شاه جمشیدخان، مشهورترین فرمانروای خاندان اسحاقی بیهپس و فرزند محمودخان است. پس از آنکه پدرش به دست نماینده خاناحمدخان کشته شد، دربار صفوی در سال ۹۶۴ ق از او حمایت کرد و شاه تهماسب او را «جمشید» نامید و در سال ۹۶۵ ق به حکومت بیهپس منصوب نمود (عبدالفتاح فومنی، تاریخ گیلان: ۱۵). مهمترین اقدام دوران او، تغییر مرکز حکومت بیهپس از فومن به رشت در سال ۹۸۰ ق بود که منجر به مرکزیت سیاسی این شهر گشت (فومنی، همان: ۵۳؛ حسنبیک روملو، احسنالتواریخ، ج۳: ۱۴۵۳). موقعیت وی با ازدواج سیاسی با «خدیجه سلطان بیگم»، دختر شاه تهماسب در سال ۹۷۷ ق، به عنوان داماد خاندان صفوی تثبیت شد و حاکمیتش بر تمامی گیلان رسمیت یافت (فومنی، همان: ۵۷-۵۹؛ اسکندربیک ترکمان، عالمآرای عباسی، ج۱: ۱۱۵؛ پناهی، کارکرد کیائیان در گیلان: ۱۸۸).
پس از مرگ شاه تهماسب، ثبات حکومت او متزلزل شد. جمشیدخان با وجود پیروزی بر خاناحمدخان، با خیانت کارگزاران داخلی خود روبرو گشت. «کامرانمیرزای کُهدُمی» و «قرابهادر» که سوگند وفاداری خورده بودند، با تدبیر و تزویر علیه او متحد شدند. این خائنان حتی سرداران وفاداری چون «چراغسلطان» و «میرحسینبیک» را به دلیل حقشناسی و عدم همراهی در توطئه به قتل رساندند (قنبرزاده، مشاهیر گیلان، ج۱: ۴۲۹-۴۳۲؛ فومنی، همان: ۶۱).
در دوم ذیالقعده ۹۸۸ ق، مخالفان از کوچصفهان به رشت حمله کرده و جمشیدخان را در دارالحرم دستگیر و به همراه مادرش در نیمهشب به «گوراب کُهدَم» تبعید کردند (قنبرزاده، همان: ۴۳۲؛ رابینو، فرمانروایان گیلان: ۳۶). کامرانمیرزا که سودای سلطنت داشت، با وجود فرستادن هدایا به دربار شاه محمد خدابنده، نتوانست تأییدیه حکومت دریافت کند و به گمان اینکه با حذف شاه، موقعیتش مستحکم میشود، نقشه قتل او را کشید (فومنی، همان: ۶۹-۷۱).
سرانجام در روز یکشنبه ۸ محرم ۹۸۹ ه.ق (برابر با ۳ اسفند ۹۵۹ خورشیدی)، شاه جمشیدخان در سن ۳۲ سالگی به همراه مادرش در کُهدَم به دست عوامل کامرانمیرزا و قرابهادر به شهادت رسید و شهر رشت به تصرف کُهدُمیان درآمد (عبدالفتاح فومنی، همان: ۶۱-۷۱؛ رابینو، ولایات دارالمرز ایران: ۵۰۸؛ رابینو، فرمانروایان گیلان: ۳۶؛ پناهی، همان: ۱۹۳). جمشیدخان علاوه بر سیاست، به هنر و ادبیات علاقهمند بود و کتابخانه ارزشمند او پس از این واقعه توسط قاتلان غارت شد (رضاقلیخان هدایت، مجمعالفصحاء، ج۱: ۳۴).