صفیالدین اردبیلی (۶۵۰-۷۳۵ ق)، عارفِ والامقام و شاعرِ چیرهدست قرن هشتم، نیای خاندان صفوی و پیشگامِ سلوکی است که نامش تا ابد با شکوهِ تاریخ گره خورد. هرچند امروز نام او با خاکِ اردبیل عجین شده، اما ریشههای تکوینِ معنوی و سرچشمههای زندگی او، در اعماقِ سبز و غریبِ سرزمین گیلان نهفته است؛ آنجا که در سایهسارِ هدایتِ شیخ زاهد گیلانی، قدم در مسیر سلوک نهاد و با پیوندی (خانوادگی)، دامادِ آن پیرِ دیر گشت. اگرچه در میان تاریخنگاران بر سر سیادت و تشیع ایشان بحث و جدلی است، اما عظمتِ میراث او چنان است که پادشاهان صفوی، بقعهای باشکوه بر مزارش برافراشتند تا گواهِ جاودانگیِ روحِ این عارف باشد؛ بنایی که امروزه به عنوان یکی از درخشانترین گوهرهای معماری ایران میدرخشد.
پیوند شیخ صفی با استان گیلان
تاکید بر جایگاه گیلان در زندگی شیخ صفی، تنها به یک رابطه مرید و مرشدی محدود نمیشود، بلکه این پیوند در ابعاد زیستی، عاطفی و زبانی گسترده است:
1. پیوند خانوادگی: این پیوند معنوی با ازدواج ایشان به پیوندی خونی تبدیل شد؛ چرا که شیخ زاهد، دخترش «بیبی فاطمه» را به عقد مریدش، شیخ صفیالدین اردبیلی درآورد و از این ازدواج، فرزندانی متولد شدند (امینی: ۱۳۸۳، ۴۳۰ / ابنبزاز: ۱۳۷۶، ۱۱۰-۱۱۹).
2. جانشینی در خاک گیلان: نقطه عطف زندگی معنوی او در سال ۷۰۰ قمری رخ داد، زمانی که شیخ زاهد، صفیالدین را به جانشینی خود منصوب کرد. نکته حائز اهمیت این است که شیخ زاهد در همان سال و در منطقه «سیاورود» گیلان درگذشت. (منشی: ۱۳۱۴/۱، ۱۰).
بنابراین، گیلان نه تنها محل دیدار و تعلیمات اولیه شیخ صفی، بلکه خاستگاه آرامش و پیوندهای خانوادگی او بوده و تأثیری بنیادین بر شخصیت و سیر و سلوک وی داشته است.
پ.ن شیخ زاهد گیلانی، مرشد و استادطریقت شیخ صفی الدین اردبیلی، بزرگ دودمان صفویان بود. در سایه ی تعلیم و حضانت سلسله شاگردان شیخ زاهد از جمله شمس الدین لاهیجی و کارکیامیرزاعلی (شاه کیایان)، شاه اسماعیل اولین حکومت شیعی به نام صفویه را تاسیس کرد.