واقعه خونین مسجد گوهرشاد و روز عفاف و حجاب (21 تیر 1314ش)

21 تیر 1314

روز ۲۱ تیرماه یادآور یکی از تلخ‌ترین حوادث تاریخ معاصر ایران است. در سال ۱۳۱۴ شمسی، به دستور رضاخان، نیروهای نظامی به مسجد گوهرشاد مشهد حمله کردند. این واقعه که با هدف سرکوب زنان چادربدار و مخالفین کشف حجاب اجباری آغاز شد، منجر به کشتار بی‌رحمانه زنان و مردان معتقد گشت. این رستاخیز مردمی در برابر تحمیل دستورات دولتی، نقطه عطفی در مقاومت ملت ایران در برابر سیاست‌های تحمیلی رژیم پهلوی بود. (نک شوشتری: ۱۳۷۹ش، صص۷۰-۷۹)

محمدعلی شوشتری، به نقل از شاهدان عینی، تعداد کشته‌شدگان را ۱۶۷۰ نفر ثبت کرده است. (نک همان، ص۸۲-۸۳.) احمد بهار در روزنامه بهار، به تاریخ ۷ خرداد ۱۳۲۱ش، تعداد کشته‌ها را ۱۷۵۰ نفر ذکر کرده است. علیرضا بایگان، که از شاهدان واقعه بوده، عدد ۱۶۷۰ نفر را تأیید کرده است. (رائین: 1379ش، صص ۱۳۷-۱۳۸)

همزمان با حوادث سراسری، در استان گیلان نیز مقاومت سخت و خستگی‌ناپذیری شکل گرفت. کشف حجاب یکی از اموری بود که در دوران رژیم رضاخان در ایران اجباری شد. با توجه به مذهبی بودن مردم ایران، اجرای این امر در نقاط مختلف بازتاب‌های متفاوتی را به دنبال داشت. طبق گزارش‌های منتشر شده در اسناد تاریخی، تضاد عمیقی میان ادعاهای رسمی دولت و واقعیت‌های میدانی وجود داشت. در حالی که حاکمان وقت (مانند فاطمی) در نامه‌های رسمی ادعا می‌کردند که کشف حجاب با رضایت مردم و همکاری علما پیش می‌رود، اما اسناد متقابل و نامه‌های شکایت مردم رشت به نخست‌وزیر «سهیلی» حکایت از خشونت‌های شدید شهربانی داشت؛ جایی که ماموران با سرنیزه به سراغ زنان می‌رفتند تا چادرهایشان را به زور بردارند. این فشارها حتی پس از دوران رضا شاه نیز ادامه یافت و مامورانی چون «آقای شوکت» در رشت با خشونت زیاد به زنان پیر و بیچارگان تعرض می‌کردند.

اسنادی درباره نحوه اجرایی کردن کشف حجاب در گیلان
سند ۱: در این سند فاطمی حاکم گیلان نامه‌ای به رئیس‌الوزرا (نخست‌وزیر)، تاریخ ۴ بهمن ۱۳۱۴، نمره ۲۰۹۸۷ نوشته و اوضاع گیلان را درباره کشف حجاب تشریح می‌کند. او ادعا می‌کند که با دلیل و منطق موفق شده بدون هیچ‌گونه نارضایتی، همه مردم و حتی علما را با خود همراه کند و همه مردم گیلان با طیب نفس به کشف حجاب رو آورده‌اند. او در نامه ذکر می‌کند که در لاهیجان و لنگرود نیز پیشرفت خوبی حاصل شده و حتی دختر مجتهد رشتی (منصوره خانم) بدون حجاب صحبت کرده است. فاطمی مدعی است که با علما طوری رفتار کرده که نه تنها برخلاف نرفته‌اند، بلکه معناً موافقت کرده‌اند. (خشونت و فرهنگ: اسناد محرمانه کشف حجاب، مدیریت پژوهش انتشارات و اموزش، اول، ۱۳۷۱، سند۵۰۳، ص۲۸۲-۲۸۳٫)

سند ۲: این سند دقیقاً نقطه مقابل نامه فاطمی است و شرح حال مردم گیلان از زبان خودشان در فاصله زمانی ۱۱ اسفند ۱۳۲۰ش تا ۱۵ مرداد ۱۳۲۱ش (دوران سلطنت محمدرضا) است. در این نامه، اهالی رشت به نخست‌وزیر سهیلی عرض حال می‌کنند که در چند سال قبل، چادرهای بانوان با زور و قدرت شخصی برداشته شد. آن‌ها گزارش می‌دهند که پس از سال ۲۰، بانوان برای احترام به قانون از «چادر نماز» استفاده می‌کردند تا اینکه آقای «شوکت» به ریاست شهربانی رشت منصوب شد و با افکار مالیخولیایی قدیم، شهر رشت را به شهر نظامی تبدیل کرد و ماموران با سرنیزه چادرهای بانوان را می‌بردند. آن‌ها از نخست‌وزیر خواستند تا دستور صادر کند که این تعرضات غیرقانونی مرتفع شود. (خشونت و فرهنگ، اسناد محرمانه کشف حجاب، سند۵۰۴، ص۲۸۳-۲۸۴)

سند ۳: مردم ستمدیده رشت که پاسخی از نخست‌وزیر دریافت نکردند، نامه‌ای به آیت‌الله سید ابوالقاسم کاشانی نوشتند و جنایات رئیس شهربانی و ماموران را بیان کردند. در این نامه ذکر شده که ماموران به جای آنکه مرهمی بر دل بیچارگان بگذارند، با رفتار خشن و رکیک، به سر و صورت زنان تعرض کرده و چادرهایشان را می‌بردند. آن‌ها از آیت‌الله کاشانی خواستند تا در برابر این ستم به پیرزنان و بیچارگان اقدام نماید. (کاشانی: 1386، ص ۸۲)

سند ۴: آیت الله کاشانی در پاسخ به نامه مردم گیلان، نامه‌ای به وزیر کشور، حسین سمیعی (تاریخ ۱۴/۲/۲۲) نوشت و نسبت به اقدامات خشنانه شهربانی در رشت انتقاد کرد و خواستار جلوگیری از تعرض ماموران به حجاب زنان گیلان شد. (همان، ص ۸۴)

سند ۵: حسین سمیعی، وزیر کشور، در پاسخ به آیت الله کاشانی (در نامه‌ای با نشان شیر و خورشید)، عملاً درخواست وی را رد کرد و نوشت: «موضوع اصلاح وضع نسوان و تربیت آن‌ها یکی از اصلاحات اجتماعی است. زیرا جاهل و پرده‌نشین قادر به حفظ حیثیت و شرافت نبوده و نمی‌تواند کمکی برای عائله و شوهر خود باشد». وی ادعا کرد که قاطبه اهالی از این موضوع استقبال می‌کنند و دستور داده شده اشخاص مانع، تعقیب شوند. (همان، ص 86)


سند ۶: آیت الله کاشانی با تکرار درخواست مردم، نامه‌ای به نخست‌وزیر احمد قوام (تاریخ ۱۴/۲/۲۲) نوشت و اشاره کرد که در حالی که همه امور مملکت اصلاح شده، این مسئله (تعرض به چادر زنان) با اصلاحات ناسازگار است و مقتضی است دستور تلگرافی به عدم تعرض صادر شود. در حاشیه این نامه، دستور داده شده که به شهربانی نوشته شود عمل رفع حجاب را با مدارا انجام دهند. (همان، ص ۸۸٫)

سند ۷: نخست‌وزیر در پاسخ به نامه آیت الله کاشانی، دستور داد که مامورین وابسته، عمل رفع حجاب را با مدارا و نحو مقتضی انجام دهند تا منجر به تولید اشکالاتی نگردد. این نامه‌نگاری‌ها باعث شد برای مدتی موقتاً از شدت عمل ماموران کاسته شود، هر چند برای همیشه متوقف نشد. (همان، ص 90)

سند 8: اسناد مربوط به مخالفت اهالی شفت با کشف حجاب و نقش حاج سید حسین مغیثی، سید ابوالقاسم و سید جلال در سازماندهی اعتراضات. (گزارش وزارت جنگ درباره محرکین تظاهرات در رشت)

پیش‌گامی علما در مبارزه
در جبهه مقاومت فکری و اعتقادی، علما پیش‌گام بودند و در کنار مردم گیلان در برابر این سیاست‌های تحمیلی ایستادند. در این میان، شخصیت‌های برجسته‌ای چون آیت‌الله سید ابوالقاسم کاشانی با نامه‌نگاری به مقامات و آیت‌الله نجفی جیلانی و آیت‌الله رسولی با تحمل زندان و تبعید، سدی سخت در برابر این جریان شدند. همچنین علمایی چون شیخ محمد واعظ، شیخ علی علم الهدی فومنی، سید حسن بحرالعلوم و بسیاری دیگر در گیلان به مقابله با کشف حجاب پرداختند، هرچند که بسیاری از آن‌ها در زندان‌های رضاخان زیر شکنجه قرار گرفتند.

یکی از برجسته‌ترین نمونه‌های این بصیرت، اقدام آیت‌الله شیخ یوسف نجفی جیلانی بود. ایشان حتی پیش از اجرای رسمی برنامه کشف حجاب و در سال ۱۳۰۷ (۷ سال قبل از واقعه)، کتاب «وسیله العفاف یا طومار عفت» را در چاپخانه فردوس رشت نگاشت تا جامعه را در برابر این جریان آماده کند. این عالم مجاهد نه تنها به تالیف اکتفا نکرد، بلکه توزیع کتاب را در گیلان به طور جدی پیگیری نمود. رژیم پهلوی نیز برای سرکوب این اثر، از منع مجوز چاپ گرفته تا دستگیری، زندان و تبعید ایشان را به کار گرفت. این کتاب مورد پسند علما و فضلاء قرار گرفت اما به دلیل مواجهه مستقیم با دیکتاتوری رضاخان، نویسنده آن مدتی در حبس قرار گرفت.

معرفی کتاب «آواز شانه‌به‌سرها»؛ حماسه مقاومت در گیلان
برای پاسداشت این ایثارگری‌ها و شناساندن قهرمانان گمنام، کتاب «آواز شانه‌به‌سرها» توسط حوزه هنری گیلان و انتشارات رنگ ایمان منتشر شده است. این اثر که حاصل دو سال تحقیق توسط سیده نرجس سرمست، سمانه شهیدی و فرزانه داداشعلی است، ۸۰ روایت از مقاومت مردم گیلان در سال‌های منع حجاب را گردآوری کرده و دو شهیده گیلانی در راه دفاع از حجاب را معرفی می‌کند. این کتاب در ۱۵۰ صفحه، روایتگر عزت و سربلندی زنان گیلانی است که ترجیح دادند در برابر تعرض، حتی با تکه سفالی موهای خود را بپوشانند تا آبروی خود را حفظ کنند.

منابع :

- خشونت و فرهنگ (اسناد محرمانه کشف حجاب) (1313 - 1322) ، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی (طبع و نشر)، سازمان اسناد و مدارک ملی ایران، 1371.
- رائین، سیما، واقعه گوهرشاد به روایت دیگر، بی‌جا، نشر رائین، ۱۳۷۹ش.
- شوشتری، محمدعلی، خاطرات سیاسی سید محمدعلی شوشتری، به کوشش غلامحسین میرزاصالح، تهران، کویر، ۱۳۷۹ش.
- کاشانی، محمود، آیت الله کاشانی به روایت اسناد و خاطرات (جلد 2) ،مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1386.
تاکنون نظری برای این رویداد ثبت نگردیده است
جهت ثبت نظر پیرامون رویداد ابتدا در سایت ورود کنید
کلیه حقوق برای تقویم گیلان محفوظ است | طراحی و پیاده سازی : مهیانت شمال