استعفای دکتر محمد مصدق حاصل مجموعهای از فشارهای پیچیده، از جمله اختلافات داخلی در میان اعضای جبهه ملی، تقابل شدید با نهاد سلطنت و فشارات بینالمللی پس از ملی شدن صنعت نفت بود. در حالی که فضای تهران تحت تأثیر این تحولات بود، موج واکنشها بهسرعت به شهرستانها نیز سرایت کرد. شهر رشت نیز به عنوان یکی از مراکز فعال سیاسی، واکنشهای تند و سراسیمهای را در پی این خبر تجربه کرد؛ چنانکه در روایت زیر آمده است:
«با انتشار خبر استعفای دکتر محمد مصدق از مقام نخستوزیری و روی کار آمدن قوام، هواداران نهضت ملی در رشت سراسیمه به سوی باشگاه یکی از احزاب هجوم آوردند تا از صحت یا سقم این خبر جویا شوند. همچنین در عصر امروز، مردم در میدان شهرداری رشت به اداره پست و تلگراف هجوم بردند.» (اسماعیل گلشنی: گیلسو، ۱۳۷۲، ۱۲۵)
اما سراسیمگی مردم در روز اول، تنها آغاز تلاطمهای گستردهتری بود؛ چرا که با طلوع خورشید در روز بعد، فضای شهر رشت از شوک خبر به اعتراضات سازمانیافته تغییر شکل داد و وقایع تازهای را به دنبال داشت:
«دو روز بعد (۲۸ تیر ۱۳۳۱ش) شهر رشت یکپارچه تعطیل شد. پیادهروهای خیابانهای اطراف میدان شهرداری رشت مملو از جمعیت بود. عصر این روز سخنرانی عمومی حزب ایران شروع شد [اما] امشب قوای نظامی رشت، بلندگوهای حزب ایران را در میدان شهرداری رشت از کار انداختند.» (همان: ۱۲۶)
در همین راستا، دامنهی نارضایتیها به مراکز اقتصادی و مذهبی شهر نیز کشیده شد و موج اعتراضات در میان تودههای مردم گسترش یافت:
«مردم بازار و کسبهی رشت نگران اوضاع بودند. ادارات نیز نیمه تعطیل بود. بازاریان مبارز رشت در مسجد کاسهفروشان گرد هم آمدند. نمایندگان بازار و احزاب و اتحادیهی مسلمین رشت سخنرانی کردند و دربارهی سه تن از مدیران روزنامههای رشت که به هواداری از نخستوزیری قوام، تلگراف تبریک به تهران مخابره کرده بودند ابراز انزجار و تنفّر نمودند. عدهای از نظامیان به سرپرستی افسری قد بلند که سابقاً گروهبان بود با چوبدستی به سر و روی جوانان معترض تظاهرکننده مینواختند. عصر امروز طرفداران نهضت ملی ایران از مسجد کاسهفروشان واقع در وسط بازار رشت به میدان شهرداری رسیدند، اما قوای نظامی از ورود آنها به تلگرافخانهی شهر جلوگیری کردند.» (همان: ۱۲۷)
این وضعیت متلاطم شهر، منجر به تشدید درگیریها میان مردم و دستگاههای انتظامی شد؛ بهطوری که بسته بودن مغازههای رشت و تجمع مردم در مسجد کاسهفروشان، استاندار (غلامحسین افخمحکمت) را وادار کرد تا از مردم بخواهد مغازهها را باز کنند. با این حال، این درخواستها با حملهی مأموران شهربانی به مردم پاسخ داده شد و در نهایت، عصر آن روز سخنرانی در حزب ایران بدون استفاده از بلندگو برگزار گردید. (همان)