امير توزون ديلمى از امراى آن طايفه بود و در زمان خليفۀ متقى باللّه عباسى كار او بالا گرفت تا آنكه بر خليفه استيلا يافت و خليفه از بغداد بگريخت و بموصل رفت و در بغداد فتنها برخاست و دارالخلافه را غارت كردند و توزون كس فرستاد بطلب خليفه و سوگند خورد كه آسيبى به او نرساند خليفه به سخن او فريفته شد و مراجعت كرد و چون به نزديك بغداد رسيد توزون استقبال كرد و زمين ببوسيد و در سر با جمعى گفته بود كه او را بگيرند و ميل كشند و چنان كردند.
و ابن كثير شامى در تاريخ خود گفته كه توزون ديلمى از اكابر امراى بغداد بود و در آن دولت تحكمات مىفرمود و رافضى متعصب بود و رافضيان در ظل حمايت او بودند تا در سال پانصد و شصت و هشت وفات يافت و او را در خانۀ او دفن كردند و بعد از آن بمقابر قريش نقل نمودند و در وقت وفات او اهلسنت اظهار شادى نمودند و شيعيان از مشاهده آن خشمناك شدند و بسبب آن فتنۀ عظيم ميان فريقين ظاهر شد. (شوشتری: 1377 / 2 ، 423)