شروع عزاداری برای امام حسین (ع) (از 1 محرم)

26 خرداد 0

فرا رسیدن ماه محرم، وزش نسیم حزنی است که قرن‌هاست چراغ معرفت و آزادگی را در دل‌های شیفتگان اهل‌بیت (ع) روشن نگاه داشته است. سوگواری بر حضرت سیدالشهدا (ع) در پهنه تاریخ ایران، نه تنها یک آیین مذهبی، بلکه نمادی از پایداری هویتی و فرهنگی است که از پستوهای پنهان در سده‌های نخستین، به شکوه رسمی دوران آل‌بویه رسید و در تار و پود آیین‌های بومی مناطق مختلف، به‌ویژه دیار ولایت‌مدار گیلان، ریشه دواند. در این نوشتار، سیر تحول این ارادت خالصانه را از نخستین گام‌های رسمی در قرن چهارم هجری تا تبلور آن در سبک‌های مداحی سنتی و نوین و رسوم خاص مردم گیلان مرور می‌کنیم؛ جریانی که نشان می‌دهد چگونه عشق به حسین (ع) در سخت‌ترین دوران‌های خفقان، راه خود را برای زنده ماندن یافته است.

 

اولین عزاداری رسمی در زمان حکومت آل‌بویه حکمرانی معزالدوله دیلمی در سال ۳۵۲ق بنیان نهاده شد. سنت عزاداری امام حسین‌(ع) تا پایان حکومت آل‌بویه استمرار داشت. در روز عاشورا، شیعیان به نوحه‌خوانی و سوگواری می‌پرداختند و چون آل‌بویه ریشه در فرهنگ و آداب ایرانی داشتند، به‌سختی به این آیین‌ها پایبند بودند. در این دوره، آیین‌های ملی ایرانی مانند نوروز و مهرگان تحت‌الشعاع مراسم عزاداری قرار گرفتند؛ به‌گونه‌ای که گاه به سبب مصادف شدن با عاشورا تعطیل می‌شدند. نمونه‌ای از این امر در سال ۳۹۸ق رخ داد.

تا پیش از حکومت آل‌بویه، عزاداری برای امام حسین‌(ع) اغلب به شکل مجالس کوچک، محدود و پنهانی در خانه‌ها برگزار می‌شد. اما در این دوره، دسته‌های بزرگ سوگواران به‌صورت آشکار به راه در کوچه‌ها به راه افتادند. در طول تاریخ شیوه عزاداری و عرض ارادت‌ها شکل و شمایل مختلفی به خود گرفت. این تنوع عزاداری در دوره صفویه به اوج خود رسید. این فصل به توضیح برخی از آیین‌های سنتی مردم گیلان، در طول تاریخ می‌پردازیم که در خیلی از مناطق گیلان، هنوز این شیوه عزاداری‌ها متداول است. هر نوع شیوه عزاداری که وهن اهل‌بیت (ع) نباشد از باب حفظ شعائر دین، از نظر فقه شیعه مستحب است. چه آیینی که از گذشته در اسلام بوده است چه آیینی که بر اساس فرهنگ متداول مردم، مرسوم بوده است.


عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع قَالَ: نَفَسُ‏ الْمَهْمُومِ‏ لِظُلْمِنَا تَسْبِيحٌ‏ وَ هَمُّهُ‏ لَنَا عِبَادَةٌ وَ كِتْمَانُ سِرِّنَا جِهَادٌ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع يَجِبت أَنْ يُكْتَبَ هَذَا الْحَدِيثُ بِالذَّهَبِ؛ امام صادق (ع) فرمودند: آهی که انسانِ دلسوخته بر مظلومیت ما بکشد، تسبیح است؛ اندوه او برای ما عبادت به شمار می‌آید؛ و پنهان داشتن راز ما، جهاد در راه خداست. سپس فرمودند: شایسته است که این حدیث با طلا نوشته شود.

 

همان‌طور که ذکر شد در حکومت آل‌بویه (۳۲۲-۴۴۸ق) توسط معزالدوله دیلمی (م۳۵۶ق) عزاداری برای امام حسین (ع) شکل رسمی به خود گرفت. از تاریخ افول آل‌بویه تا شکل‌گیری حکومت تیموریان یعنی در این بازه حدود سیصد و چهل ساله به دلیل روی کار آمدن حکومت‌های غزنویان (۳۵۱-۵۸۱ق) سلجوقیان (۴۲۸-۵۹۰ق) و خوارزمشاهیان (۴۷۰-۶۲۸ق) و ایلخانان مغول (۶۵۴-۷۳۶ق) شاهد سرکوب شیعیان و خفقان هستیم و حفظ شعائر با رویکرد تقیه و در خفا صورت می‌گرفته به همین دلیل کمتر گزارش تاریخی در این دوران مبنی بر عزاداری برای اهل‌بیت (ع) داریم. اما در دوره تیموری، (۷۷۲-۹۱۲ق) مداحی و روضه‌خوانی رواج یافت و با کتاب روضة‌الشهدا (اثر ملاحسین واعظ کاشفی (م۹۱۰ق)) اصطلاح روضه‌خوان تثبیت شد. اوج گسترش عزاداری در عصر صفویه (۹۰۷-۱۱۳۴ق) و با رسمی‌شدن تشیع بود و نهادهایی چون تکیه و حسینیه پدید آمد. نادرشاه در دوره افشاریه (۱۱۵۰-۱۲۱۰ق) محدودیت‌هایی اعمال کرد، اما در زندیه (۱۱۶۳-۱۲۰۸ق) تعزیه و شبیه‌خوانی شکل گرفت.

دوره قاجار (۱۱۵۰-۱۳۴۳ق) زمان رونق گسترده عزاداری، به‌ویژه تعزیه، و رواج آیین‌هایی مانند قمه‌زنی، زنجیرزنی، شام غریبان و گسترش عزاداری به ماه صفر بود، هرچند با انتقاد برخی روشنفکران همراه شد. نمونه‌ای از رونق عزاداری در دوره قاجاریه از این گزارش روزنامه ایران مشهود است: برپایی مراسم تعزیه‌داری در ماه محرم توسط حاکم گیلان که از ۲۰۰ مجلس روضه‌خوانی و تعزیه‌داری دسته‌جات عزادار و نوحه‌گر محله به محله عبور می‌کردند.  

در دوره پهلوی اول (حک ۱۳۰۴-۱۳۲۰) به‌ویژه از ۱۳۱۴، محدودیت‌های شدید بر عزاداری اعمال و با تعطیلی مجالس، بازداشت وعاظ و تخریب تکیه دولت، تعزیه به حاشیه رفت.  البته در استان گیلان از مرداد ۱۳۰۳ یعنی در دوران نخست‌وزیری رضاخان ما شاهد منع روضه‌خوانی هستیم آن هم به دلیل طرفداری مردم گیلان از سید حسن مدرس بود. خنثی شدن اقدامات مخالفان دولت یعنی طرفداران آیت‌الله سیدحسن مدرّس (۱۲۴۹-۱۳۱۶) در رشت که آیرم (۱۲۶۱-۱۳۲۷) در توجیه‌ حکومت نظامی خود تاکید می‌کند که اگر حکومت نظامی اعلام نمی‌شد از رشت اثری باقی نمی‌ماند. پس از سقوط رضاخان، بسیاری از آیین‌ها احیا شد و در اواخر پهلوی، مجالس خانگی و بهره‌گیری سیاسی از عزاداری گسترش یافت. اوج مراسمات عزاداری از نظر کمی و کیفی را در دوران جمهوری اسلامی شاهد هستیم. در هیچ دوره‌ای مشابه این دوران به مراسمات عزاداری و شادی اهل‌بیت (ع) بها داده نشد. روضه‌خوانی و سینه‌زنی که از آن تعبیر به مدّاحی می‌شود، قرن‌هاست که زینت مجالس امام حسین (ع) است. شکل عزاداری در استان گیلان به شیوه‌های مختلف می‌باشد که در فصل آخر این سنّت‌های عزاداری را ذکر می‌کنم. اینکه بصورت مجزّا در مورد نوحه و مدّاحی صحبت می‌کنم بیشتر ناظر به مدّاح و اشعاری که در جلسات خوانده می‌شود، می‌باشد نه شکل عزاداری.

 

از آنجا که زبان مردم گیلان، گیلکی و تالشی است، مراثی که در مساجد و تکایا و دسته‌های عزاداری روستاها و محلات گیلان خوانده می‌شد، گیلکی و تالشی بود. نوحه به شعر آیینی گفته می‌شود که توسط مداحان و در مراسم‌های مذهبی اجرا می‌شود. این نوحه‌ها با مضمون سوگواری برای اهل‌بیت اجرا می‌شوند و مداح با نوای سوزناکش شنوندگان نوحه را با خودش همراه می‌کند. با این تعریف امکان دارد شعری آیینی باشد اما نوحه نباشد. بیشتر نوحه‌هایی که از شاعران گیلانی منتشر شده است، به دلیل فراگیر بودن و مشترک بودن آن، زبان فارسی است مثل گلچین احمدی گورجی اما در میان این آثار، آثار گیلکی هم دیده می‌شود. از معروف‌ترین پیرغلامان گیلان که سال‌ها در عرصه مدّاحی گیلکی عرض ارادت کرده‌اند: حاج ابراهیم اجتماعی، حاج طهیری، حاج سید علی ضیابری، حاج رجب برشنورد، حاج اکبر هدی، حاج محمدعلی شیرعلی نیا، حاج سیدحسن منصف، حاج احمد صومی و...

 با جلسات و رهنمودهای مقام معظم رهبری با مداحان و شعرای آیینی و بستری که از لطف جمهوری اسلامی برای مجالس اهل‌بیت (ع) به وجود آمد، مدّاحی وارد عرصه جدیدی شد. مدّاحان با بهره‌گیری از شاعران آیینی به مضامین اجتماعی، سیاسی، حمایت از مظلوم و معارفی که در سیره معصومین جاری بود، پرداختند. این جریان‌سازی در عرصه مداحی، در هیئت‌های استان گیلان نیز تاثیر بسیاری گذاشت و از قِبَل نوآوری‌هایی که داشتند، مخاطبین چند هزار نفری پیدا کردند. پررنگ شدن این نوع جلسات و جذّابیتش برای جوانان سبب شد بیشتر از پیش مدّاحی سنتی گیلان کم‌رنگ شود و به سنّت‌های بومی عزاداری گیلان، کمتر توجه شود. البته ناگفته نماند، در سال‌های اخیر نیز نوحه‌های گیلکی و تالشی نیز وارد این نوع هیئت‌ها شدند.

 

رسم و رسومات گیلانیان در دهه اول محرم شامل: جوش‌شلنگی، روضه‌های خانگی، سینه‌زنی، زنجیرزنی و دسته‌بری، تکایا، علم‌بندی، طشت‌گذاری، کرنی‌زنی، چاووش‌خوانی، مجمع‌بران، کرپ‌زنی، شب عاشورا، چهل‌منبر، دسته صبح عزا، روز قتل، خیمه‌سوزان، شام غریبان، علم‌واچینی، سوم امام است. هر کسی با هر توانایی که دارد به دستگاه امام حسین (ع) خدمت می‌کند؛ مساجد، تکایا، هیئت‌های مذهبی و ایستگاه‌های صلواتی، همگی با شور فراوان و با هر توان مالی مراسم برگزار می‌کنند.

 

مرور این تطور تاریخی، از آیین‌های سیاسی-مذهبی آل‌بویه تا جوش‌وشور هیئت‌های امروزی، گویای یک حقیقت واحد است: «حبّ الحسین یجمعنا». این پیوستگی تاریخی ثابت می‌کند که عزاداری، فراتر از یک سوگواری ساده، رگ حیاتی فرهنگ ماست. حفظ آیین‌های اصیل گیلان همچون «کرپ‌زنی» و «کرنی‌زنی» در کنار نوآوری‌های مداحی نوین، وظیفه‌ای است که نه تنها برای پاسداشت سنت‌ها، بلکه برای حفظ همان «تسبیحی» است که امام صادق (ع) در ازای هر آه مظلومانه برای اهل‌بیت (ع) وعده فرموده‌اند. امید که این بیرق‌های برافراشته در محلات گیلان و سراسر ایران، همواره سایه‌گستر ایمان و آزادگی ما باقی بماند.

تاکنون نظری برای این رویداد ثبت نگردیده است
جهت ثبت نظر پیرامون رویداد ابتدا در سایت ورود کنید
کلیه حقوق برای تقویم گیلان محفوظ است | طراحی و پیاده سازی : مهیانت شمال