نامهی دوم میرزا کوچک به مدیوانی (نماینده دولت شوروی در گیلان) ... اگر رفقای شما بخواهند با همین دعویهای بی پایه و جعل تهمت ایران را میدان خودسری قرار دهند من بازهم برای آگاه ساختن شما به شرح مطالبی که هر خوانندهی منصف و با وجدان، بدون تأمل تصدیق خواهد کرد میپردازم... مطابق موافقتنامه به دو چیز منحصر نمودیم یکی آن که از روسیه به ما اسلحه داده شود و در عوض قیمت بگیرند. دوم نفرات به قدری که ما تعیین کنیم و بخواهیم... جمعیت عدالت با عدم سابقه و اطلاع از روحیهی ایرانی زمام انقلاب را به دست بگیرند معایب این کار را گفتم... امروز در ایران هیچگونه مردم افراطی دارای اثر نیست و سیاست سویت روسیه را از بین می برد به دشمن قوت می دهد و مردم را میشوراند. حرص و خودسری و ریاستطلبی ابوکف [فرماندهی قوا] عدهای را محرک شد که همهی این حقایق و نصایح را فراموش کنند... من دیدم اگر در رشت بمانم بایستی با آنها بجنگم... و چون معایب جنگ داخلی را میدانستم بالضروره از شهر خارج شدم... رفقای شما به این اندازه قانع نشده به تعاقب ما آمدند و در پسیخان به عدهای از مجاهدین بیخبر حمله کردند... نوشتید اسلحه و پول را من برداشتهام. آنکه پول است دهندهاش مردم ایرانند و هر ساعت که بخواهند حساب داده میشود. [قسمتی صرف هزینهی قشون و قسمت دیگر برای تاسیس بانک ملی اختصاص یافته بود].... ما به شرافت زیست کردهایم و با شرافت مراحل انقلابی را طی کردهایم و با شرافت خواهیم مرد. (فخرایی: 1354، صص 302-295).