واقعه ۱۷ شهریور به دلیل شدت خشونتها، به «جمعه سیاه» و «جمعه خونین» شهرت یافت و امام خمینی (ره) از این ایام با عنوان «ایامالله» یاد کردند (امام خمینی، صحیفه امام، ۱۳۸۹ش، ج۱۳، ص۱۸۷).
در سال ۱۳۵۷، اعتراضات علیه رژیم پهلوی به اوج رسید. وقایعی نظیر آتشسوزی سینما رکس آبادان در ۲۸ مرداد، که منجر به استعفای دولت جمشید آموزگار شد، در کنار فوت مشکوک مصطفی خمینی و برگزاری جشنهای هنر شیراز در ماه رمضان، از زمینههای اصلی نارضایتیها بود. در این میان، تلاش شاه برای کاهش مخالفتها از طریق تشکیل دولت «آشتی ملی» توسط جعفر شریفامامی و همچنین استهزاء حرکت مردم، تنها بر خشم عمومی دامن زد (بررسی تحلیلی رویداد ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ (علیرضا ملایی)، ص۲۷۳؛ علل و انگیزههای قیام ۱۷ شهریور (یحیی نوری)، ۱۹۵ و ۱۹۶).
در روز ۱۷ شهریور، با وجود اعلام حکومت نظامی، تظاهرکنندگان در میدان ژاله (شهدای فعلی) با شعارهایی نظیر «مرگ بر شاه»، «درود بر خمینی» و «نه شرقی و نه غربی، جمهوری اسلامی» گرد آمدند و بیشتر شعارهای آنها بر محور اسلام و رهبری امام خمینی بود. در پی تیراندازی رژیم، تعداد زیادی از مردم به شهادت رسیدند. گزارشها درباره تعداد تلفات متفاوت است؛ برخی سفرا (انگلیس و آمریکا) تعداد شهدا را بین صدها تا بیش از دویست نفر اعلام کردند، در حالی که میشل فوکو، اندیشمند فرانسوی که بهعنوان خبرنگار یک روزنامه ایتالیایی به محل حوادث رفته بود،، مدعی شد حدود ۴۰۰۰ نفر هدف گلوله قرار گرفتند. همچنین گفته شده است که اجساد شهدا توسط کامیونهای ارتش به خارج شهر منتقل و بهصورت دستهجمعی دفن شدند (همان، ۲۷۸ و ۲۷۹).
این رخداد تنها محدود به ساکنان تهران نبود و جوانان استان گیلان نیز در این تظاهرات حضور فعال داشتند و در راه انقلاب به شهادت رسیدند. از جمله شهدای گیلانی این واقعه میتوان به بهزاد برزو (اهل رشت)، محرمعلی مومنی (اهل رودبار) و محرمعلی شکرگزار (اهل صومعهسرا) اشاره کرد. همچنین حسن حیدری دولابی از اهالی انزلی نیز در تظاهرات شهر بستان در استان خوزستان به شهادت رسید.