مقدمه
ماکان بن کاکی از فرماندهان و حاکمان محلی برجسته در شمال ایران در نیمه نخست قرن چهارم هجری قمری بود که در تحولات سیاسی و نظامی طبرستان، دیلمان، گرگان، ری و خراسان نقش داشت. فعالیتهای او در دورهای شکل گرفت که اقتدار حکومتهای مرکزی، از جمله سامانیان، با قدرتیابی فرماندهان نظامی و خاندانهای محلی در رقابت بود. ماکان در آغاز با علویان طبرستان ارتباط داشت و در جریان اختلافات داخلی و رقابتهای نظامی، گاه با حاکمان محلی و گاه با سامانیان همکاری کرد یا در برابر آنان ایستاد. تغییر قلمرو نفوذ او، از ری و گرگان تا نیشابور و کرمان، نشاندهنده پویایی و بیثباتی ساختار قدرت در شمال و شرق ایران آن روزگار است.
(دانشنامه اسلام، ، ج ۶، ص ۱۱۵؛ الکامل فی التاریخ، ج ۸، صص. ۱۳۲، ۱۶۶، ۱۹۰، ۲۱۰، ۲۷۸، ۳۰۴، ۳۶۹–۳۷۰)
خاستگاه و پیوندهای سیاسی ماکان بن کاکی
خاندان ماکان از حاکمان اشکور در رانکوه، واقع در شرق گیلان، به شمار میرفت. ماکان در آغاز به خدمت علویان طبرستان درآمد و در فضای رقابت میان فرماندهان و مدعیان قدرت در این منطقه فعالیت کرد. هنگامی که اسفار بن شیرویه علیه داعی صغیر شورید و جانب جعفر بن حسن بن ناصر را گرفت، ماکان در جبهه داعی صغیر باقی ماند. این انتخاب او را در برابر اسفار قرار داد و به درگیری نظامی میان آنها انجامید. (دانشنامه اسلام، ، ج ۶، ص ۱۱۵؛ الکامل فی التاریخ، ج ۸، صص. ۱۷۶، ۱۹۰)
در سال ۳۱۵ هجری قمری، ماکان در پی تحولات سیاسی ری و خروج ابن ابیالساج از این شهر، در رقابت بر سر تصرف آن وارد میدان شد. بنا بر گزارش نقلشده در تاریخ الطبری، پس از خروج ابن ابیالساج، لیلی بن نعمان بر ری غلبه کرد و سپس ماکان بن کاکی بر آن دست یافت و به اطاعت صاحب خراسان درآمد. این تحول نشان میدهد که ماکان برای تقویت موقعیت خود، در مقاطعی پذیرش اقتدار سامانیان را راهی برای تثبیت قدرت خویش میدانست. (تاریخ الطبری، ج ۱۱، ص ۲۵۱؛ الکامل فی التاریخ، ج ۸، ص ۱۹۰)
درگیری با اسفار بن شیرویه و شکست در طبرستان
در سال ۳۱۵ هجری قمری، ماکان در پی گسترش نفوذ خود در شمال ایران، با نیروهای اسفار بن شیرویه و علی بن خرشید درگیر شد. این رویارویی در شرایط رقابت میان فرماندهان محلی برای تسلط بر طبرستان و گرگان رخ داد و به شکست ماکان انجامید. در نتیجه، موقعیت او در منطقه تضعیف شد و ناچار به عقبنشینی گردید. علی بن خرشید نیز که از فرماندهان جبهه مقابل بود، مدتی بعد در جریان بازی چوگان از اسب سقوط کرد و درگذشت. (الکامل فی التاریخ، ج ۸، ص ۱۷۶)
پس از شکستهای نظامی، ماکان بن کاکی در سال ۳۱۶ هجری قمری به دیلمان گریخت. در گزارشهای مربوط به این واقعه، شکست او در برابر مرداویج زیاری و پناهبردنش به دیلمان از مراحل مهم تحولات سیاسی آن دوره معرفی شده است. این عقبنشینی پایان فعالیتهای نظامی ماکان نبود؛ او توانست در ادامه، با بهرهگیری از اختلافات میان قدرتهای محلی و تغییر ائتلافها، دوباره موقعیت خود را بازیابد. (الکامل فی التاریخ، ج ۸، صص. ۱۹۷–۱۹۸؛ دانشنامه اسلام، ج ۶، ص ۱۱۵)
فرار به دیلمان و تلاش برای بازگشت به قدرت
پس از شکست نظامی، ماکان بن کاکی به دیلمان پناه برد و برای بازیابی قدرت خود از ابوالفضل الثائر، یکی از حاکمان محلی، یاری خواست. ابوالفضل از او استقبال کرد و همراه وی به سوی طبرستان حرکت نمود. این اقدام نشان میدهد که ماکان، با وجود شکست، همچنان در پی گردآوری نیرو و بازگشت به قلمرو پیشین خود بود. بااینحال، در مسیر بازگشت، نیروهای ماکان و ابوالفضل با سپاه مرداویج زیاری به فرماندهی بلقاسم روبهرو شدند و در نبردی دیگر شکست خوردند. (الکامل فی التاریخ، ج ۸، ص ۱۹۷)
شکستهای پیاپی ماکان در طبرستان و نواحی پیرامون آن، بیانگر دشواری حفظ قدرت در شرایط رقابت میان فرماندهان محلی بود. بااینحال، موقعیت جغرافیایی دیلمان و ارتباطات ماکان با خاندانها و نیروهای محلی، امکان ادامه فعالیت سیاسی و نظامی را برای او فراهم میکرد. بعدها، با تغییر مناسبات میان اسفار بن شیرویه و مرداویج زیاری، شرایط برای بازگشت ماکان به عرصه قدرت مساعدتر شد. (الکامل فی التاریخ، ج ۸، صص. ۱۷۶، ۱۹۷–۱۹۸؛ دانشنامه اسلام، ج ۶، ص ۱۱۵)
تصرف ری و گسترش نفوذ در سالهای ۳۱۵ و ۳۱۶ هجری
ری یکی از مراکز مهم سیاسی و اقتصادی ایران در قرن چهارم هجری بود و تسلط بر آن برای فرماندهان محلی و حکومتهای منطقهای اهمیت فراوان داشت. ماکان بن کاکی در جریان رقابتهای سیاسی این دوره، به ری راه یافت و در مقطعی به نمایندگی از محمد بن علی صعلوک و در ارتباط با حسن بن قاسم داعی علوی، در اداره این شهر نقش پیدا کرد. بنا بر گزارش الکامل فی التاریخ، محمد بن علی صعلوک به دلیل بیماری از ادامه اداره ری ناتوان شد و از حسن داعی و ماکان خواست به شهر بیایند و مسئولیت آن را بر عهده بگیرند. پس از ورود آنها، صعلوک ری را ترک کرد و در مسیر حرکت به دامغان درگذشت. (الکامل فی التاریخ، ج ۸، ص ۱۶۶)
در گزارشی دیگر از تحولات ری در سال ۳۱۶ هجری قمری، آمده است که ماکان در پی رقابت با اسفار بن شیرویه، کنترل شهر را از دست داد. اسفار که پس از تسلط بر طبرستان به سوی ری حرکت کرده بود، بر ماکان غلبه کرد و او را به عقبنشینی به طبرستان واداشت. این رویداد نشاندهنده تغییر سریع قدرت میان فرماندهان محلی و اهمیت ری بهعنوان یکی از کانونهای اصلی رقابتهای نظامی در شمال و مرکز ایران بود. (الکامل فی التاریخ، ج ۸، ص ۱۹۰)
بااینحال، روند حضور ماکان در ری تنها به شکست و عقبنشینی محدود نماند. گزارش تاریخ الطبری از تصرف ری به دست او و پیوستنش به صاحب خراسان حکایت دارد. این گزارش را باید در چارچوب تحولات سال ۳۱۵ هجری قمری و تغییر ائتلافهای سیاسی آن زمان بررسی کرد؛ زیرا تسلط بر ری و اعلام اطاعت از سامانیان، بخشی از تلاش ماکان برای ایجاد پشتوانهای سیاسی در برابر رقبای محلی بود. (تاریخ الطبری، ج ۱۱، ص ۲۵۱)
بازگشت به گرگان و تثبیت قدرت در سال ۳۱۰ هجری قمری
در سال ۳۱۰ هجری قمری، گرگان و استرآباد شاهد جابهجایی نیروهای نظامی و تغییر در کنترل سیاسی منطقه بودند. سیمجور دواتی و محمد بن عبیدالله دواتی که با حکومت سامانیان ارتباط داشتند، از استرآباد خارج شدند و این تحول زمینه بازگشت ماکان بن کاکی را فراهم کرد. ماکان با استفاده از خلأ قدرت، بار دیگر در منطقه حضور یافت و موقعیت خود را تقویت کرد. (الکامل فی التاریخ، ج ۸، ص ۱۳۲)
در همان دوره، بغرا، که پس از ترک استرآباد به گرگان رفته بود، در این منطقه به حکومت پرداخت؛ اما رفتار نامناسب او با مردم موجب نارضایتی شد. ماکان با آگاهی از وضعیت موجود به گرگان لشکر کشید و بغرا را وادار به عقبنشینی کرد. بغرا به نیشابور بازگشت و ماکان در گرگان مستقر شد. این تحولات نشان میدهد که تسلط بر مناطق شمالی تنها به توان نظامی وابسته نبود، بلکه چگونگی رفتار حاکمان با مردم نیز میتوانست بر دوام حکومت آنان اثر بگذارد. (الکامل فی التاریخ، ج ۸، ص ۱۳۲)
پیروزی ماکان بر بغرا، موقعیت او را در گرگان تقویت کرد و زمینه حضور مجددش در عرصه سیاست منطقهای را فراهم آورد. این رویداد همچنین نشاندهنده اهمیت گرگان بهعنوان منطقهای راهبردی میان طبرستان، دیلمان و خراسان بود؛ منطقهای که کنترل آن میتوانست در مناسبات نظامی و سیاسی فرماندهان محلی تأثیرگذار باشد. (الکامل فی التاریخ، ج ۸، ص ۱۳۲)
جانشینی در نیشابور و رقابت با نیروهای محلی در سال ۳۱۷ هجری قمری
در سال ۳۱۷ هجری قمری، محمد بن مظفر محتاجی، فرمانده سپاه خراسان، پس از ورود به نیشابور و انجام مذاکراتی با یحیی، کاتب خود، از شهر خارج شد و ماکان بن کاکی را بهعنوان جانشین خود در نیشابور منصوب کرد. این انتصاب بیانگر جایگاه نظامی ماکان و اعتماد یکی از فرماندهان مهم منطقه به توانایی او برای اداره شهری راهبردی بود. (الکامل فی التاریخ، ج ۸، صص. ۲۱۰–۲۱۱)
پس از این انتصاب، یحیی برای ورود به نیشابور بازگشت، اما ماکان مانع ورود او شد. این برخورد نشان میدهد که واگذاری مسئولیت شهر به ماکان صرفاً یک جابهجایی اداری نبود، بلکه با رقابت بر سر کنترل نیشابور و تثبیت اقتدار فرماندهان همراه بود. اهمیت این شهر از آن جهت بود که یکی از مراکز مهم سیاسی و اقتصادی خراسان به شمار میرفت و کنترل آن میتوانست جایگاه صاحب قدرت را در منطقه تقویت کند. (الکامل فی التاریخ، ج ۸، ص ۲۱۱؛ نسبنامه خلفا و شهریاران و سیر تاریخی حوادث اسلام، ج ۱، ص ۷۹)
در گزارش دیگری، حضور ماکان در نیشابور در سال ۳۲۴ هجری قمری نیز مطرح شده است. بر اساس این گزارش، او پس از بازگشت از جرجان در نیشابور اقامت گزید و به اداره شهر پرداخت. این اطلاعات باید در کنار گزارش مربوط به انتصاب او در سال ۳۱۷ بررسی شود؛ زیرا ممکن است به مراحل متفاوت حضور او در نیشابور اشاره داشته باشند و نباید بدون بررسی دقیق منابع، آنها را یک واقعه واحد تلقی کرد. (الکامل فی التاریخ، ج ۸، صص. ۳۰۴، ۳۲۶)
اعزام به کرمان و همکاری با سامانیان در سال ۳۲۲ هجری قمری
در سال ۳۲۲ هجری قمری، نصر بن احمد سامانی، امیر سامانیان و حاکم خراسان، برای گسترش نفوذ خود در کرمان، ماکان بن کاکی را با سپاهی به این منطقه فرستاد. در آن زمان، کرمان تحت کنترل ابن الیاس قرار داشت و به دلیل موقعیت جغرافیایی و اقتصادی خود، اهمیت فراوانی برای حکومتهای منطقهای داشت. اعزام ماکان به این منطقه را میتوان بخشی از سیاست سامانیان برای گسترش قلمرو و تقویت اقتدار خود در نواحی دورتر از مرکز حکومت دانست. (الکامل فی التاریخ، ج ۸، ص ۲۷۸)
ماکان با سپاهی بزرگ به سوی کرمان حرکت کرد و با نیروهای ابن الیاس درگیر شد. در پایان این رویارویی، ابن الیاس شکست خورد و ماکان توانست کنترل کرمان را به نمایندگی از نصر بن احمد در دست گیرد. این پیروزی موجب افزایش نفوذ سامانیان در منطقه شد و جایگاه ماکان را بهعنوان فرماندهای مؤثر در سیاست نظامی آنان تقویت کرد. (الکامل فی التاریخ، ج ۸، ص ۲۷۸)
با وجود همکاری ماکان با سامانیان، رابطه او با این حکومت را نمیتوان رابطهای ثابت و بدون تنش دانست. ماکان در دورههای مختلف، بر اساس شرایط سیاسی و نظامی، با قدرتهای متفاوت همکاری میکرد و گاه در برابر آنها قرار میگرفت. همین تغییر ائتلافها یکی از ویژگیهای مهم زندگی سیاسی او بود. (الکامل فی التاریخ، ج ۸، صص. ۲۷۸، ۳۵۹)
تحولات سالهای ۳۲۳ و ۳۲۴ هجری و حضور در دامغان و نیشابور
در گزارش مربوط به سال ۳۲۳ هجری قمری، از حرکت ماکان بن کاکی به دستور نصر دوم سامانی به سوی گرگان و ری یاد شده است. در مسیر این مأموریت، ماکان به دامغان رسید؛ شهری که به دلیل قرار گرفتن در مسیرهای ارتباطی و نظامی، اهمیت راهبردی داشت. بااینحال، متن منبع ارائهشده برای این واقعه به صفحه ۳۰۴ جلد هشتم الکامل فی التاریخ ارجاع میدهد؛ همان صفحهای که در مطالب ارسالی برای بازگشت ماکان از جرجان و حضور او در نیشابور نیز ذکر شده است. بنابراین، جزئیات این مأموریت و تاریخ دقیق آن نیازمند مقابله با متن اصلی منبع است. (الکامل فی التاریخ، ج ۸، ص ۳۰۴)
در سال ۳۲۴ هجری قمری نیز از حضور ماکان در نیشابور سخن گفته شده است. بر اساس اطلاعات گردآوریشده، او پس از بازگشت از جرجان در این شهر اقامت داشت و اداره آن را بر عهده گرفت. نیشابور در آن زمان یکی از مهمترین مراکز خراسان بود و حضور فرماندهای مانند ماکان در آن میتوانست به تثبیت موقعیت سامانیان و حفظ نفوذ سیاسی آنان کمک کند. بااینحال، به دلیل تفاوت صفحات ارجاعشده در مطالب اولیه، برای تعیین دقیق ترتیب این وقایع باید متن تاریخی اصلی بررسی شود. (الکامل فی التاریخ، ج ۸، صص. ۳۰۴، ۳۲۶)
نافرمانی از سامانیان و لشکرکشی به ری در سال ۳۲۹ هجری قمری
با گذشت زمان، رابطه ماکان بن کاکی با سامانیان دچار تنش شد. ماکان که در بخشهایی از قلمرو شمال ایران از نفوذ و قدرت قابلتوجهی برخوردار بود، در مقطعی از اطاعت سامانیان فاصله گرفت و با وشمگیر زیاری متحد شد. این اتحاد در شرایطی شکل گرفت که رقابت میان زیاریان و سامانیان بر سر کنترل مناطق شمالی و مرکزی ایران شدت یافته بود. گزارش مربوط به شورش و نافرمانی ماکان از نصر دوم در الکامل فی التاریخ، ج ۸، ص ۳۵۹، به این زمینه از روابط سیاسی او اشاره دارد. (الکامل فی التاریخ، ج ۸، ص ۳۵۹)
در سال ۳۲۹ هجری قمری، ماکان در پی درخواست وشمگیر برای مقابله با ابوعلی بن محتاج، فرمانده سامانی، به سوی ری حرکت کرد. ری در آن زمان یکی از مراکز مهم قدرت در ایران بود و کنترل آن برای هر دو طرف اهمیت داشت. ماکان به نیروهای وشمگیر پیوست و در نبرد با سپاه ابوعلی شرکت کرد. این لشکرکشی را میتوان آخرین مرحله مهم فعالیت نظامی ماکان در چارچوب رقابتهای سیاسی شمال و مرکز ایران دانست. (الکامل فی التاریخ، ج ۸، ص ۳۶۹)
در جریان نبرد ری، ماکان با وجود مقاومت در برابر نیروهای ابوعلی بن محتاج، هدف تیری قرار گرفت که از پیشانی و کلاهخودش عبور کرد و از پشت سر بیرون آمد. او در همین نبرد کشته شد و مرگش ضربهای به نیروهای متحد او وارد کرد. گزارشهای تاریخی، این واقعه را از رویدادهای مهم سال ۳۲۹ هجری قمری در رقابت میان سامانیان و زیاریان دانستهاند. (الکامل فی التاریخ، ج ۸، ص ۳۷۰؛ تاریخ أبیالفداء، ج ۱، ص ۴۲۱؛ تاریخ الطبری، ج ۱۱، ص ۳۲۴)
پس از مرگ ماکان، ابوعلی بن محتاج توانست موقعیت خود را تقویت کند و وشمگیر نیز ناچار به عقبنشینی شد. در ادامه، حسن بن فیروزان، از خویشاوندان ماکان، از پذیرش اطاعت وشمگیر خودداری کرد و در ساری مستقر شد. این تحولات نشان میدهد که مرگ ماکان به پایان فوری قدرت خاندانهای دیلمی نینجامید، اما توازن سیاسی و نظامی منطقه را تغییر داد. (الکامل فی التاریخ، ج ۸، ص ۳۸۹)
ارسال سر ماکان بن کاکی به بغداد و بخارا
پس از کشتهشدن ماکان، سر او بهعنوان نشانهای از پیروزی نظامی و پایان مقاومتش به دربار سامانی فرستاده شد. در گزارش تاریخ الطبری آمده است که در سال ۳۳۰ هجری قمری، همراه هدایایی که از سوی نصر دوم سامانی به بغداد ارسال شد، سر ماکان بن کاکی نیز فرستاده شد. این هدایا شامل غلامان ترک، عطر و اسب بود و ارسال سر ماکان در کنار آنها، جلوهای سیاسی و نمادین داشت. (تاریخ الطبری، ج ۱۱، ص ۳۳۱)
در روایتی دیگر، آمده است که سر ماکان را با همان کلاهخودی که تیر از آن عبور کرده بود، به بخارا فرستادند. همچنین، خبر مرگ او با کبوتر نامهبر به نصر سامانی رسانده شد و عبارت «ماکان فصار کاسمه» را بر نوشتهای همراه کبوتر قرار دادند. در این عبارت، نام ماکان بهگونهای بازی زبانی با تعبیر عربی «ما کان» پیوند داده شده است که معنای «آنچه بود» یا «آنچه وجود داشت» را تداعی میکند؛ در روایت نقلشده، این عبارت به پایانیافتن وجود و قدرت ماکان اشاره دارد. (جواد هروی، «دیلمیان و امیران دیلمی در روزگار اقتدار سامانیان»، پژوهشنامه تاریخ، ش ۲، ص ۱۴۴؛ ذبیحالله صفا، تاریخ ادبیات ایران، ج ۱)
ارسال سر ماکان به مراکز قدرت، از جمله بخارا و بغداد، علاوه بر اعلام نتیجه نبرد، میتوانست نشانهای از تأکید بر اقتدار سیاسی سامانیان باشد. این اقدام در فضای سیاسی آن زمان، که پیروزیهای نظامی و نمایش شکست رقیبان در تثبیت قدرت حکومتها نقش داشت، اهمیت نمادین پیدا میکرد. (تاریخ الطبری، ج ۱۱، ص ۳۳۱؛ جواد هروی، «دیلمیان و امیران دیلمی در روزگار اقتدار سامانیان»، ص ۱۴۴)
میراث سیاسی و فرهنگی ماکان بن کاکی
با مرگ ماکان بن کاکی، یکی از چهرههای مؤثر دیلمی در تحولات سیاسی شمال ایران از صحنه خارج شد؛ اما فعالیت خاندان و وابستگان او پایان نیافت. حسن فیروزان، از خویشاوندان ماکان، پس از مرگ او به رهبری گروهی از دیلمیان رسید و فعالیتهای نظامی و سیاسی خود را ادامه داد. این استمرار نشان میدهد که قدرت محلی در آن دوره صرفاً بر شخصیت یک فرمانده استوار نبود، بلکه به پیوندهای خاندانی، نیروهای نظامی و ائتلافهای منطقهای نیز وابستگی داشت. (الکامل فی التاریخ، ج ۸، ص ۳۸۹)
ماکان افزون بر نقش سیاسی و نظامی، در تاریخ ادبیات نیز نامی از خود بر جای گذاشته است. بنا بر گزارش منصور علیاصغری، ابیاتی منسوب به ماکان در تاریخ یمینی باقی مانده که از نمونههای کهن شعر به زبان طبری به شمار میروند. این نکته نشان میدهد که برای شناخت کاملتر جایگاه تاریخی او، توجه به میراث ادبی منسوب به وی نیز اهمیت دارد. (منصور علیاصغری، نیمای تبری، ۱۳۹۴، ص ۱۱)
نتیجهگیری
زندگی ماکان بن کاکی نمونهای از نقش فرماندهان محلی در تحولات سیاسی و نظامی ایران در قرن چهارم هجری قمری است. او با اتکا به قدرت نظامی، پیوندهای خاندانی و تغییر ائتلافهای سیاسی، توانست در مقاطع مختلف بر بخشهایی از طبرستان، گرگان، ری، نیشابور و کرمان نفوذ پیدا کند. در عین حال، شکستهای نظامی، رقابت با اسفار بن شیرویه و مرداویج زیاری و سپس اختلاف با سامانیان، نشان میدهد که تثبیت قدرت در آن دوره با دشواریهای فراوان همراه بود. سرانجام، کشتهشدن او در نبرد ری در سال ۳۲۹ هجری قمری، مرحله مهمی از رقابت میان سامانیان، زیاریان و نیروهای دیلمی را رقم زد. (الکامل فی التاریخ، ج ۸، صص. ۱۷۶، ۱۹۷–۱۹۸، ۲۷۸، ۳۶۹–۳۷۰، ۳۸۹؛ تاریخ الطبری، ج ۱۱، صص. ۲۵۱، ۳۲۴، ۳۳۱)
از مجموع گزارشها میتوان دریافت که جایگاه ماکان نه فقط از پیروزیهای نظامی، بلکه از توانایی او در بهرهگیری از تغییرات سیاسی و ایجاد اتحادهای موقت نیز ناشی میشد. بااینحال، به دلیل تفاوت برخی تاریخها و روایتها در مطالب گردآوریشده، بهویژه درباره ترتیب وقایع سالهای ۳۱۵ تا ۳۱۸ و جزئیات حضور او در نیشابور و دامغان، لازم است پیش از استفاده نهایی در پژوهش دانشگاهی، گزارشهای منابع اصلی با یکدیگر مقابله شوند.