حمله نیروی متفقین به انزلی (3 شهریور 1320)

3 شهریور 1320

جنگ دوم، جهان را فراگرفت با اين كه دول انگليس و فرانسه از خردكردن شوروى به وسيله آلمان خوشحال بودند اما به علت پيشرفتهاى آلمان و به خطر افتادن منافع غرب در خاورميانه تصميم گرفتند به حمايت شوروى بشتابند. ايران بهترين راه براى كمك بود اما از عناصر آلمانى در ايران وحشت داشتند دولت ايران از ابتداى جنگ (حمله آلمان به لهستان) اعلام بيطرفى كرد يعنى اجازه نمى‌داد ارتش بيگانه از خاك ايران بگذرد. و بنابراين اعلام حق اين بود كه شركت‌كنندگان در جنگ رعايت نمايند. اما متفقين دنبال بهانه بودند. در چهارم و بيست و هشتم تير ۱۳۲۰ ه‍. ش از دولت ايران خواستند كه چهار پنجم آلمانيهاى مقيم ايران را اخراج نمايد ليكن دولت ايران پيشنهاد متفقين را رد كرد و خود را بيطرف مى‌دانست. در يادداشت ديگرى اسامى كارشناسان آلمانى را كه خدمتشان ضرورت دارد خواستند و گفتند حاضرند از اتباع خود كارشناس بدهند و مدتى مذاكرات به طول انجاميد و ايران در دوم شهريور رسما درخواست انگليس و شوروى را رد كرد. از طرف ديگر آلمانيها اعلام مى‌داشتند به زودى از طريق قفقاز به ايران مى‌رسند. متفقين پيشنهاد كردند با پرداخت هزينه تسليحات و محمولات نظامى خود را از ايران بگذرانند ولى ايران موافقت نكرد تا اين كه ساعت چهار صبح روز سوم شهريور ۱۳۲۰ ه‍. ش سفيران انگليس و شوروى به طور جداگانه يادداشت‌هايى تسليم دولت ايران نمودند كه چون دولت ايران در مقابل متفقين و درخواست‌هاى آنان سياست مبهمى در پيش گرفته و در اخراج عمال آلمان اقدامى نكرده ارتشهاى شوروى و انگليس وارد ايران شده و مشغول پيشروى هستند. (مدنی: 1387/1، 262)
در‌ بامداد‌ سوم شهریور، پس‌ازآنکه رضاشاه از تعرض قوای متفقین به خاک ایـران اطـلاع حـاصل‌ نمود‌، سفیرکبیر شوروی و وزیرمختار انگلستان را‌ احضار‌ نموده‌ و هدف و منظور آنان‌ را‌ از این تهاجم جویا‌ گـردید‌. نـمایندگان دول مزبور به یادداشتهایی که چندساعت قبل از آن تسلیم نخست‌وزیر ایران نموده‌ بودند‌ اشاره کـردند. (ذوقی: 1367، 45)
پس از ایـن‌ مـلاقات‌، رضاشاه به‌ علی‌ منصور‌، نخست‌وزیر، دستور داد تا‌ جریان را به اطلاع مجلس شورای ملی بـرساند. بـنابراین در همان روز، جلسه فوق‌العاده مجلس‌ شورای‌ ملی تشکیل گردید و علی منصور راجع‌به‌ یادداشتهای‌ تـسلیمی‌ دول‌ انـگلیس‌ و شـوروی به دولت‌ ایران‌ و تجاوز نیروهای مسلح آن دو دولت به مرزهای ایران ،گزارشی را به اطلاع نمایندگان مجلس رسـانید‌. (گزارش علی منصور‌ نـخست‌‌وزیر‌ ایـران به مجلس شورای ملی، اطـلاعات، مـورخ 3/6/1320 سال شـانزدهم، شـماره 3634، ص1)  در‌ هـمین زمان، رضاشاه، تلگرافی به روزولت، رئیس‌جمهور‌ امریکا‌، مخابره‌ نمود‌ و از‌ وی‌ خواست با مـیانجیگری خـود بـه کمک ایران ــ که مورد تجاوز نیروهای انگلیس و شوروی واقع شده بود ــ بشتابد. ( تـلگراف رضاشاه به رئیس‌جمهوری امریکا، مورخ 3/6/1320، سـند شـماره 46 به نقل از ایران در‌ اشغال‌ متفقین‌، ص65 ) پاسخ روزولت در مقابل ایـن درخـواست، آنـ‌ بود که دلیل حمله به ایران، پایان‌دادن به جاه‌طلبی‌های هیتلر برای بـه‌زیرسلطه‌درآوردن و تـسخیر دنیا می‌باشد ( گروه پژوهش‌: 1379/18، 49) و ازآنجاکه ممکن است فتوحات آلمان از اروپا تا آسیا و آفریقا و حتی امریکا توسعه یابد‌، ناگزیر‌ یـک قـدرت نظامی می‌بایست مانع پیشرفت این جنبش و حرکت گردد. (مهدوی: 1375، 75)
نيروهاى شوروى در سه ستون وارد خاك ايران شدند؛ يك ستون ماكو و خوى را تا ساحل درياچه رضائيه اشغال كرد و متوجه رضائيه و تبريز شد، ستون دوم از كرانه بحر خزر وارد بندر انزلى شد و با تصرف گيلان و مازندران تا قزوين پيشرفت و ستون سوم گرگان و خراسان را تصرف كرد و تا سمنان پيش آمد. (مدنی: 1387/1، 262)
قواى انگليس هم از دو جبهه وارد شدند جبهه اول از شط العرب گذشته و با حمله به آبادان نيروى دريايى ايران را زير آتش قرار دادند اهواز را نيز بمباران كردند و هواپيماهاى ايرانى را روى زمين از بين بردند. جبهه دوم ارتش انگليس از مرز خسروى عبور كردند و تأسيسات نفت شاه را تصرف كردند و به سوى كرمانشاه پيشروى نمودند در اين قسمت نيروهاى ايرانى مقاومت زياد كردند تا اين كه در ساعت هشت و نيم صبح بيست و هفتم اوت (پنجم شهريور ۱۳۲۰ ه‍. ش) فرمان ترك مقاومت به كليه واحدهاى نظامى ابلاغ شد و نيروهاى انگليس و شوروى به يكديگر پيوستند و ارتش ايران تارومار شد. ملت ايران كه دوران استبداد را مى‌گذراند طبعا ارتش را يارى نمى‌كرد. (همان، 263)
در چنین شرایطی و درحالی‌که تـلاشهای سـیاسی و دیپلماتیک برای جلوگیری از پیشرفت قشون مهاجمین در خـاک ایـران ادامـه می‌یافت‌، ظاهرا‌ رضاشاه مصلحت دید برای بـه‌ثمررسیدن ایـن کوششها، دولت جدیدی بر سر کار آید. ازاین‌رو علی منصور استعفا نمود و محمدعلی فـروغی مـامور تشکیل کابینه‌ گردید‌. محمدعلی فـروغی، نـخست‌وزیر جدید، ضـمن‌ نـطقی‌ دسـتور ترک مقاومت نظامی ایران را که از سـوی رضـاشاه صادر گردیده بود، به آگاهی همگان رسانید. (پهلوی: 1371، 95)
ارتش ايران در حدى نبود كه بتواند نيروهاى انگليس و شوروى را عقب بزند ولى اگر مردم به مقاومت برمى‌خاستند اشغال كشور به سادگى عملى نبود و اگر اشغال مى‌شد با زحمت و مقاومت مستمر روزانه مواجه بود. با شكست ارتش ايران در برابر متفقين على منصور نخست‌وزير سقوط كرد و ذكاءالملك فروغى زمامدار شد و طى يادداشتى به دول اشغالگر اعلام داشت ايران براى ابراز كمال حسن‌نيت مبادرت به ترك جنگ نموده مع‌الوصف آن دولتها شهرها را بمباران مى‌كنند انتظار دارد عمليات جنگى را به طور كامل متوقف نمايند. (مدنی: 1387/1، 263)
در پانزدهم شهريور متفقين طى يادداشتى تعطيل سفارتخانه‌هاى آلمان، ايتاليا، مجارستان و رومانى را خواستند و اقدامات آنان را مظنون تلقى كردند اما ايران جواب مساعد نداد تا اين كه در ۱۰ سپتامبر متفقين يك اولتيماتوم ۴۸ ساعته در مورد تعطيل سفارتخانه‌ها به ايران دادند كه در صورت عدم توجه، تهران را اشغال خواهند كرد. (همان)
انگلیس و شوروی تـقاضاهای خـود را تـسلیم دولت ایران نمودند کـه از مـیان آنها می‌توان به اخـراج کـلیه اتباع آلمانی ــ به‌استثنای اعضای رسمی سفارت و چند کارشناس‌ فنی‌ ــ و تعهد‌ در تسهیل حمل‌ونقل اسلحه و مـهمات از طـریق ایران به شوروی، اشاره نمود کـه البـته بعدا تـقاضای اخـراج‌ اتـباع آلمانی به تحویل آنـان به متفقین تبدیل گردید. نتیجه دست‌به‌دست‌کردن‌ دولت‌ ایران‌ در ارسال پاسخ به این در خواستهای متفقین و نـیز سـردرگمی مقامات ایرانی، اولتیماتومی بود که مـتفقین در ‌‌نـوزدهم‌ شـهریور بـه دولت ایـران دادند. (مهدوی: 1375، 76) اما بـار دیـگر رضاشاه از دادن پاسخی‌ صریح‌ به‌ اولتیماتوم متفقین خودداری نمود. بنابراین در بیست‌وپنجم شهریور نیروهای شوروی و انگلیس از قزوین و قـم بـه‌سوی‌ تـهران حرکت نمودند.
به هرحال در روز شانزدهم سپتامبر ۱۹۴۱ م (بيست و پنجم شهريور ۱۳۲۰ ه. ش) نيروهاى انگليس و شوروى به سوى تهران حركت كردند و در همين روز رضا شاه استعفاء داد. متن استعفاء: «نظر به اين كه من همه قواى خود را در اين چند سال مصروف امور كشور كرده! و ناتوان شده‌ام، حس مى‌كنم كه اينك وقت آن رسيده است كه يك قوه و بنيه جوانتر به كارهاى كشور كه مراقبت دائم لازم دارد بپردازد... بنابراين امور سلطنت را به وليعهد و جانشين خود تفويض كردم...». (مدنی: همان، 263و264) و (کی‌استوان: بی‌تا/1، 34)
رضاشاه پس از استعفا اجازه نیافت که در ایران بماند و همراه با گروهی از اعضای خانواده‌اش ایران را ترک گفت. در آغاز با یک‌ کشتی‌ جنگی انگلیسی به جزیره موریس اعزام گردید و سپس در آوریل 1942/ فـروردین 1321 بـه ژوهانسبورگ در آفریقای جنوبی انتقال یافت (زرین‌کوب: 1357/3، 247و248) و (نک Donald wilber, Reza shah Pahlavi, Chapter XIV) و سرانجام در ژوئیه 1944/ مرداد 1323 در همانجا درگذشت‌. (رستمی: 1378/1، 64)
با رفتن رضا شاه به يكباره ايران ميدان جوش و خروش و حركت و بحث و جدال شد. مردم احساس آزادى كردند و توانستند پيرامون مسائل بيست ساله گذشته فكر كنند و سخن بگويند. روز بعد وليعهد در مجلس حاضر و سوگند ياد كرد. (مدنی:همان، 264)
سياست سنتى دولت انگليس تضعيف دولت مركزى و تهديد آن از طريق ايجاد تفرقه و مسلح كردن عشاير و ايلات و سرگرم كردن حكومت مركزى به زد و خوردهاى داخلى بود اما بعد از اين كه در وضع همسايه شمالى ايران تحول حاصل شد و حكومت شوروى استقرار يافت سياست انگليس عوض شد و از يك حكومت متمركز مستبد و نيرومند حمايت كرد. راديوى لندن سياست استعمارى انگليس در ايران را مفصل و توأم با اعترافاتى در چهاردهم آبان ۱۳۲۰ ه‍. ش تشريح كرد. اين اعترافات بى‌شرمانه سخنگويان انگليس در مداخله در امور يك كشور مستقل بايد ملت ما را هميشه بيدار و آگاه نگه مى‌داشت و بايد ملت ما اجازه نمى‌داد در هيچ شرايطى دولتهاى ديگر به مداخله بپردازند و براى آن صلاح‌انديشى نمايند و خود را قيم آن بدانند بايد تاريخ معاصر درس بزرگى براى ما باشد؛ درس از اين جهت كه با وحدت تمام در پى ساختمان بنيادهايى باشيم كه ما را به انديشه واميدارد، به خويشتن بازمى‌گرداند، ارزشهاى انسانى را در مقابل فريبها و سياستهاى دروغين به ما مى‌نماياند، ايمان ما را به اصول اعتقادى اسلامى تقويت مى‌كند و اعتماد به نفس را به گونه‌اى كه شايسته يك ملت زنده و بيدار و تواناست در وجود ما محكم مى‌گرداند. (مدنی:همان، 264-266)
شهريور ۱۳۲۰ ه‍. ش، براى ملت ايران دو خاطره متضاد را به همراه دارد يكى سقوط ديكتاتورى رضا خان يعنى كاخ ظلم و ستم كه همه واژگونى آن را انتظار داشتند و به مدت بيست سال به زور سر نيزه و با وحشت و ترور و تحت حمايت سياست بيگانه استوار مانده بود و ديگرى اشغال سرزمين ما وسيله ارتش‌هاى بيگانه كه مصائب بسيار جنگ را به همراه داشت. (مدنی:همان،266)
پس از استعفای رضاشاه، انگلستان تا مدتی با انتخاب ولیعهد به مقام پادشاهی ایران مخالفت می‌نمود؛ چراکه به‌زعم آنها او در تبلیغات ضـدمتفقین دسـت داشت و اصولا فاقد شخصیت بود‌.( آبراهامیان‌: 1377، 149) اما نهایتا دولت بریتانیا با اکراه و به منظور اجتناب از بروز هرگونه اغتشاش و بحران حکومتی، با پادشاهی محمدرضا مشروط بـر حـسن رفتار شاه جدید موافقت نـمود. (وزارت خارجه به بولارد، مورخ سـپتامبر‌ 1941‌) و (Fo 371/ E 5678/ 3326/ 348 E 5724/ 3326/ 34. quoted from Anglo – Iranian relations)
بـدین‌ترتیب محمدرضاشاه‌ در‌ تاریخ‌ بیست‌وششم شهریور 1320 سوگند وفاداری‌ به‌ اصول‌ مشروطیت را در مجلس شورای ملی به‌جای آورد. (گـزارشی‌ از مراسم سوگند وفاداری محمدرضاشاه در مجلس شـورای مـلی، مـورخ 26/6/1320، اطـلاعات‌، مـورخ‌ 26‌/6/1320، سال شانزدهم، شـماره 4652، ص1)  نیروهای متفقین نیز در همان روز وارد تهران شدند و ضمن اشغال کلیه‌ تاسیسات‌ نـظامی‌ و راهـ‌آهن، بلافاصله مقدمات انتقال اسـلحه و مـهمات را از‌ طریق‌ راه‌آهن سراسری به شوروی فراهم نمودند. (مهدوی: 1375، 77)
شاه جدید چون بر تخت نشست، برای جلب اعتماد متفقین، صریحا اظهار‌ داشت‌ که‌ تمام کوشش خود را برای همکاری با متفقین به‌کار خـواهد‌ بـست. (بولارد: 1378، 61)
شـاه تقریبا در ایـن زمان بدون قدرت و اختیارات سیاسی سلطنت می‌نمود. ماموران‌ سیاسی‌ و نظامی‌ انگلیس و شوروی عملا در همه کارها دخالت و نـظارت می‌کردند. روسها و انگلیسیها در‌ همان‌ مناطق‌ نفوذی که در قرارداد کهنه 1907 برای خـود تـعیین نـموده بودند، فرمان می‌راندند. ایران‌ ظاهرا‌ یک‌ کشور متفق شناخته شده بود اما عملا یک کشور اشغال‌شده بـه‌شمار ‌ ‌مـی‌آمد. (روبین: 1363، 24)

 

تاکنون نظری برای این رویداد ثبت نگردیده است
جهت ثبت نظر پیرامون رویداد ابتدا در سایت ورود کنید
کلیه حقوق برای تقویم گیلان محفوظ است | طراحی و پیاده سازی : مهیانت شمال