در تابستان سال ۱۲۸۸ خورشیدی، ایران در یکی از حساسترین مراحل انقلاب مشروطه قرار داشت. در این مقطع، نیروهای مشروطهخواه گیلان با هدف بازگرداندن قانون اساسی و سرنگونی استبداد، لشکرکشی گستردهای به سوی تهران آغاز کردند. این دوران با تنشهای اجتماعی در شهرهایی نظیر رشت، درگیریهای نظامی در حومه کرج و مداخلات پیچیده قدرتهای خارجی، بهویژه روسیه، همراه بود تا سرنوشت پایتخت و آینده نظام سیاسی ایران تعیین شود. متون زیر، وقایع این روزهای پرالتهاب و پیشروی نیروهای گیلانی به سمت تهران را روایت میکند.
آغاز این تحولات را میتوان در فضای متلاطم شهر رشت جستوجو کرد، جایی که گزارشهای افسینکوف از وضعیت شهر در تاریخ ۵ تیر ۱۲۸۸ چنین است:
«در بیشتر مسجدها مردم جمع شدهاند و برخی از ملاهایی که حتی بعضی از آنها حقوق بگیر ما [روسیه] هستند بر منبرها به تحریک مردم مشغول هستند. ساعتی پیش با یکی از آنها تماس گرفتم و دلیل این کارشان را پرسیدم. جواب داد بگذارید ما تلاش کنیم چون در غیر این صورت مردم از ما فاصله خواهند گرفت و در لحظات حساس حرف ما را قبول نخواهند کرد. نترسید مواظب شما [روسها] هستیم. جواب منطقی بود ولی من [افسینکوف] اصلاً اطمینانی به هیچ کس در این شهر [رشت] ندارم.» (افسینکوف: ۱۳۹۵، ۵۰)
با شدت گرفتن این شورشها و سازماندهی نیروها، لشکر گیلانیان رشت را ترک کرده و با عبور از قزوین، به سمت پایتخت پیشروی کرد. تنها سه روز بعد، در ۸ تیر ۱۲۸۸، گزارشها حاکی از رسیدن این نیروها به مناطق حساستر در نزدیکی تهران است:
«گیلانیها خود را به ینگی امام کرج رساندهاند. پریروز همه از قزوین رفتند و یپرم ارمنی یک روز دیرتر. موقع رفتن او از قزوین مردم جمع شده برایش دعا میکردند. امروز هم محمدولی خان خود را به ینگی امام رسانده است. نیروهای دولتی دم دمهای صبح شکست خوردند. در این خبرها بیشتر از یپرم ارمنی و میرزاعلی خان نوری در این پیروزی یاد شده است. متن خبر حاکی از سقوط تهران است.» (همان)
این پیشروی سریع و پیروزیهای نظامی، باعث شد تا گیلانیها در تاریخ ۱۰ تیر ۱۲۸۸ به نقاط نزدیکتری به تهران برسند، اما در همین راستا، روسیه برای جلوگیری از تغییر احتمالی قدرت در پایتخت، وارد عمل شد:
«گیلانیهای راهی تهران به حصارک کرج رسیدهاند و اردو زدهاند. سفیر روسیه در تلاش است برای انصراف حرکت آنها به سوی تهران.» (همان، ۵۱)