارج زندگی بر دوش خواهر بزرگترش که خیاطی میکرد افتاد.
خانواده ی مسعودی دارای چهار پسر و سه دختر بود که ناصر کوچکترین آنها بود. این خانواده بعد از فوت پدر به منزل جدیدی در گذر « سوخته تکیه » کوچه ی مستوفی نقل مکان کردند خانواده مسعودی دارای صدای خوش و نغمه های دلربایی بودند که ناصر نیز از این موقعیت مستثنی نبود اما مشکلات اقتصادی زندگی اجازه نمیداد این خانواده ی هنرمند به پرورش استعداد خود بپردازند. تنها امکانات ناصر که به خوانندگی روی آورد امکانات متفرقه و ساده ای بود که در اطرافش وجود داشت. خودش در این باره میگوید اگر کار مختصری در شناسایی و معرفی موسیقی گیلان انجام داده ام همه اش با تلاش و کوشش خودم بوده و البته تشویق هنردوستان دوستان هنرمندم من ضمن این که از کودکی که با نغمات دلنشین افراد خانواده ام خو گرفته بودم .
با صداهای خوش و گرم هنرمندان آن روزگار شهر رشت مرشد زورخانه محل، مؤذن مسجد، نوحه خوانان تکایا و گروهی کسبه دوره گرد و جوانان خوش صدای رشت که بیشتر در باغ محتشم جمع می شدند و نوا سر میدادند آشنا گشته و الهام میگرفتم اما بیش از دوازده سال نداشتم که برای اولین بار شخصی به نام حافظی که از فرهنگیان رشت بود قطعه ای با ساز وی خواندم که هیچ وقت آن لحظه را فراموش نمی.کنم تمام پایه و مایهی هنری من از همین جا شروع شد.
در سال ۱۳۲۸ ناصر با برادرانش به تهران مهاجرت کرده و در خیابان هفده شهریور فعلی اقامت کردند ولی جدایی از زادگاهش برای او بسیار مشکل و ناراحت کننده بود در تهران امکانات بهتری برای فعالیتهای ناصر مهیا شد
بود ، در همین زمان بود که با یکی از همشهریان قدیمی خود که در تهران مشغول تحصیل در دبیرستان آشنا شد و توسط وی به کلاس موسیقی علی اکبر خان شهنازی در خیابان ناصرخسرو رفت. او همان جا با آقای ،بحرینی معلم ویولون آشنا شد صدای ناصر مورد پسند بحرینی قرار گرفت و به استاد شهنازی معرفی شد از همان زمان بود که نیاموختههای زیادی را در محضر استاد فرا گرفت و عشق او به موسیقی بیشتر گشت .
علاقه به موسیقی سبب شد که ناصر گاهی چند روز در هفته به کلاس استاد رفته و تمرین آواز موسیقی نماید اما مشکلات زندگی آن قدر زیاد بود که مانع از ادامه ی کار وی گردید. مسعودی در سال ۱۳۳۲ با محمودی خوانساری آشنا شد و این یکی از خاطرات زیبای اوست. مسعودی و محمودی خوانساری دوستان هنری خوبی شدند و بعدها با پیوستن هنرمندان دیگر به آنان توانستند کارهای بزرگی در عرصه ی هنر انجام دهند. در آن ایام محمودی خوانساری در منزل دایی اش در بهارستان زندگی میکرد. ناصر مسعودی می گوید: « عصرها از کوچه ی جنب مسجد سپهسالار پیاده به طرف پشت ورزشگاه شهباز دولاب برای تمرین میرفتیم با سادگی و بی توقع با كمال خلوص به خواندن می پرداختیم و هر دو نفر آرزوی رسیدن به هدف خود را داشتیم.
در سال ۱۳۳۴ ناصر به زادگاهش رشت رفت و ساکن شد در همان سال با هنرمندان معروفی از حمله علی اکبرپور رضا نیکوروان غلام رضا ،امانی حسین ،آمنین ،تحویلداری ،منجمی منوچهر آمیغ و منوچهر ویسانلو آشنا و هم صدا شد و آموختههای زیادی از آنان کسب کرد. در همین ایام بود که به خاطر استعداد و علاقه به بازیگری به تئاتر مرحوم محمد حسین میلانی که از هنرمندان و بانیان تئاتر گیلان بود معرفی شد و مدت سه سال در کار هنرپیشگی نیز فعالیت کرد. او در نمایشنامههای متعددی :چون لیلی و مجنون یوسف و زلیخا فاجعهی رمضان و... شرکت کرد و ضمن این که در رادیو ارتش به طور زنده هفته ای یک ربع ساعت با ارکستر اکبرپور و همکارانش به اجرای آواز و ترانه میپرداخت کار تئاتر را نیز ادامه داد. وی ضمن اجرای نقش آواز هم میخواند اما مدتی نگذشت که به دلیل حساس شدن تارهای صوتی از ادامهی تئاتر بازماند و ترجیح داد در هنر آواز باقی بماند.
در سال ۱۳۳۶ که رادیو گیلان افتتاح شد ناصر مسعودی جزو اولین خوانندگانی بود که در این رادیو برنامه اجرا کرد و تا سال ۱۳۳۸ کنسرتهایی را که در مدارس و مراکز فرهنگی و هنری اجرا می کرد در رادیو .خواند
وی از سال ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۷ به شکلی جذاب در رادیو و تلویزیون خواند و آهنگ های زیبا و محلی را با اشخاصی نظیر غلام رضا امانی ساخت که این آهنگها عبارت بودند از: گول گول ،پیرهن پاییز گول و گول ریحان
همچنین وی با هنرمند با ذوق دیگری به نام حسین آمنین کارهای جدیدی ساخت که عبارت بودند از چی ناز ،کونی رودخانه لب و پاورچین.
با رضا نیکوروان نیز آهنگهایی :چون گول مار و آمده فصل بهار را به یادگار گذاشت در سال ۱۳۳۹ با سه سال تاخیر به سربازی اعزام شد و به تهران رفت. در دوره ی آموزشی به وسیلهی یکی از دوستان نزدیک خانواده به استاد احمد عبادی و ملوک ضرابی معرفی شد و استاد نیز از هیچ کوششی دربارهی آموزش به ناصر دریغ نداشت استاد او را مانند پدری دلسوز مورد حمایت و تشویق قرار داد و در اسفند ۱۳۳۹ وی را به مرحوم پیرنیا معرفی .کرد مرحوم پیرنیا ضمن شنیدن صدای ناصر او را مورد تشویق قرار داد و اولین ترانه های محلی «بنفشه» و « دلواپسی » را با سنتور زنده یاد رضا ورزنده و ضرب شادروان افتتاح ضبط کرده و در ۱۳ فروردین ۱۳۴۰ پخش کرد از همان سال خوانندگی ناصر مسعودی به طور دائم شروع
شده و تا سال ۱۳۵۷ ادامه داشت.
ثمره ی تلاش و همکاری مسعودی با رادیو و تلویزیون ساختن و پخش بیش از ۵۰۰ ترانه ی محلی و غیر محلی است. او بیش از ۲۰۰ آهنگ فارسی و بیشتر از ۲۵۰ ترانه ی محلی گیلکی، ۱۵ برگ سبز
و ۱۰ شاخه گل در کارنامه ی کاری خود دارد.
استاد ناصر مسعودی در سال ۱۳۴۳ بنا به پیشنهاد مرحوم الله خالقی به اتفاق آقایان استاد روح مهدی خالدی فرهنگ شریف و جهانگیر ،ملک در چهارچوب مبادلات فرهنگی و هنری سفری به شوروی سابق و در سال ۱۳۵۲ نیز سفری به آمریکا جهت شناساندن و معرفی موسیقی اصیل ایران به مردم آن سامان داشت.
او دو سفر به پاکستان داشته و یک بار به آلمان رفت تا ضمن اجرای موسیقی سنتی برنامه هایی در موسیقی محلی نیز اجرا کند
ناصر مسعودی در مورد هنرمندان سرزمین ،گیلان زادگاه خود میگوید به فریدون پوررضا زیبا « ،کناری منصور زمانی دعایی و از پیشکسوتان به مهندس عاشورپور که صدایی گرم دارد علاقه مندم و هم چنین آقایان تقی پور باقر ،اسکویی سعید امیررحمت که هر کدام آهنگی زیبا و در خور توجه برایم ساختهاند و مسعود آجلی که بیش از هشت آهنگ مردمی برایم ساخت ارادت خاصی دارم .
بعضی از آهنگهایی که ناصر مسعودی اجرا کرده و با اقبال عمومی روبرو گشت عبارتند از: بنفشه ،گول دلواپسی ،شب ،مهتاب اسب ،سفید گل ،شقایق تی عید ترا مبارک، گول لاله ول ،بیگیفته آب ،طلا ،پاورچین رودخان ،کول بیا بیشیم دریا ،کنار امید ،ناپیدا شیرین ،لب چشم براه ،نامزدی دختر چشمه انتظار ،ماهیگیر تورنگ اسیر ،عشق تام ،بزن، آهوی تشنه، عروس صفای بهار پشیمان بختر از طلا دختر بهار بهار گیلان مهتاب ،شب تیسیر زیبنده تاجه عشق و ،خزان دیار ،دیار قول و قرار خانم گوله بی تو میدیل غوغا ،کونه شب بو بو یار ،نامو ستاره من خوش خبر پیغام ،دام خوشه ،برنج دیلا نشکن مو ایسم رودخانه ،کول خواستگاری گول ،آفتابگردان
الله تی تی نم نم باران و... (پیشقدم: 1395/1، 265-268)