امیره دباج ثانی پس از تصرف شهر لاهیجان، لشتنشا را نیز به تصرف خود درآورد. او پسر اللهقلی سلطان را که در لاهیجان به سر میبرد، فراری داد و بسیاری از سپاهیانش را به قتل رساند. (خلاصه التواریخ، احمد قمی: ۵۷۰؛ تاریخ عالم آرای عباسی، اسکندربیک، ص ۱۱۳؛ واله اصفهانی، روضههای ششم و هفتم تیموریان و ترکمانان، ص ۳۶۴)
شاه تهماسب پس از آگاهی از قیام مردم لاهیجان به رهبری امیره دباج ثانی، به امیره ساسان (حاکم گسکر) و احمدسلطان (وکیل جمشیدخان) فرمان داد تا این جنبش را سرکوب کنند. در نهایت، دو نیرو در «حسن کیاده» با یکدیگر برخورد کردند و نبردی سخت و شدید میان آنها درگرفت که منجر به شکست امیره ساسان و نماینده حاکم فومن شد. (تاریخ گیلان، فومنی: ۵۹؛ احسن التواریخ، حسنبیک روملو، ص ۱۴۷۴)
شاه تهماسب برای جلوگیری از گسترش قیام، نیروی بزرگی به فرماندهی قوچ خلیفه ذوالقدر مهردار و به همراهی امیر غیببیک استاجلو و تعداد زیادی از جنگجویان به لاهیجان فرستاد. امیره دباج نیز به همراه سپهسالاران بیه-پیش و طوایف «اژدرو چپک»، در دوازدهم ربیعالاول ۹۷۷ هـ.ق در کوچصفهان منتظر نبرد با سپاهیان صفوی بود. این جنگ مدت زیادی به طول نینجامید؛ زیرا امیره دباج در حین نبرد با شلیک گلوله از پای درآمد و یکی از ملازمان احمدسلطان به نام میربیک ــ که بعدها به «دباجکش» معروف شد ــ او را به قتل رساند.
به این ترتیب، قیام مردم لشتنشا و لاهیجان به شکست انجامید. هرچند عبدالفتاح فومنی گزارش کاملی از این ماجرا و حوادث پس از آن ارائه نمیدهد (تاریخ گیلان، فومنی، ۶۰-۶۱)، اما مورخان عصر صفوی نظیر قاضی احمد قمی و دیگران مینویسند: بیش از هزار نفر از مردم گیلان در این نبرد کشته شدند. (احسن التواریخ، حسنبیک روملو: ۱۴۷۴-۱۴۷۶؛ خلاصه التواریخ، احمد قمی: ۵۷۱؛ تاریخ عالم آرای عباسی، اسکندربیک، همان: ۱۱۴؛ واله اصفهانی، روضههای ششم و هفتم تیموریان و ترکمانان، ص ۳۶۵) و ( کارکرد اجتماعی سیاسی و فرهنگی کیائیان در گیلان (دکتر عباس پناهی)، ص ۱۸۹)