ناصر وحدتی، متولد ۱۲ تیر ۱۳۲۶ در روستای لیش شهرستان سیاهکل، هنرمندی است که مسیر زندگیاش با موسیقی، ادبیات و تاریخ گیلان گره خورده است. او نه تنها یک خواننده، بلکه نویسنده و پژوهشگری است که عمری را وقف گردآوری و پاسداری از ترانههای فولکلور گیلان کرد. وی با پژوهشهای میدانی گسترده، بهویژه در میان زنان روستایی، توانست گنجینهای از آوازهای فراموششده را بازخوانی کند.
سفر زندگی ناصر وحدتی در جوانی با فراز و نشیبهای سیاسی همراه بود؛ او در ۲۳ سالگی به دلیل ارتباط با چریکهای حمله به پاسگاه سیاهکل در بهمن ۱۳۴۹، دستگیر و به مدت یک سال در زندان اوین محبوس شد. پس از آزادی و از سال ۱۳۶۲، او مسیر نویسندگی را در پیش گرفت تا وقایع زندگی و تاریخ منطقه را در قالب ادبیات ثبت کند.
در عرصه موسیقی، وحدتی ابتدا در گروه «شمشال» فعالیت کرد و سپس گروه «گیل و آمارد» را تأسیس نمود. اجرای او از ترانههایی چون «رعنا» و «آها بوگو»، این آثار را به شهرت ملی رساند. وی با اجرای بیش از ۶۰ کنسرت در شهرهای مختلف ایران و بیش از ۲۰ اجرا در کشورهای آلمان، ایتالیا، سوئیس، کرواسی، ارمنستان، روسیه، کردستان و عراق، صدای فرهنگ گیلان را به گوش جهانیان رساند.
میراث ادبی و پژوهشی:
آثار ادبی وحدتی طیفی از روایتهای تاریخی تا طنزهای خردمندانه را در بر میگیرد. رمان «داستان سیاهکل»، روایتی خاطرهگونه از وقایع سال ۱۳۴۹ و تحولات مدرنیته در گیلان است. در کتاب «سلطان و آهو»، با زبانی تصویری به ستایش تخصص و نکوهش بیکاری میپردازد و در مجموعه «میخواهم خنده بمانم»، طنزهای شیرین و قصههای شفاهی پیران منطقه لیش، سیاهکل و دیلمان را گردآوری کرده است. او همچنین در کتاب «زندگی و موسیقی»، دیدگاهی فلسفی را درباره موسیقی به عنوان سرچشمه شادی و نیرویی تسکینبخش در برابر تلاطمهای زندگی مدرن ارائه داده است.
افتخارات:
از دستاوردهای برجسته وی میتوان به دریافت دیپلم افتخار از چهل و پنجمین جشنواره موسیقی فولکلور جهان در کرواسی، کسب مقام دوم در رقابت موسیقی نواحی ایران (۱۳۸۹) و حضور در چهار دوره جشنواره بینالمللی موسیقی فجر اشاره کرد.