خالو قربان (1250-1301) از اكراد هرسين در دره گاماسب، در نزديكى بيستون كرمانشاه است. وى در حدود 1876 م/ 1293 ق به دنيا آمد. سالهاى بسيارى او در خانۀ مخبر الدوله و ديگر شخصيتهاى تهران فراش بود. پس از شكست سالار شجاع از جنگلىها وى كه به دادوستد كتيرا در ماسوله و گاهى در زنجان اشتغال داشت به نهضت جنگل پيوست و چنان نفوذ و قدرت پيدا كرد كه فرماندهى حدود 800 نفر از نيروهاى جنگل را در اختيار گرفت؛ و علاوه بر رشت و سياهرود، حكومت شهر انزلى را عهدهدار شده، در حكومت جمهورى گيلان، كميسر جنگ شد. مخالفين ميرزا كوچك خان، خالو قربان را به علت سادگى و بىسوادىاش، به عنوان مهرهاى عليه ميرزا به كار گرفتند. چون وى روابط نزديكى با روسها داشت و زمانى كه يك روز در ميان از رشت به انزلى مىرفت در خانه يكى از افسران روسى اقامت مىكرد، در كودتا عليه ميرزا شركت کرد و سرانجام با محمد جعفر كنگاورى به نيروهاى دولتى كه تحت امر رضا خان وزير جنگ بود، پيوست. پس از آن با گشودن راه رشت به روى قزاقها، به مقابله با ميرزا پرداخت و وى را ناگزير به عزيمت به درون مناطق جنگلى گيلان کرد.
پس از اين خيانت، خالو قربان از سوى رضا خان به درجه سرهنگى رسيد و به سالار مظفر و سالار منصور ملقب گرديد و علاوه بر انتصاب به حكومت انزلى، مبلغ سى هزار تومان پول نقره به عنوان پيشكش دريافت نمود. اگرچه سر ميرزا كوچك خان را رضا اسكستانى از بدن جدا كرد ولى بنا به تحرير همۀ تاريخنگاران جنگل، خالو قربان به منظور ابراز صميميت به رضا خان سر بريدۀ ميرزا را به تهران برد و به رضا خان ميرپنج تحويل داد.. (جواهری: 1382، 152-154)
سردارسپه پس از اينكه به خالو قربان درجه سرهنگى داد، ساير سرداران كرد را هم صاحب درجات نظامى كرد و همه را به جنگ با اسماعيل آقا سيميتقو به آذربايجان فرستاد. كريم خان كرد كه روزگارى در رشت حكومت داشت و از عمل خالو قربان نيز در تسليم شدن به قواى دولت ناراضى بود سرانجام در يكى از روزهاى نبرد با قواى سيميتقو با يادآورى خاطرات دوران حكمرانيش در رشت و مقايسه آن با اين ايام از فرط عصبانيت خالو قربان را مورد حمله قرار داده و به قتل رسانيد. (فخرایی: 1348، 397) و (فراهانی: 1385، 136).