گزارشهای واصله از شیخ ابراهیم فقیه محمدی، معروف به فقیهی، در ایام ماه مبارک رمضان سال جاری به شرح زیر اعلام میگردد:
۱ـ در ساعت ۲۱:۵۰ مورخه ۲۶/۵/۵۷ در مسجد لاکانی رشت، با حضور جمعیتی در حدود ۲۰۰۰ نفر، ضمن بحث پیرامون جهاد اظهار داشت که خداوند در قرآن میفرماید جنگ با کفار وظیفه همگانی است و شخص مسلمان و خداپرست نباید ترس داشته باشد. وی بیان داشت وظیفه داریم واقعیت قرآن را برای مردم تشریح کنیم و هیچ مسئولیتی در مقابل تظاهرات مردم نداریم. همچنین اظهار داشت آیتالله خمینی به این جهت عزیز شده است که زیر بار ظلم نمیرود. در این موقع، افراد حاضر در مسجد بهخصوص جوانان با صدای بلند چندین بار صلوات فرستادند.
۲ـ در ساعت ۲۱:۵۰ مورخه ۳۰/۵/۵۷ در مسجد لاکانی رشت، با حضور جمعیتی در حدود دو هزار نفر، ضمن تلاوت آیهای از قرآن بیان داشت: همانطوری که جنگ دوم جهانی سی میلیون کشته داد، مدارکی داریم که اسلام در ده سال گذشته ۱۵۰ نفر کشته داده است. وی با اشاره به واقعه سینما رکس آبادان اظهار داشت حضرت آیتالله خمینی از اعمال وحشیانه متنفر است؛ این سخن مجدداً باعث صلوات فرستادن با صدای بلند حاضرین گردید. وی ادامه داد: مسلمان باید در راه خدا فداکاری کند و از هیچ حادثهای نترسد؛ شخص ترسو ایمان به خدا ندارد و گفتههای او دروغ است و خداوند میفرماید ما انسان را برای مبارزه خلق نمودیم تا بتواند از حق خود دفاع کند.
۳ـ در ساعت ۲۱:۵۰ مورخه ۳۱/۵/۵۷ در مسجد لاکانی رشت، با حضور جمعیتی در حدود ۲۰۰۰ نفر، ضمن صحبت درباره مبارزه و دفاع جامعه بشریت اظهار داشت: چنانچه انسان مبارزه نکند، نابود میشود و در حال حاضر که استعمارگران ما را در محیطی خفقانآور قرار دادهاند، اگر میخواهید زنده بمانید، آزادی داشته باشید و رستگار شوید، باید مبارزه کنید. وی خطاب به حاضرین افزود: ای مردم مسلمان که در اینجا اجتماع نمودهاید، هر چه زودتر جبهه خود را مشخص کنید؛ وضع ما به قدری بحرانی است که از آشوبهای لبنان و اسرائیل و دیگر کشورهای در حال جنگ بدتر است، زیرا آنها جبههای مشخص دارند ولی استعمارگران فضای اطراف ما را تیره و تاریک کردهاند. سپس اعلامیهای را که از قم برایش رسیده بود و به قول خودش ممهور به مهر آیات شریعتمداری، گلپایگانی، نجفی، مرعشی و در صدر آنها خمینی بود، از جیب بیرون آورد و گفت: هنوز چند ماهی نگذشته که ما در غم عزیزان از دست رفتهمان در تبریز و قم به عزا نشستهایم؛ مأموران مسلح دولت به مدرسه علمیه در مشهد حمله کرده و طلاب و مردم بیدفاع را مورد هجوم ق
ار دادهاند. همچنین در شهرهای اصفهان و شیراز، مأموران بیدین این قبیل برنامهها و آدمکشیها را پیاده کرده و با تبلیغات دولتی میخواهند خون آنان را پایمال کنند. وی افزود: ای مردم هرچه زودتر آماده شوید تا با کمترین خسارت و تلفات، بیشترین نتیجه حاصل شود. دولت با این برنامه باید بداند که نابود خواهد شد، زیرا در جواب خواستهای منطقی جامعه روحانیت، روشنفکران و مردم خداپرست، خشونت به خرج میدهد. سپس اظهار داشت: آیا اقدامات آیات و این اعلامیهها به نظر حضار صحیح است؟ حاضرین در مسجد با صدای بلند پاسخ دادند: «صحیح است، صحیح است».
۴ـ در ساعت ۲۱:۵۰ مورخه ۱/۶/۵۷ در مسجد لاکانی رشت، با حضور جمعیتی در حدود ۲۰۰۰ نفر، پس از بیان مناقبه حضرت علی (ع) اظهار داشت: تا صبح بنشین و «علی علی» بگو، آیا دردی را دوا میکند؟ باید مرام علی را در اجتماع پیاده کنیم و افرادی را که در این راه مبارزه میکنند، یاری دهیم. وی ادامه داد: حالا که فهمیدهاند جوانان ما خوب را از بد تشخیص میدهند و در چنین مجالس حاد شرکت میکنند و اطراف علما، روحانیون و مراجع تقلید خود را گرفتهاند، میخواهند با تهدید بین این دو طایفه جدایی بیندازند. بروید گفتههای مرا گزارش دهید؛ نوارها را به پرونده من ضمیمه کنید؛ اگر جواب منطقی دارید من مطیع شما هستم و حاضرم تحت تعقیب قانونی قرار گیرم. وی در ادامه افزود: ما هر روز عاشورا داریم؛ هنوز غم و اندوه این دسته از جوانان کشته شده در راه دین تمام نشده که به عزای دسته دیگر مینشینیم. مثلاً در مشهد، جوانان زخمی و در حال مرگ در گوشههای خیابان التماس میکردند: «آب، آب»، ولی مردم از ترس پلیس فرار میکردند و جوانان تشنه جان میدادند.
۵ـ در ساعت ۲۲:۰۰ مورخه ۲/۶/۵۷ در مسجد لاکانی رشت، با حضور جمعیتی در حدود ۲۰۰۰ نفر، ضمن اشاره به این موضوع که فردی که هدفش فقط پول باشد نمیتواند خدا و اسلام را به معنای واقعی بشناسد، گفت: رهبری که ذخایر و معادن متعددی در اختیارش قرار گرفت، آیا باید همه را برای خودش بهرهبرداری کند؟ خیر، باید از علی آموخت؛ این است معنی رهبری. وی ادامه داد: مگر شلوغ کردن کاری دارد؟ میبینید که یک روز شلوغ خواهم کرد؛ میروم در میدان شهرداری و یک چهارپایه زیر پایم میگذارم، چند شعار میدهم و شهر را به هم میزنم. فوقش مرا میگیرند و کار دیگری نمیتوانند بکنند، ولی باید بررسی کرد که آیا این خونها را میتوانیم جواب دهیم؟ و آیا دستوری از مراجع تقلید به من رسیده است؟
۶ـ در ساعت ۲۲:۵۰ مورخه ۳/۶/۵۷ در مسجد لاکانی رشت، با حضور جمعیتی در حدود ۲۰۰۰ نفر، درباره انواع حکومت اظهار داشت که حکومت بر سه نوع است: ۱ـ حکومت استبدادی که در آن رأی یک نفر حاکم است و کسی جرأت حرف زدن ندارد. ۲ـ حکومت دموکراسی که در این نوع حکومت هرگونه انتقادی میتوان کرد و آزادی کامل برقرار است؛ البته من خودم ندیدهام ولی شنیدهام که اینطور است. ۳ـ حکومت اسلامی که همه ما خواهان این نوع حکومت هستیم؛ حکومتی که علی (ع) بنای آن را ریخت و بعد از ایشان امام حسن (ع)، امام حسین (ع)، امام زمان (عج) و جانشینانش هستند. وی افزود هرگونه عمل خلاف را باید پاسخ داد. ای مردم، اگر میخواهید زندگی کنید باید تشخیص دهید، وگرنه در رنج و عذاب به سر خواهید برد. لازم نیست تحقیق کنید، رهبرش تعیین شده و دنیا او را شناخته است. اگر با تبلیغات نمیگذارند چهره واقعیاش را بشناسید، آنها هم مسئولیت دارند و خاموش نمینشینند، بلکه به وسیله اعلامیه، پیام و شعارهای دیگر وظیفه خود را انجام میدهند. شما مردم باید تشخیص دهید؛ این حرف را من نمیزنم، بلکه ۳۵ میلیون مردم مسلمان میگویند. و تو ای کسی که در صدر قرار گرفتهای، اسلحه ات را کنار بگذار و ببین آیا قدرتی داری یا نفری در کنار تو هست یا خیر. (در این هنگام حاضرین در مسجد گفتند: صحیح است، صحیح است).
اظهارات مورخه ۳/۶/۵۷ روحانی مذکور منجر به تحریک مستمعین، بهخصوص جوانان حاضر در داخل و خارج مسجد گردید و در نتیجه، حدود ۵۰۰ نفر از آنان مبادرت به تظاهرات خیابانی و سر دادن شعارهای «درود بر خمینی» کردند که منجر به شکستن دو جام از شیشههای بانک صادرات در خیابان بیستون (مقابل پیرسرا) شد.
به این ترتیب، نامبرده فردی است که در تمام ایام وعظ در مساجد، گفتارش در جهت تحریک مستمعین به قیام عملی، ایجاد بینظمیها و تظاهرات خیابانی بوده که منجر به وارد آمدن ضرر و زیان به اماکن دولتی و بخش خصوصی شده و در واقع کمک به عناصر ضدامنیتی میباشد.
(انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، استان گیلان، کتاب ۲ صفحه ۳۰۹)